اهداء(تخمک؛اسپرم،جنین،رحم جایگزین)

اهدای تخمك
در بعضي موارد علل ناباروري به گونه اي نيست كه با تجويز دارو يا روش هاي پيشرفته درمان ناباروري بتوان آنها را رفع كرد. براي مثال در بعضي زنان به خاطر سن بالا، يائسگي زودرس و اختلالات ديگر، عليرغم سالم بودن ارگان هاي باروري به علت نداشتن تخمك از امكان باروري محروم اند.
در اين افراد تنها راه باروري دريافت تخمك اهدايي از يك داوطلب است. در محيط آزمايشگاه تخمك اهدايي توسط اسپرم هاي مرد كه همسر گيرنده تخمك است لقاح مي يابد و جنين حاصله از اين لقاح در رحم زن نابارور منتقل مي شود.
اولين كودك حاصل از اهدای تخمك در جهان در سال 1984 متولد شده است و اين روش هم اكنون در كشور ما پس از طي مراحل شرعي و قانوني آن سالهاست كه مورد استفاده قرار مي گيرد.

نكات مهم در اهداي تخمك
- حداكثر سني فرد گيرنده تخمك 45 سال است. البته فرد بايد كاملا از خطرات باروري در سنين بالا مطلع باشد و پس از
مشاوره هاي لازم با متخصص و روان پزشك براي اين كار اقدام كند.
- لازم است زوجي كه مي خواهند با روش اهدای تخمك تحت درمان قرار گيرند تحت مشاوره باشند و تمام جوانب اين كار اعم از مسائل روحي، رواني، ارث و قانون و ساير مسائل را درنظر بگيرند و با آگاهي كامل درمان را آغاز كنند.
- آزمايش هاي اوليه پيش از درمان بايد به طور كامل انجام شود. آزمايش اسپرموگرام مرد، معاينات عمومي فيزيكي، آزمايش هاي روتين قبل از بارداري نظير سرخجه، آزمايش هاي ايمني، تعيين گروه خون و RH، ايدز، هپاتيت، معاينات لگني، بررسي حفره رحم و سونوگرافي براي اندازه گيري حجم رحم و درصورت لزوم هيستروسكوپي و لاپاراسكوپي تعدادي از اين آزمايش ها است.
ضمنا رحم فرد گيرنده تخمك در زمان عمل بايد آمادگي داشته باشد كه لازم است اقدامات لازم از قبل انجام گيرد.
- سن اهدا ‌كننده تخمك بهتر است بين 21 تا 34 سال باشد و ترجيحا اين فرد قبلا بچه دار شده باشد چراكه شانس حاملگي را در فرد گيرنده تخمك بالا مي برد.
- خصوصيات فيزيكي فرد گيرنده و اهدا كننده تخمك بهتر است هماهنگ باشد. خصوصياتي نظير، رنگ پوست، رنگ چشم، رنگ مو و ساختمان بدني.
- فرد اهدا كننده تخمك (Donor) بايد از نظر ژنتيكي كاملا سالم باشد،‌ همين طور از نظر بيماري هايي نظير سيفليس، هپاتيت، ايدز نيز بايد مورد بررسي قرار گيرد.
- ارزيابي روان شناختي فرد اهدا كننده تخمك توسط يك شخص حرفه اي نيز بسيار توصيه مي شود. اين سابقه شامل بررسي سابقه خانوادگي، تحصيلي، ثبات روحي،‌انگيزه اهداء، سابقه بارداري سخت، روابط بين فردي، سابقه قضايي و قانوني، سابقه بيماري هاي روان پزشكي و اختلال شخصيتي است.

 ملاحظات اخلاقي اهدای‌ تخمك
همواره بحث هاي فراواني در رابطه با اهدا كننده تخمك جريان داشته است كه آيا بهتر است فرد اهدا كننده يا دونور  شناخته شده يا ناشناس باشد.
بسياري از دريافت كنندگان تمايل به دريافت تخمك از اهدا كنندگان ناشناس هستند چرا كه تمايل دارند حريم خصوصي خود را حفظ كنند. اما در مقابل عده اي نيز اصرار به شناختن اهدا كننده دارند.  براي آنها سابقه اجتماعي، فرهنگي اهدا كننده تخمك و ويژگي هاي ژنتيكي اش اهميت زيادي دارد.
موضوع ديگر آشكار كردن يا پنهان داشتن موضوع از كودك حاصل از اين عمل است. در مواردي كه بنابر ملاحظاتي اين حقيقت كتمان مي شود همواره اين خطر وجود دارد كه حقيقت ناخواسته آشكار شود. اين موضوع به ويژه در خانواده هايي كه تفاهم و توافق وجود ندارد بيشتر اهميت مي يابد.
به هر حال مهم اين است كه استانداردهاي سلامت جسمي و رواني در مورد اهدا كنندگان رعايت شود و براي پيشگيري از مشكلات آتي رضايت نامه از اهدا كننده و گيرنده دريافت شود.

2-اهدای اسپرم
در مواردي كه علت ناباروري مربوط به مرد مي شود و با هيچ يك از روش هاي درماني امكان دريافت اسپرم از مرد وجود ندارد و در واقع توليد اسپرم در مرد صورت نمي گيرد، تنها راه كمك به يك زوج اهدای‌ اسپرم و يا اهدای جنين است.
در خصوص روش اهدای  اسپرم نظرات شرعي متفاوتی از سوی فقها مطرح شده است و این کار در ایران انجام نمی شود.

3-اهدای‌ جنين
زمانی که جنین انتقالی حاصل از لقاح تخمک و اسپرم غیر زوج گیرنده باشد اهدای جنین محسوب میشود.اهدای جنين در دو مورد انجام مي شود. اول: در مواردي كه مشكل ناباروري مربوط به مرد است و مرد قادر به توليد اسپرم نيست و(نه در نمونه مایع منی و نه در بیوپسی بیضه ها) در این صورت با توجه به ممنوعيت از نظر تعدادی از فقها، ناگزير بايد از اهدای‌ جنين استفاده شود.
دوم: در بیمارانی که احتمال انتقال بیماری های ژنتیکی به نسل بعد وجود دارد شامل بیماری های ژنتیکی وابسته به جنس نظیر هموفیلی، دیستروفی عضلانی دوشن و یا ناهنجاری های مادرزادی که با اهدای جنین فابل برطرف شدن باشد.
منابع عمده جنین اهدایی عبارتند از:
1. زوج های ناباروری که طی سیکل درمانی میکرواینجکشن باردار شده اند و تعداد جنین های تشکیل شده بیشتر از تعداد جنین های انتقالی بوده و تمایلی به استفاده از جنین های منجمد خودشان ندارند
2. از اهدا تخمک و اسپرم یک زوج دیگری که مشکل نازایی ندارند و تمایل به اهدای جنین دارند.
 
روند اهداي جنين به اين ترتيب است كه زوجين بعد از مراجعه به مركز ناباروري و محرز شدن اين مسئله كه با هيچ كدام از روش هاي درمان ناباروري امكان درمانشان وجود ندارد به واحد مددکاری ارجاع می شوند. مددکار توضیحات کامل درباره مسائل مختلف، ناشناس ماندن، طول زمان انتظار و ... را ارائه میکند و پس از طی مدت انتظار نامه اي براي دادگاه خانواده و پزشكي قانوني برای احراز صلاحیت اخلاقی و جسمی و اجتماعی دريافت مي كنند. زوجین پس از صدور مجوز و موافقت حقوقی می تواننددر سیکل درمانی قرار بگیرند.
هم اکنون در پژوهشگاه رویان با توجه به ضوابط، اهدای جنین ناشناس فقط از طریق جنین های منجمد شده قبلی به زوج های نابارور استفاده می شود.
منظور از ناشناس بودن اینست که پژوهشگاه رویان بنا دارد تا سن 18 سالگی فرزند حاصل از اهدای جنین، زوج داوطلب و زوج نابارور همدیگر را نشناسند و فقط در صورت درخواست فرزند، هویت پدر و مادر ژنتیکی را به وی اعلام کنند. اهدا کنندگان و اهداگیرندگان پیش از ورود به سیکل باید درباره مسائل حقوقی و شرعی این کار تحقیق کرده باشند و آن را پذیرفته باشند.

4-رحم جايگزين (Surrogacy)
در پاره اي موارد، زوجين از نظر تخمك و اسپرم و تشكيل جنين مشكلي ندارند، اما به چند علت ممكن است جنين نتواند در رحم مادر مراحل رشد و تكامل خود را طي كند:
1) رحم قدرت نگهداري جنين را ندارد و جنين را سقط مي كند.
2)  بارداري براي جان زن به علت يك بيماري طبي ديگر خطرناك است.
3) زن به طور مادرزادي فاقد رحم و يا داراي يك رحم بسيار كوچك است.
4) رحم زن به علت دستكاري هاي پزشكي نظير كورتاژ خشن و غيراصولي و يا به علت عفونت هايي نظير بيماري سل دچار چسبندگي شده است.
در اين صورت جنين را به رحم زن بيگانه اي وارد مي كنند و آن زن جنين را در رحم خود نگهداري مي كند و پس از وضع حمل كودك را به پدر و مادرش برمي گرداند.
اين كار به لحاظ شرعي و قانوني هيچ مشكلي ندارد و در كشور ما هم از اين روش استفاده مي شود. زوجين مي توانند خود، فردي كه داوطلب ارائه رحم جايگزين است را به مركز درمان ناباروري معرفي كنند و يا از مركز در اين زمينه كمك بگيرند.
در پژوهشكده رويان ليستي از زنان داوطلب ارائه رحم جايگزين وجود دارد كه در صورت نياز زوجين به آنها در اين زمينه كمك مي شود.
با توجه به اينكه فرد ارائه دهنده رحم جايگزين در طول مدت بارداري متحمل رنج و مشقت مي شود پرداخت اجرت از سوي زوجين به اين فرد طبق عرف مقبول است. از نظر شرعي نيز چنين زني به خاطر اينكه با جنين رابطه خوني برقرار كرده است حكم مادر رضاعي طفل را پيدا مي كند و طبق قانون، مشمول ارث و حق و حقوق مادر و كودك واقعي نمي شوند.

 

تکنیک های تشخیصی ناباروری

آشنایی با  تکنیک های تشخیصی- درمانی

سونوگرافي ساده:

سونوگرافي تفسير امواج منعكس شده از بافت هاي مختلف بدن است. اين روش تشخيصي بيش از 35 سال است كه به كار برده مي شود و تاكنون هيچگونه خطري ناشي از آن به اثبات نرسيده است. سونوگرافي ساده معمولا" ده دقيقه زمان نياز دارد و بايد توجه داشت سونوگرافي هيچ گاه به ميزان صد در صد تولد نوزاد سالم را تضمين نمي كند.

سونوگرافي كالر داپلر:
جهت بررسي ميزان خونرساني به ارگان هاي مختلف در بدن از اين روش سونوگرافي استفاده مي شود. امواج ناشي از جريان خون هم به صورت تصاوير موجي و هم به صورت تصاوير بازسازي شده سياه و سفيد و رنگي سونوگرافي مشاهده مي شود و درصورت وجود كاهش و يا افزايش جريان خون رساني در اعضاء اين موضوع قابل بررسي است و ارزش قابل توجهي در تشخيص برخي از ناهنجاري هاي مادرزادي و بيماري هاي اكتسابي دارد.


سونوگرافي سه بعدي و چهاربعدي:‌
در سونوگرافي سه بعدي امواج صوتي با زواياي مختلف به بدن جنين تابانده مي شود و انعكاس اين امواج با كمك نرم افزارهاي پيشرفته كامپيوتري تغيير مي شود. در سونوگرافي چهار بعدي علاوه بر ايجاد تصاوير سه بعدي از جنين حركات جنين را نيز به صورت زنده نشان مي دهد. سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي جايگزين سونوگرافي ساده نيستند و بايد به عنوان مكمل سونوگرافي ساده در صورت تشخيص پزشك مبني بر احتمال وجود ناهنجاري استفاده شود. سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي در صورتي كه جنين در وضعيت مطلوبي قرار داشته باشد حدود 25 دقيقه طول مي كشد و در موارد چند قلويي مدت زمان بيشتري نياز دارد.

لاپاراسكوپي:
نوعي عمل جراحي است كه تحت بيهوشي عمومي از طريق يك يا چند برش كوچك در ناحيه زير ناف انجام مي شود. در اين عمل وسيله تلسكوپ مانند ظريفي را از طريق برش ايجاد شده داخل حفره شكم هدايت مي شود كه به وسيله آن اعضاء حفره لگني و حفره شكمي قابل رؤيت و بررسي مي شوند. اين عمل به خصوص براي بررسي و تشخيص چسبندگي ها،‌ كيست هاي تخمداني، فيبروم هاي رحمي، باز و بسته بودن لوله هاي رحمي و بررسي وجود  احتمالي آندومتريوز به كار مي رود.
لاپاراسكوپي علاوه بر كاربردهاي تشخيصي، كاربردهاي درماني نيز دارد. آزاد كردن چسبندگي ها، برداشتن كيست هاي تخمداني، برداشتن فيبروم هاي رحمي و از بين بردن آندومتريوز، با لاپاراسكوپي كه با روش هاي مكانيكي و ليزري قابل انجام است صورت
مي گيرد.

هيستروسكوپي:
هيستروسكوپي يك روش آندوسكوپي تشخيصي داخل رحمي است. اين عمل تحت شرايط بيهوشي عمومي و با وسيله تلسكوپ مانندي كه از طريق دهانه رحم وارد حفره مي شود صورت مي گيرد. از طريق هيستروسكوپي بررسي مستقيم رحم از نظر وجود انواع چسبندگي هاي داخل رحمي، پوليپ يا فيبروم و ديواره هاي رحمي امكان پذير است. هيستروسكوپي نيز كاربرد درماني دارد. با هيستروسكوپي از بين بردن چسبندگي ها برداشتن پوليپ و انجام بيوپسي هاي متعدد ميسر مي شود.

هيستروسونوگرافي:
بررسي بازبودن يا انسداد لوله هاي رحمي است. در اين روش با قراردادن لوله باريكي در دهانه لوله رحم و تزريق سرم نرمال سالين و همزمان انجام سونوگرافي مي توان از عبور مايع از لوله هاي رحمي و رها شدن آنها در حفره لگن كه دليل بازبودن لوله ها است اطلاع حاصل كرد.

سيستوسكوپي:
سيستوسكوپي روشي براي بررسي مجاري ادراري خارجي، پروستات و مثانه است. در مواردي كه آزواسپرمي ناشي از انسداد مجاري انتقال اسپرم به خارج از بدن باشد مي توان از اين تكنيك ضمن بررسي مجاري انتقال اسپرم و پروستات عوامل انسدادي نظير كيست و چسبندگي و يا سنگ را برطرف كرد تا جريان خروج اسپرم به خارج از بدن برقرار شود.

وازووازوستومي:
در مواردي كه به هر علت در مسير لوله مردان انسداد ايجاد شود، مانند ‌آسيب به لوله هاي اسپرم بر بعد از عمل فتق و يا در اثر ضربات وارده به بيضه و يا انجام عمل وازكتومي، لازم است براي رفع انسداد مجددا لوله هاي اسپرم بر را پيوند دهند كه به اين عمل وازووازوستومي مي گويند.
اين جراحي به زمان طولاني نياز دارد و با ميكروسكوپ و با كمك رشته های نخ  بسيار ظريفي انجام مي شود و طبق آمار 90 درصد احتمال باز شدن و رفع انسداد بعد از عمل وجوددارد. اين عمل با بيهوشي عمومي انجام مي شود.

وازواپيديديموستومي:
به ترميم و پيوند بين لوله هاي اسپرم بر و لوله هاي اپيديديم بيضه، وازواپيديديموستومي (VEA) مي گويند.
اين عمل نيز يك عمل ميكروسكوپي است كه طي زمان طولاني و با كمك نخ هاي بسيار ظريف انجام مي شود و طبق آمار احتمال بازشدن مسير 50 درصد است. اين عمل با بيهوشي عمومي انجام مي شود.

عمل تشخيصي PESA:
در مواردي كه مرد دچار آزواسپرمي انسدادي باشد. يعني عمل اسپرم سازي در بيضه انجام مي شود ولي نقص يا گرفتگي در مسير خروجي اسپرم وجود دارد،  محتويات لوله هاي مجاور بيضه كه اپيديديم نام دارد با سوزن كشيده مي شود. به اين عمل PESA گفته مي شود. اين عمل با بي حسي موضعي و بدون بيهوشي عمومي انجام مي گيرد و نمونه بلافاصله جهت بررسي وجود اسپرم به آزمايشگاه ارسال مي شود و جواب آن نيز بلافاصله مشخص مي شود.

عمل تشخيصي TESE:
در مواردي كه آزواسپرمي انسدادي نباشد ممكن است اسپرم سازي به صورت بسيار محدود داخل بافت بيضه انجام شود ولي به علت محدود بودن ميزان آن در مايع  اسپرم مشاهده نشود. لذا براي بررسي بافت بيضه و وجود اسپرم در آن قطعه بسيار كوچكي از بيضه برداشته مي شود به اين عمل TESE گفته مي شود. اين عمل با بي حسي موضعي قابل انجام است و نمونه پس از تكه برداري به آزمايشگاه جنين شناسي و سيتوپاتولوژي ارسال مي شود كه جواب آن بعد از حدود يك ماه مشخص مي شود.

واريكوسلكتومي:
واريكوسل يا اتساع وريدهاي بيضه، شايع ترين علت شناخته شده ناباروري در مردان است. اين بيماري مادرزادي است و با سونوگرافي و معاينه پزشك قابل تشخيص است. در عمل جراحي واريكوسلكتومي وريدهاي متسع شده بيضه قطع مي شود و خون از وريدهايي كه مشكل نداشته اند تخليه مي شود و از عوارض واريكوسل جلوگيري مي شود. واريكوسل، درد بيضه و ناباروري ايجاد مي كند كه با عمل واريكوسلكتومي ممكن است درد به طول كامل از بين نرود. لازم به ذكر است گاهي اوقات كه آزمايش اسپرموگرام طبيعي است ولي نتيجه عمل IUI, IVF يا ICSI منفي شده است و بيمار واريكوسل دارد با عمل واريكوسلكتومي نتيجه ART  تغيير مي كند. عمل واريكوسلكتومي ساده است و حدود يك ساعت طول مي كشد و بيمار بعدازظهر روز عمل مرخص مي شود اما تا سه هفته نبايد كار سنگين انجام دهد. اين عمل جراحي با بيهوشي عمومي انجام مي شود.

سيتوژنتيك (كاريوتايپ):
در ارزيابي زوج نابارور، پس از گرفتن تاريخچه و شرح حال بيمار،‌ گاهي براي انجام كاريوتايپ ارجاع مي شوند.
درزناني كه سابقه سقط مكرر، شكست مكرر در روش هاي درمان ناباروري، سابقه تولد نوزاد با نقص مادرزادي دارند و يا خود مشكوك به نقايص ژنتيكي هستند بررسي هاي ژنتيكي و كاريوتايپ ضروري است.
در مردان نيز، در نقايص شديد اسپرم مانند آزواسپرمي غيرانسدادي يا اليگواسپرمي هاي شديد كاريوتايپ در تشخيص كمك
 مي كند.

روش تشخيصي AZF:
يكي از شايع ترين علل آزواسپرمي هاي غيرانسدادي و يا اليگواسپرمي هاي شديد حذف بخش هاي كوچكي از كروموزوم Y است كه باعث آسيب ژن هاي دخيل در توليد اسپرم مي شود. بررسي اين گونه آسيب هاي كروموزومي در روش هاي معمول سيتوژنتيك قابل تشخيص نيستند و بايد براي بررسي آن از روش هاي مولكولي استفاده كرد. اين روش تشخيصي AZF نام دارد كه مخفف فاكتور آزواسپرمي است.

اسپرموگرام:
آزمايش اسپرموگرام به منظور تجزيه و آناليز مايع اسپرم انجام مي گيرد. مايع اسپرم تركيبي از اسپرم هاي شناور در ترشحات بيضه و ساير غدد جنسي است كه هنگام انزال از بدن خارج مي شود. طي انجام اسپرموگرام وجود اسپرم در مايع اسپرم مشخص مي شود و در صورت وجود، ‌تعداد اسپرم ها، ميزان تحرك آنها، ميزان تركيبات شيميايي و عناصر سلولي اندازه گيري مي شود كه در تشخيص علت ناباروري مي تواند مؤثر باشد.
براي آزمايش اسپرموگرام فردي كه نمونه مي دهد بايد حداقل 3 روز و حداكثر 7 روز از آخرين مقاربت وي گذشته باشد و دچار بيماري هاي ويروسي و عفوني و تب نباشد و بيمار از 3 هفته قبل از آزمايش به جز داروهاي ضروري از داروي خاص ديگري استفاده نكند.

روشهای درمان ناباروری

-۱-تحريك تخمك گذاريInduction

موارد كاربرد:
اين عمل در مواردي كه مرد مشكل باروري ندارد و تنها، زن مشكل تخمك گذاري دارد استفاده مي شود.

مراحل انجام تحریک تخمدان:
پس از انجام معاينات لازم،‌ آزمايش هاي روتين،‌ آزمايش هاي هورموني و عكس برداري از رحم براي اطمينان يافتن از بازبودن لوله هاي رحمي، خانم روز دوم يا سوم قاعدگي مراجعه مي كند و در اين روز سونوگرافي براي بردن وضعيت تخمدان و رحم انجام مي گيرد.
سپس داروهاي لازم براي تحريك تخمك گذاري توسط پزشك تجويز مي شود كه نهايتا منجر به تخمك گذاري مي شود. دستورات تكميلي توسط پزشك به بيمار داده مي شود و تنها دو هفته بعد بيمار براي آزمايش مراجعه مي كند.

-۲-تلقيح درون رحمي IUI

موارد كاربرد

IUI يا تلقيح درون رحمي در دو صورت به كار مي رود:
اول:‌ در مواردي كه مرد مشكلاتي مانند كمي حجم مايع اسپرم، كم بودن تعداد اسپرم، كمي تحرك اسپرم يا كاهش ميل جنسي دارد.
دوم: در مواردي كه زن مشكلات ترشح گردن رحم و يا اختلال ايمني منجر به ناباروري دارد و يا به علت درد و شرايط خاصي مانند واژينيموس امكان مقاربت طبيعي ندارد.

مراحل انجام
اين روش نسبتا‌ ساده و بدون درد است و در مطب پزشك و بدون نياز به بيهوشي نيز قابل انجام است. در اين روش مايع اسپرم مرد تهيه مي شود.
در آميزش طبيعي حدود ده درصد از اسپرم ها از واژن به گردن رحم مي رسند اما با عمل IUI تعداد بيشتري از اسپرم هاي با كيفيت مناسب به داخل رحم راه مي يابند.

اقدامات قبل از عمل

قبل از عمل بايد معاينات لازم، آزمايش هاي روتين، آزمايش هورموني و عكس برداري از رحم براي اطمينان از بازبودن لوله هاي رحمي انجام شود.
خانم روز دوم يا سوم قاعدگي مراجعه مي كند و در اين روز سونوگرافي براي بررسي وضعيت تخمدان و رحم و درصورت نياز شروع مصرف دارو انجام مي گيرد. تجويز دارو براي تحريك تخمك گذاري و بالا رفتن شانس باروري انجام مي شود.
بعد از مصرف دارو، چند نوبت سونوگرافي در روزهاي مختلف انجام مي شود. زماني كه فوليكول (كيسه حاوي تخمك در تخمدان) به اندازه مناسب رسيد داروي HCG به صورت عضلاني تزريق مي شود كه سبب بلوغ تخمك و انجام تخمك گذاري مي شود و 40 ساعت بعد از تزريق HCG بيمار مراجعه مي كند و عمل IUI انجام مي شود.

مراقبت هاي بعد از عمل
بيمار مدت كوتاهي بعد از IUI مرخص مي شود. نيازي به استراحت مطلق نيست و بيمار مي تواند فعاليت هاي عادي خود را داشته باشد. بديهي است آرامش روحي و رواني و پرهيز از شرايط پر اضطراب مي تواند در موفقيت عمل مؤثر باشد.
معمولا دو هفته بعد از عمل IUI بيمار به آزمايشگاه هورموني مراجعه مي كند تا مقدار BHCG خون اندازه گيري شود. افزايش اين هورمون اولين نشانه حاملگي است.

-۳-لقاح خارج رحمي IVF

موارد كاربرد
در تمام مواردي كه شرايط رسيدن اسپرم به تخمك در رحم فراهم نباشد مانند انسداد لوله هاي رحمي، چسبندگي هاي حفره لگني، تعداد كم اسپرم و تحرك پايين اسپرم از روشIVF استفاده مي شود.

مراحل انجام عمل
روز عمل، نمونه اسپرم از مرد و تخمك تحت يك بيهوشي كوتاه و موقت از زن گرفته مي شود. سپس اسپرم و تخمك در آزمايشگاه جنين شناسي در محيط كشت مجاور يكديگر قرار داده مي شود تا اسپرم خودش وارد تخمك شده و آن را بارور كند.
به تخمك لقاح يافته، جنين گفته مي شود. جنين تك سلولي شروع به تقسيم مي كند و يك جنين چند سلولي ايجاد مي كند. جنين پس از 48 تا 72 ساعت به رحم زن منتقل مي شود تا در آنجا لانه گزيني كند و بارداري انجام شود. پس مي توان مراحل انجام عمل IVF  را به چهار مرحله تقسيم كرد. مرحله اول: تحريك تخمدان، مرحله دوم: تخمك گيري، مرحله سوم: لقاح اسپرم و تخمك،‌ مرحله چهارم:‌ انتقال جنين.
در مرحله اول براي تحريك تخمدان ها، از داروهاي هورموني استفاده مي شود. تزريق عضلاني آمپول HMG تخمدان ها را براي رشد فوليكول تحريك مي كند و تزريق عضلاني آمپول HCG باعث بلوغ تخمك ها و انجام تخمك گذاري مي شود.
در مرحله عمل، تخمك گيري با يكي از دو روش لاپاراسكوپي يا با مشاهدات سونوگرافي از طريق واژينال امكان پذير است كه در پژوهشكده رويان اين كار با استفاده از روش دوم انجام مي گيرد. در روش دوم نيازي به بيهوشي عمومي نيست  و با يك بيهوشي كوتاه مدت يا بي حسي موضعي قابل انجام است. با استفاده از دستگاه سونوگرافي، پزشك فوليكول ها را مشاهده مي كند و مايع فوليكولي همراه با تخمك كشيده مي شود كه به اين عمل اصطلاحا" پانكچر مي گويند.
در مرحله سوم، عمل لقاح اسپرم و تخمك در محيط كشت آزمايشگاه انجام مي گيرد. با توجه به اينكه براي بالا بردن درصد موفقيت چندين تخمك لقاح مي يابد. تعداد جنين هاي تشكيل يافته زياد است. اگر اين جنين ها كيفيت مطلوبي داشته باشند تعدادي از آنها با صلاحديد زوج منجمد و نگهداري مي شوند تا درصورت نياز براي بارداري هاي بعدي از اين جنين ها استفاده شود.
در مرحله چهارم يا انتقال جنين نيز نيازي به بيهوشي نيست. جنين يا جنين ها به وسيله يك كاتتر به داخل رحم منتقل مي شوند و يكي دو ساعت بعد از انتقال جنين، بيمار مرخص مي شود.

مزايا و محدوديت هاي عمل IVF
يكي از مزاياي IVF اين است كه قبل از انتقال جنين، عمل لقاح قابل مشاهده است و در صورتي كه اسپرم با تخمك لقاح پيدا نكند مي توان در  نوبت هاي بعدي شرايط لقاح را تغيير داد.
مزيت ديگر IVF اين است كه اگر يك بيمار فاقد لوله هاي رحمي باشد نيز بدون مشكل،‌ عمل IVF انجام مي شود. اما محدوديت IVF آن است كه ميزان بارداري در زنان بالاي 40 سال به علت پايين بودن كيفيت تخمك ها ي زن كاهش مي يابد.

اقدامات قبل از عمل
بعد از آزمايش هاي روتين،‌ آزمايش هورموني و ويزيت زوج توسط متخصصان در صورتي كه روش درماني IVF پيشنهاد شود مراحل زير طي مي شود:
1)روز دوم يا سوم قاعدگي براي بررسي وضعيت تخمدان ها و رحم سونوگرافي انجام مي شود.
2)‌بعد از انجام سونوگرافي با نظر متخصص دارو جهت تحريك تخمك گذاري تجويز مي شود.
3)‌طي مرحله مصرف دارو پنج الي شش نوبت سونوگرافي براساس ميزان واكنش تخمدان ها انجام مي شود.
4)‌زماني كه فوليكول ها به اندازه مناسب مي رسد داروي HCG تزريق مي شود و بيمار آماده عمل تخمك گيري مي شود.
5) حدود 36 ساعت بعد از تزريق HCG و هم زمان با دريافت نمونه اسپرم از مرد، عمل لقاح درون آزمايشگاه انجام مي شود.


مراقبت هاي پس از عمل
يك تا دو ساعت پس از عمل انتقال جنين بيمار مرخص مي شود. توصيه مي شود طي 3 الي 4 روز بعد از عمل فعاليتهاي شديد كه منجر به خستگي مفرط مي شود نداشته باشد. بديهي است آرامش روحي و رواني و پرهيز از شرايط پراضطراب مي تواند در موفقيت عمل مؤثر باشد. معمولا" 10 الي 12 روز بعد از انتقال جنين بيمار به آزمايشگاه هورموني مراجعه مي كند تا مقدار ‌BHCG خون اندازه گيري شود. افزايش اين هورمون اولين نشانه حاملگي است.

-۴-ميكرواينجكشن يا تزريق اسپرم داخل تخمك ICSI

موارد کاربرد
عمدتا ‌در مواردي به كار مي رود كه اسپرم مرد از نظر تعداد، تحرك و يا شكل كيفيت لازم را ندارد.  در بعضي موارد هم كه چندين مورد عمل IVF انجام شده و به نتيجه نرسيده است از عمل ميكرواينجكشن استفاده مي شود.

مراحل انجام عمل
به طور كلي در اين روش، يك اسپرم در محيط آزمايشگاه داخل يك تخمك تزريق مي شود كه به دنبال آن لقاح و تقسيم سلولي صورت مي گيرد و جنين تشكيل مي شود. ميكرواينجكشن نيز مانند IVF شامل چند مرحله تحريك تخمدان،‌ تخمك گيري، تزريق اسپرم داخل تخمك و لقاح و انتقال جنين است. در مرحله اول براي تحريك تخمدانها، از داروهاي هورموني استفاده مي شود. تزريق عضلاني آمپول HMG تخمدانها را براي رشد فوليكول تحريك مي كند و تزريق عضلاني آمپول HCG باعث بلوغ تخمك ها و انجام تخمك گذاري مي شود.
در مرحله دوم عمل تخمك گيري با يكي از دو روش لاپاراسكوپي يا با مشاهدات سونوگرافي از طريق واژينال امكان پذير است كه در پژوهشكده  رويان اين كار با استفاده از روش دوم انجام مي گيرد. در روش دوم نيازي به بيهوشي نيست و با يك بيهوشي كوتاه مدت يا بي حسي موضعي قابل انجام است. با استفاده از دستگاه سونوگرافي پزشك فوليكول ها را مشاهده مي كند و با سوزن هاي مخصوص مايع فوليكولي همراه با تخمك كشيده مي شودكه به اين عمل اصطلاحا پانكچر مي گويند.
در مرحله سوم ابتدا سلولهاي دور تخمك به كمك آنزيم جدا مي شود سپس اسپرم به داخل تخمك تزريق مي شود. در عمل ميكرواينجكشن نيز براي افزايش درصد موفقيت چندين تخمك لقاح مي يابد لذا تعداد جنين هاي تشكيل يافته زياد است كه اگر اين جنين ها كيفيت مطلوبي داشته باشند تعدادي از آنها با صلاحديد زوج منجمد و نگهداري مي شوند تا در صورت نياز براي بارداري هاي بعدي از اين جنين ها استفاده شود.
در مرحله چهارم و پاياني نيز نيازي بيهوشي عمومي نيست. جنين به وسيله يك كاتتر به داخل رحم منتقل مي شود و يكي دو ساعت بعد از انتقال جنين بيمار مرخص مي شود.

مزايا و محدوديت هاي این عمل
يكي از مزاياي ميكرواينجكشن اين است كه حتي اگر يك اسپرم سالم از مرد وجود داشته باشد اين عمل قابل انجام است. مزيت ديگر ميكرواينجكشن اين است كه اگر بيمار فاقد لوله هاي رحمي باشد نيز مشكلي در انجام اين عمل به وجود نمي آيد. اما محدوديت ميكرواينجكشن آن است كه ميزان بارداري در زنان بالاي 40 سال به علت پايين بودن كيفيت تخمك هاي زن كاهش
 مي يابد.

اقدامات قبل از عمل
بعد از آزمايش هاي روتين،‌ آزمايش هورموني و ويزيت زوج توسط متخصصان، در صورتي كه روش درماني ICSI پيشنهاد شود مراحل زير طي مي شود:
1)روز دوم يا سوم قاعدگي براي بررسي وضعيت تخمدان ها و رحم سونوگرافي انجام مي شود.
2)‌بعد از انجام سونوگرافي با نظر متخصص دارو جهت تحريك تخمك گذاري تجويز مي شود.
3)‌طي مرحله مصرف دارو پنج الي شش نوبت سونوگرافي براساس ميزان واكنش تخمدان ها انجام مي شود.
4)‌زماني كه فوليكول ها به اندازه مناسب مي رسد داروي HCG تزريق مي شود و بيمار آماده عمل تخمك گيري مي شود.
5) حدود 36 ساعت بعد از تزريق HCG و هم زمان با دريافت نمونه اسپرم از مرد، عمل لقاح درون آزمايشگاه انجام مي شود.

مراقبت هاي پس از عمل
يك تا دو ساعت پس از عمل انتقال جنين بيمار مرخص مي شود. توصيه مي شود طي 3 الي 4 روز بعد از عمل فعاليت هاي شديد كه منجر به خستگي مفرط مي شود نداشته باشد. بديهي است آرامش روحي و رواني و پرهيز از شرايط پراضطراب مي تواند در موفقيت عمل مؤثر باشد. معمولا" 10 الي 12 روز بعد از انتقال جنين بيمار به آزمايشگاه هورموني مراجعه مي كند تا مقدار ‌BHCG خون اندازه گيري شود. افزايش اين هورمون اولين نشانه حاملگي است.

 

PGD-5 يا تشخيص پيش از لانه گزيني جنين
مي دانيم افزايش سن مادر و همچنين وجود بيماري هاي ژنتيكي در زوج هاي در معرض خطر مي تواند باعث افزايش خطر بروز ناهنجاري هاي كروموزومي در نوزاد شود.
سابقا از روش هاي تشخيص ژنتيكي قبل از تولد موسوم به PND براي بررسي ناهنجاري هاي كروموزومي جنين قبل از تولد استفاده مي شد. اما در صورت تشخيص ناهنجاري در جنين، تصميم گرفتن در مورد سقط جنين براي زوج بسيار مشكل بود و صدمات جسمي و رواني  را براي آنها در پي داشت.
اكنون با استفاده از روش هاي تشخيص ژنتيكي پيش از لانه گزيني موسوم به PGD مي توان از بروز اين مشكلات جلوگيري كرد.

روشPGD
شانزده الي هیجده ساعت بعد از انجام لقاح، ‌تخمك ها را از نظر لقاح ارزيابي مي كنند و آن دسته كه داراي دو پيش هسته هستند را كشت مي دهند سپس در روز سوم هنگامي كه جنين در مرحله 6 تا 8 سلولي است يك يا دو بلاستومر را جدا و ارزيابي مي كنند.
موفقيت درمان در كنار PGD و با استفاده از اين روش جديد به چند دليل افزايش مي يابد:
1)جنين انتخاب شده جنين سالمي است.
2) از شكل گيري و تولد كودكان با ناهنجاريهاي ژنتيكي جلوگيري مي شود.
3) براي برداشتن بلاستومر يا سلول هاي جنيني ناگزير سوراخي در كمربند جنيني يا زونا ايجاد مي شود كه اين مجرا مي تواند مبدأ لانه گزيني بهتر جنين در رحم باشد.

موارد كاربرد PGD
پاره اي از موارد كاربرد PGD به شرح زير است:
1)بيماراني كه بيش از 3 بار عمل IVF يا ميكرواينجكشن انجام داده اند،‌ اما منجر به حاملگي نشده است.
2)‌ هنگامي كه سن خانم بيش از 35 سال باشد.
3) مواقعي كه ناهنجاري هاي ساختاري مانند ترانس لوكيشن (جابه جا شدن قطعات كروموزومي)‌ در آزمايش كاريوتايپ زوجين وجود دارد.
4)‌در سقط هاي مكرر كه عوامل ديگري براي سقط وجود نداشته است.
5) تشخيص جنسيت در بيماري هايي  مانند هموفيلي كه وابسته به جنس است و بروز آن به خصوص در پسران بيشتر از دختران است.
6) بيماري هاي تك ژني مانند تالاسمي كه ممكن است در نوزاد بروز كند.

6-ليزر هچینگ
اطراف تخمك را لايه اي از جنس مولكول هاي قندي پروتئيني بنام زونا پلوسيدا پوشانده است. اين لايه باعث محافظت تخمك و جنين مي شود و پس از مرحله لقاح، يكي از عوامل هدايت جنين از لوله رحم به سمت رحم است كه مانع جداشدن سلول هاي جنين از يكديگر مي شود. همچنين پس از وارد شدن يك اسپرم به تخمك ساختار آن چنان تغيير مي كند كه مانع ورود اسپرم هاي بعدي مي شود. پس از رسيدن جنين به حفره رحم و تشكيل بلاستوسيست در روز پنجم پس از لقاح به طور طبيعي اين لايه نازك شده و به كمك آنزيم هايي كه از جنين و ديواره رحم ترشح مي شوند پاره مي شود. به اين فرآيند پاره شدن، هچينگ گفته مي شود تا امكان چسبيدن جنين و نفوذ آن به داخل ديواره رحم فراهم آيد.
در مواردي كه لقاح آزمايشگاهي صورت مي گيرد، بعضي عوامل مانع نازك شدن زوناپلوسيدا و پارگي آن در اثر آنزيم ها مي شوند. اهم اين عوامل عبارتند از: سن مادر، سطح FSH بالا در خون مادر و ضخيم شدن زوناپلوسيدا به علت شرايطي كه محيط كشت به آن اعمال مي كند. به همين دليل محققان راه هايي را براي پاره كردن زوناپلوسيدا  به صورت مصنوعي ابداع كرده اند. يكي از اين روش ها استفاده از اشعه ليزر است. اين اشعه به صورت كاملا" كنترل شده به بخشي از ديواره جنين يا به عبارت ديگر زوناپلوسيدا تابيده مي شود و طولي حدود 35 تا 40 ميكرومتر از زونا را حذف مي كند. به اين فرآيند ليزر هچينگ گفته مي شود. تاكنون هيچ گونه گزارشي مبني بر اثرات نامطلوب استفاده از ليزر بر جنين ها بدست نيامده است و نوزاداني كه از اين روش در دوران جنيني آنها استفاده شده، سالم هستند. هم اكنون در پژوهشكده رويان نيز از اين روش براي بيماراني كه سن آنها بيش از 37 سال است و يا يك دوره انتقال جنين ناموفق را تجربه كرده اند استفاده مي شود. همچنين ليزر هچينگ براي بيماراني كه دوره انتقال جنين منجمد شده دارند نيز استفاده مي شود.

دلایل ناباروری

علل ناباروری


ناباروري را اين طور تعريف كرده اند: ناتواني يك زوج در باردار شدن پس از يك سال رابطه جنسي بدون جلوگيري از بارداري.
ناباروري در ده تا پانزده درصد از زوج ها ديده مي شود. علل ناباروري مي تواند مربوط به زن يا مرد يا هر دو باشد. حدود 40% از مشكلات ناباروري مربوط به مردان، 40% مربوط به زنان و حدود10% مربوط به هر دو است. در حدود 10% از زوج ها نيز عامل ناباروري مشخص نيست. به عبارت ديگر در اين زوج ها هر دو نفر با توجه به انجام آزمايش هاي موجود مشكلي ندارند ولي به علل نامشخصي بچه دار نمي شوند.
طي دو دهه اخير گام هاي بلندي در رابطه با تشخيص و درمان ناباروري برداشته شده است و حدود 65 درصد از زوج هاي نابارور با استفاده از روش هاي موجود صاحب فرزند شده اند.

علل ناباروري در زنان
1) اختلال در تخمك گذاري
اختلال در تخمك گذاري، علت عمده ناباروري در زنان است. به طوري كه 39% علل ناباروري زنان مربوط به اين مسئله است . بدون عمل تخمك گذاري لقاح انجام نمي شود و بنابراين زن باردار نمي شود . بعضي از زن ها ممكن است تخمك گذاري نكنند و يا به طور نامنظم و كم تخمك گذاري كنند و بنابراين ممكن است يا عادت ماهيانه نداشته باشند و يا عادت ماهيانه آنها كم و نامنظم باشد و حتي بعضي خانم ها با آنكه داراي عادت ماهيانه منظم هستند، داراي اختلال در تخمك گذاري هستند.

2) اختلال در لوله هاي رحمي
در بعضي زنان، لوله هاي رحمي به طور كامل و يا ناقص بسته است. در نتيجه اسپرم به تخمك نمي رسد. بسته بودن لوله هاي رحمي مي تواند به دليل عفونت، آندومتريوز و يا چسبندگي هايي پس ازعمل جراحي باشد. همچنين ممكن است اين لوله ها پس از يك حاملگي خارج رحمي بسته شوند. در كشورهاي در حال توسعه نسبت به كشورهاي توسه يافته به علت شيوع بيماري هاي عفوني دستگاه توليدمثلي، ميزان اختلال در لوله هاي رحمي بيشتر است. به طور كلي 30% علل ناباروري زن ها مربوط به اختلال در لوله هاي رحمي است .

3) آندومتريوز
آندومتريوز، حالتي است كه در آن سنگفرش رحم (آندومتر)‌ رشد می کند و از رحم هم فراتر مي رود و لوله هاي رحمي را نيز مي پوشاند و حتي آنها را مي بندد و در عمل تخمك گذاري اختلال به وجودمي آورد. آندومتريوز علت 13% موارد ناباروري است  و حدود 70% زنان داراي آندومتريوز، نابارور هستند.

4)‌اختلال درگردن رحم يا رحم
ناهنجاري هاي گردن رحم مي تواند سبب ناباروري شود كه از آن جمله مي توان به مشكلات مربوط به ساختمان بدن، عفونت هاي گردن و رحم و يا كيفيت نامناسب ترشحات رحم اشاره كرد. از طرفي تومورهاي بدخيم رحم و يا بعضي جاي زخم هاي موجود در ديواره رحم مسبب ناباروري است.

5)‌ مشكلات دستگاه ايمني بدن
مشكلات مربوط به دستگاه ايمني بدن و عوامل ايمونولوژيك نقش مهمي در ايجاد ناباروري دارند. تشخيص و درمان اينگونه بيماران مشكل است. در بعضي خانم ها،‌ عليه اسپرم مرد ماده اي بنام آنتي بادي ترشح مي شود كه اسپرم ها را از بين مي برد و يا آنها را غيرفعال مي كند و يا حتي سبب سقط خود به خود در بعضي از آبستني ها مي شود.

علل ناباروري  در مردان
1)اختلالات مربوط به اسپرم
 به طور طبيعي، در بيضه مرد اسپرم توليد مي شود و به هنگام انزال از وي خارج مي شود. اگر در موارد زير اختلالي باشد، شانس لقاح كم شده و مرد نابارور محسوب مي شود.

  • ‌تعداد كم اسپرم
  • عدم بلوغ اسپرم
  • شكل غيرطبيعي اسپرم
  • عدم توانايي حركت مناسب اسپرم

عواملي كه بر تعداد،  شكل،‌ بلوغ و حركت اسپرم تأثير منفي دارند عبارتند از:

  • بيماري هاي عفوني: بيماري هاي عفوني با شرايط التهابي نظير بيماري اوريون سبب عفونت مجاري تناسلي يا التهاب و از بين رفتن بيضه ها در مرد مي شوند. حدود 25% مرداني كه بعد از بلوغ دچار اوريون مي شوند نابارور مي شوند.
  • ‌اختلالات هورموني
  • اختلالات هورموني سبب حدود 5-2% مشكلات ناباروري در مردان مي شود. توليد نامناسب هورمون هاي FSH و LH بر توليد هورمون مردانگي يا تستوسترون و توليد اسپرم تأثير دارند.
  • مشكلات مربوط به دستگاه ايمني بدن
  • در بدن بعضي مردان عليه اسپرم خودشان ماده اي به نام آنتي بادي توليد مي شود كه سبب كاهش حركت اسپرم يا به هم چسبيدن آنها مي شود.


2)‌ ناهنجاري هاي مربوط به ساختمان بدن
بعضي عوامل نظير بسته بودن لوله هاي خروج اسپرم (دفران، اپيديديم)‌ سبب ناباروري در مردان مي شود . بسته شدن لوله هاي خروج اسپرم مي تواند به علل مادرزادي، نقص ژنتيكي، عفونت ها يا التهاب هاي دستگاه ادراري – تناسلي باشد. البته جاي جراحي هاي قبلي نيز مي تواند اين لوله ها را ببندند.
از جمله عوامل ديگر ناباروري در مردان واريكوسل است. در اين حالت رگهاي درون كيسه بيضه متسع مي شود و كيفيت اسپرم كاهش مي يابد.
3)‌ عوامل ديگر
عوامل ديگري نظير ناتواني جنسي و يا انزال زودرس نيز مي تواند عامل ناباروري  در مردان باشد.

علل ناباروری ژنتیکی
علل ناباروری اعم از مشکلات هورمونی و چاقی تا غیر طبیعی بودن سلول های جنسی (تخمک و اسپرم) همگی می تواند به نوعی تحت تاثیر عوامل ژنتیکی باشد. برای مثال استعداد چاقی، ابتلا به عفونت و حتی لزوم انجام یک جراحی که به ناباروری می انجامد همگی هر چند کوچک می توانند به عوامل ژنتیکی مربوط باشند. امروزه مطالعات بر روی ژنهای خاص در انسان و مدل های آزمایشگاهی تا حدودی تاثیر عوامل ژنتیکی بر ناباروری را آشکار ساخته اند.
بعضی از عوامل ژنتیکی بر ناباروری مردان تاثیر می گذارند، در حالی که بعضی عوامل دیگر بر روی هر دو جنس و یا فقط بر روی زنان تاثیر گذارند. برای مثال جابجایی های کروموزومی می تواند بر روی مردان و زنان تاثیر بگذارد اما سندروم کلاین فلتر که در آن ترکیب کروموزوم های جنسی به صورت XXY در می آید تنها مختص مردان است و سندروم ترنر که در آن بیمار فقط دارای کروموزوم جنسی X است تنها مختص زنان است.     

عوامل ناشناخته
گاه ممكن است پس از يك معاينه دقيق پزشكي، زن و شوهر كاملا‌ سالم تشخيص داده  شوند ولي به علل ناشناخته بارور نشوند. اگرچه معمولا بعد از دو سال تعداد زيادي از اين زوج ها بچه دار مي شوند، اما تعدادي از آنها حتي بعد از گذشت سه سال بدون استفاده از روش هاي پيشگيري بچه دار نمي شوند، در اين صورت بايد تحت درمان قرار بگيرند.


مزایا و محدودیتهای سلولهای بنیادی

برخی از مزایا و محدودیت‌های سلول‌های بنیادی جنینی و بالغ


1- اخلاق زیستی (Bioethic)
سلول‌های بنیادی جنینی، از جنین زنده گرفته می‌شود، بنابراین در بسیاری از كشورها استخراج آنها ممنوع است؛ زیرا از بین بردن جنینی كه قابلیت تبدیل شدن به یك انسان را دارد در حكم قتل نفس تلقی می‌شود. به‌عنوان مثال، در كشور آلمان این عمل ممنوع بوده و در كشور انگلستان نیز تا چندی پیش، اجازة تحقیقات در این خصوص داده نشده بود. اما در مقایسه با سلول‌های بنیادی جنینی، سلول‌های بنیادی بالغ از فرد بالغ گرفته شده و چون استخراج آن‌ها از بدن فرد موجب مرگ وی نمی‌شود، در نتیجه با این محدودیت مواجه نیستند.همچنین یكی از كاربردهای بالقوة هر دو دسته از سلول‌های بنیادی، همسانه‌سازی انسان به روش كلونینگ (Cloning) است كه بحث‌های اخلاقی زیادی را به خود معطوف داشته است. در اكثر كشورهای جهان كاربرد سلول‌های بنیادی، با هر منشأ كه باشد، برای همسانه‌سازی انسان ممنوع است. در عین حال، سایر كاربردهای بالقوه و بالفعل سلول‌های مذكور در عرصة پزشكی در اقصی‌ نقاط جهان به شدت مورد توجه و تحقیق هستند.


2- پس‌زدگی
با توجه به اینكه از سلول‌های بنیادی بالغ هر بیمار می‌توان جهت مداوای خودش استفاده كرد، بنابراین، پس از تزریق آن‌ها به بدن بیمار، سیستم ایمنی بدن فرد، سلول‌های مذكور را به‌عنوان یك سلول یا بافت بیگانه تلقی نكرده و مشكل پس‌زدگی یا رد پیوند به‌وجود نمی‌آید. شایان ذكر است، پس‌زدگی، یكی از محدودیت‌های عمده پیش روی محققان در بهره‌گیری از سلول‌های بنیادی جنینی است، زیرا آنتی‌ژن‌های سازگاری نسجی این سلو‌ل‌ها با شخص گیرنده یكی نبوده و احتمال پس‌زدگی آن‌ها بالا می‌رود. البته تحقیقاتی در حال انجام است كه مولكول‌های عرضه‌كنندة آنتی‌ژن‌ها را فرونشانند (suppress) تا این مشكل رفع شود.


3- تمایز
سلول‌های بنیادی جنینی دارای قدرت تكثیر و تمایز بالایی هستند، به‌گونه‌ای‌كه بعضاً بدون اعمال تیمار خاصی، خودبه‌خود به سلول‌های دیگر تبدیل می‌شوند. بنابراین باید جلوی تمایز ناخواسته و تصادفی آنها گرفته شود تا تبدیل به بافت‌های دیگر نشوند.
سلول‌های بنیادی بالغ نیز در محیط كشت، علاقه به تكثیر شدن دارند و با اعمال تیمارهای خاص در مسیر تمایز هدفمند قرار می‌گیرند.
بنابراین، یكی از مشكلات عمده در رابطه با تكثیر و تمایز سلول‌های بنیادی (جنینی و بالغ) این است كه جهت‌دهی و هدایت مسیر تمایز این سلول‌ها به سلول‌های دیگر، قدری سخت و ناشناخته است؛ در حالی‌كه اگر مسیر تكثیر و تمایز شناسایی شود، می‌توان به چگونگی پیدایش سلول‌های مختلف پستانداران در دوران جنینی نیز پی برد و هم‌چنین از این طریق می‌توان ژن‌های دخیل در تكوین سلول‌های مختلف (نظیر قلب، اعصاب و غیره) را شناسایی نمود. در این‌جا مزیت سلول‌های بنیادی جنینی بر سلول‌های بنیادی بالغ آن است كه سلول‌های بالغ چنین اطلاعاتی را به ما نمی‌دهند.


4- ناهماهنگی Arithmy
زمانی‌كه از سلو‌ل‌های بنیادی جنینی برای ترمیم بافت‌های آسیب‌دیدة قلب استفاده می‌شود، در برخی موارد، ناهماهنگی بین بافت قلب و بافت ترمیم‌شده به وجود می‌آید. زیرا در این حالت، سلول‌های بنیادی جنینی كه با بافت قلبی هموژنی كامل ندارند؛ به سلو‌ل‌های قلبی تبدیل شده‌اند. این مسأله باعث می‌شود در د ضربان این دو قسمت ناهمخوانی پیش آید و ریتم ضربان قلب به هم بخورد. مشكل ناهماهنگی در برخی از آزمایشاتی كه روی موش‌ها انجام‌شده، دیده شده است.
اما این مشكل در مورد سلول‌های بنیادی بالغ، كه از خود فرد بیمار دریافت شده‌اند، به چشم نمی‌خورد.


5- قدرت تكثیر و نامیرا بودن
یكی از مهم‌ترین خصوصیات سلول‌های بنیادی جنینی این است كه نامیرا هستند؛ یعنی برخلاف سلول‌های بنیادی بالغ كه میرا بوده و پس از چند مرحله كشت و تكثیر، دچار فرآیند پیری می‌شوند، سلول‌های بنیادی جنینی دارای بقای زیادی بوده و پیر نمی‌شوند. سلول‌های بنیادی بالغ، علیرغم این‌كه قابلیت تكثیر و تمایز در محیط آزمایشگاه را دارند، اما نكتة جالب آن است كه تعداد تكثیرشان در شرایط آزمایشگاهی، محدود است، یعنی در شرایط مذكور تنها می‌توان آن‌ها را 30 و یا حداكثر 50 بار وادار به تقسیم كرد. پس از آن، این سلول‌ها دچار فرآیند پیری شده و امكان تكثیر را از دست می‌دهند. با این حال می‌توان از تمایز این سلول‌ها، رده‌های دیگری از سلول‌ها نظیر سلو‌ل‌های چربی، سلول‌های استخوانی، غضروفی و یا حتی سلول‌های قلبی و عصبی را تولید كرد.


6- قدرت پُرتوانی
ویژگی دیگر سلول‌های بنیادی جنینی در مقایسه با سلول‌های بنیادی بالغ این است كه دارای قدرت پُرتوانی (Pluripotency) بسیار بیشتری هستند. به‌عبارت دیگر، در محیط آزمایشگاهی، قدرت تمایز این سلول‌ها به انواع دیگر سلول‌ها، بیش از سلول‌های بنیادی بالغ است.


برخی دیگر از مزایای سلول‌های بنیادی جنینی
- در مقایسه با سلول‌های بنیادی بالغ، توانایی تمایز و تولید انواع بیشتری از سلول‌ها را دارند.
- كنترل مراحل رشد و تمایز آن‌ها، ساده‌تر از سلول‌های بنیادی بالغ است.
- به علت فراوانی نسبتاً بیشتر، جداسازی آن‌ها راحت‌تر از سلول‌های بنیادی بالغ است.
- دانش بدست آمده از سلول‌های بنیادی جنینی حیوانات، در مطالعات انسانی نیز كاربرد دارد.
- تحقیقات انجام شده بر روی سلول‌های بنیادی جنینی، موجب ارتقاء تكنیك‌های تكثیر و استفاده از سلول‌های بنیادی بالغ می‌شود.

http://stemcelldreammz.mihanblog.com

سلولهای بنیادی 2

سلول های بنیادی از مغز استخوان تا موی سر

سلولهای بنیادی (‏‎(stem Cell‏ سلول های اولیه ای هستند که قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. این سلول ها می توانند تحت تأثیر بعضی شرایط فیزیولوژیک یا آزمایشگاهی به سلول هایی با عملکردهای اختصاصی مانند سلول های عضلانی قلب یا سلول های تولیدکننده انسولین در پانکراس و... تبدیل شوند.‏
● خصوصیات سلول های بنیادی
سلول های بنیادی با دیگر انواع سلول های موجود در بدن متفاوت هستند. از جمله خصوصیات مشترک این سلول ها:
۱) توانایی تکثیر و افزایش تعداد آنها برای مدت طولانی
stem cell‏ ها قادربه تقسیم شدن (‏dividing‏) ونوسازی خودشان برای مدت طولانی هستند. پدیده ای که در سلول های عضلانی، خونی و یا عصبی به صورت طبیعی دیده نمی‌شود.اما سلول های بنیادی این عمل را بارها و بارها انجام می دهند. هنگامی که عمل تکثیر برای مدت طولانی اتفاق می افتد آن را ‏proliferation‏ می نامند.
یک جمعیت آغازگر سلول بنیادی که شروع به ‏proliferation‏ می کند می تواند میلیون‌ها سلول را ایجاد کند، حال اگر این سلول ها نیز به مانند سلول های مادری اولیه غیر تخصصی (‏unspecialized‏) باشند می گویند که این سلول ها قادر به ‏long-term self renewal‏ هستند. ‏
۲) توانایی تمایز و تبدیل به سلول های تخصص یافته
در سال های اخیر تحقیقات زیادی در مورد امکان تبدیل سلول بنیادی مخصوص یک بافت به سلول های تخصصی یک بافت کاملا متفاوت انجام شده است . این فرایند را در اصطلاح ‏plasticity‏ می نامند. برای مثال تبدیل سلول های بنیادی مغز استخوان به نورون ها و یا تبدیل سلول های بنیادی کبدی به سلول های تولید کننده انسولین و یا تبدیل سلول های خون ساز به سلول های عضله قلبی. ‏
این سلول ها پس از دریافت پیام های شیمیایی معین می توانند تمایز حاصل کنند یا به‏‎ ‎سلول های تخصص یافته با عملکردهای خاصی، تبدیل شوند‎. ‎‏ عملکرد این سلول ها در بدن به این شکل است که به هنگام اختلال و بیماری، تکثیر پیدا کرده و سلول‏‎ ‎های جدیدی به بافت ارائه می کنند که اساس سلول های درمانی را تشکیل می دهد.‏
فرایندی که در آن سلول های غیرتخصصی به سلول های تخصصی یک بافت خاص تبدیل می شوند را تمایز( ‏differentiation‏) می نامند.‏
این پدیده تحت تاثیر ‏signalهای داخلی و خارجی قرار می گیرد که بخش مهمی از تحقیقات امروزه دانشمندان را به خود معطوف کرده است.‏Internal signals‏ آن دسته از علائمی هستند که توسط ژن ها کنترل می شود و در واقع به اطلاعاتی گفته می شود که خصوصیات و عملکرد ساختاری یک سلول را با کد کردن اطلاعات لازم در یک زنجیره ‏DNA‏ تعیین می کند.‏
اما منظور از ‏external signals‏ علائمی است که منشا خارج سلولی دارند و شامل مواد شیمیایی ترشح شده، تماس فیزیکی با سلول های مجاور و مولکول های مخصوص در محیط میکروسکپی اطراف سلول( ‏‎ microenvironment‎‏) هستند.‏‎
‎سلولهای بنیادی خود بر دو نوع هستند:
▪ سلولهای بنیادی جنینی
▪ سلولهای بنیادی بالغ
در سال ۱۹۶۰ محققان کشف کردند که مغز استخوان دارای حداقل دو نوع سلول بنیادی است : سلول های بنیادی خون ساز( که انواع سلول های خونی را در بدن می سازند) و سلول های استرومال( که می توانند بافت های غضروف، استخوان، چربی و بافت های همبندی فیبروز را در بدن بسازند). در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی، دانشمندان توانستند سلول های بنیادی را از جنین ابتدایی موش جدا کنند. بیشتراین دانشمندان معتقد بودند که سلول های عصبی جدید در مغز افراد بالغ نمی تواند تولید شود تا اینکه در سال ۱۹۹۰ دانشمندان توافق کردند که مغز بالغین شامل سلول های بنیادی است که قادر به تولید سه نوع اصلی سلول های مغزی ( که شامل آستروسیت ها، الیگودندروسیت ها (سلول های غیرعصبی) ، نورون ها (ســلول هـای عصـبی)) است. ‏
سلول های بنیادی افراد بالغ ‏‎(stem cell adult)‎‏ در ارگان ها و بافت های زیادی از بدن جدا شده اند، اما نکته مهم این است که تعداد بسیار محدودی از این سلول ها در هر بافت وجود دارد که در منطقه خاصی از آن بافت برای سالها ساکن باقی مانده و با ظهور بیماری یا آسیب بافتی فعال می شوند.‏
بافت هایی که سلول های بنیادی بالغین در آنها یافت می شوند عبارتند از: مغز استخوان، خون محیطی، مغز، عروق خونی، پالپ دندان، عضله اسکلتی، پوست، کبد، پانکراس، قرنیه، شبکیه، سیستم گوارش.‏
‏ در سال ۱۹۹۸دانشمندان موفق به جدا کردن سلول های بنیادی جنینی انسان و رشد آنها در محیط آزمایشگاه شدند و این سلول ها را سلول های بنیادی جنینی انسان نامیدند. این سلول ها همانطور که از نامشان پیداست از جنین های ۳ تا ۵ روزه که از تخمک های آزمایشگاهی بارور می شوند به دست می آیند و در محیط های اختصاصی کشت داده می شوند. ‏
جنین ۳ تا ۵ روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده ای متشکل از ۱۰۰ سلول و یا بیشتر است. سلول های بنیادی سلول های درونی یک بلاستوسیست هستند که در نهایت به یک سلول ، بافت و یا اندام درون بدن تبدیل می‌شوند. دانشمندان سلول های بنیادی را از بلاستوسیست جدا کرده و آنها را درون ظرف پتری دیش در آزمایشگاه کشت می‌دهند.
پس از آنکه سلول ها چندین بار تکثیر شدند و میزان آنها از گنجایش ظرف کشت فراتر رفت آنها را از آن ظرف برداشته و درون چندین ظرف قرار می‌دهند به این کار اصطلاحا" پاساژ گفته می‌شود. سلولهای بنیادی جنینی که چندین ماه بدون ایجاد تمایز پرورش یافته‌اند خط سلول بنیادی ‏‎ (cell line)‎نامیده می‌شوند.‏
کار با سلول های بنیادی بالغ سخت‌تر است. زیرا استخراج و کشت آنها نسبت به سلول های بنیادی جنینی دشوارتر است.
با این وجود یکی از موانع موجود برای استفاده از سلول های بنیادی جنینی، پس زدن آن ها توسط سیستم ایمنی است. اگر سلول های بنیادی جنینی اهدا شده به یک بیمار تزریق شوند ممکن است سیستم ایمنی بدن بیمار این سلول ها را مهاجمان خارجی تلقی کرده و به آنها حمله کند. اما استفاده از سلولهای بنیادی بالغ تا حدودی از این مشکل می‌کاهد. زیرا سیستم ایمنی بدن بیمار سلولهای بنیادی خود بیمار را پس نمی‌زند.
سلول های بنیادی بر اساس توانایی تکثیر و تمایز به انواع زیر تقسیم می شوند:‏‎
‎۱) سلول های بنیادی‎ TOTIPOTENT ‎یا همه توانی:‏‎
‎این سلول ها می توانند به هر نوع سلولی در بدن تغییر پیدا کرده و تبدیل شوند.از جمله این سلول ها‎ ‎تخمک بارور شده یا سلول های تولید شده در‎ ‎تقسیمات یک تخمک بارور شده می باشد.‏
۲) سلول های بنیادی‎ PLURIPOTENT ‎یا پرتوانی‎:
‎این سلول ها که از سلول های بنیادی رویان منشا می گیرند، حدود ۴ روز پس از لقاح‏‎ ‎به وجود می آیند و می توانند به هر نوع سلولی به جز سلول های بنیادی همه توانی و‎ ‎سلول های جفت تبدیل شده و تمایز حاصل کنند‎.
‎۳) سلول های بنیادی‎ MULTIPOTENT ‎یا چند توانی‎ :
‎این سلول ها از سلول های بنیادی پرتوانی منشا می گیرند و سلول های تخصص یافته از آنها ناشی‎ ‎می شوند. برای مثال سلول های بنیادی خون ساز که در مغز استخوان وجود دارند می توانند به همه‏‎ ‎انواع سلول موجود در خون تبدیل می شوند‎;‎‏ مثل گلبول قرمز، گلبول سفید و پلاکت . یا‏‎ ‎سلول های بنیادی عصبی که می توانند به سلول های عصبی و سلول های حمایت کننده عصبی‎ ‎تبدیل شوند.‏
۴) سلول های بنیادی‎ UNIPOTENT ‎یا تک توانی‎ :
‎این نوع سلول ها می توانند فقط به یک نوع سلول تبدیل شده و آن را تولید کنند.‏
● کاربرد سلول های بنیادی
از سلول های بنیادی می‌توان برای بازسازی سلول ها یا بافت هایی استفاده کرد که بر اثر بیماری یا جراحت صدمه یافته اند. این نوع درمان به درمان سلولی معروف است. یکی از کاربردهای بالقوه این شیوه درمان ، تزریق سلول های بنیادی جنینی در قلب برای بازسازی سلول هایی است که بر اثر حمله قلبی صدمه دیده‌اند. ‏
توصیه می‌شود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی به‌سر می‌برند، در کنار تجویز داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی، از روش پیوند سلول‌های بندناف به‌عنوان یک روش کمکی استفاده کرد.
بر این اساس، این ایده در دنیا مطرح شده است که نمونه سلول‌های بندناف هر شخص در ابتدای تولد گرفته و برای سال‌های بعد برای خود فرد ذخیره شود. با این عمل، بیمار شانس بیشتری برای زنده ماندن تا زمان دریافت قلب را خواهد داشت.
این روش به‌ویژه در بیماران کهنسال که سلول‌های بنیادی مغز استخوان آنها برای پیوند کافی نیست، از اهمیت بالاتری برخوردار است. از این‌رو، امروزه در اغلب کشورها بانک‌های ویژه‌ای برای جداسازی و نگهداری سلول‌های بنیادی بندناف نوزادان تاسیس شده است.‏
از سلول های بنیادی می‌توان برای بازسازی سلول های مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده کرد. این بیماران فاقد سلول هایی هستند که ناقل عصبی موسوم به دوپامین را تولید می‌کنند. بدون وجود این پیک شیمیایی حرکت بیماران مبتلا به پارکینسون نامنظم و منقطع است و این افراد از لرزش های غیر قابل کنترل رنج می‌برند.
در تحقیقات انجام شده روی موش ها پژوهشگران سلول های بنیادی جنینی را در مغز موش های مبتلا به بیماری پارکینسون تزریق کردند و شاهد آن بودند که سلول های بنیادی ، موش ها را بهبود بخشیدند. دانشمندان امیدوارند که روزی بتوانند این موفقیت خود را در انسانهای مبتلا به پارکینسون هم تکرار کنند. ‏
با استفاده از سلول های بنیادی می‌توان یک اندام کامل را در آزمایشگاه پرورش داده و آن را جایگزین اندامی کنند که بر اثر بیماری آسیب دیده است. برای این کار باید نوعی چارچوب از جنس پلیمر زیست تجزیه پذیر را به شکل اندام مورد نظر بسازند و سپس آن را با سلول‌های بنیادی جنینی یا بالغ بارور سازند. پس از آن عوامل رشد(‏growth factor‏) مخصوص آن اندام افزوده می‌شوند تا پرورش اندام را تحت کنترل و هدایت درآورند.‏
پس از آنکه چارچوب با بافت خاص آن اندام پوشیده شد آن را به بیمار پیوند می‌زنند. با به وجود آمدن بافت از سلول های بنیادی چارچوب تجزیه شده و در نهایت یک گوش ، کبد یا هر اندام دیگر باقی خواهد ماند.
برای مثال، در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخش‌های دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی همزمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع می‌کنند تا بافت سرطانی به تدریج نابود شود. در عین حال چون بخش باقیمانده کبد باید بتواند وظایف کل کبد را به عهده گیرد، لازم است تا این اعمال جراحی به نحوی انجام شود که بخش سالم باقیمانده، فرصت تکثیر را پیدا کند و در نهایت عملکرد کبد کامل را ایفا کند.
برای این منظور، حداقل ۶ هفته زمان لازم است تا بخش باقیمانده و سالم کبد تکثیر شود. اما پیوند سلول‌های بنیادی بخش سالم کبد، این مدت زمان به ۲ هفته کاهش می‌یابد. با این کار نه تنها کبد فرد بیمار در مدت زمان کمتری ترمیم می‌شود، بلکه با خارج کردن سریع‌تر بخش سرطانی از بدن، احتمال بروز متاستاز و دست‌اندازی سرطان به بخش‌های دیگر بدن فرد نیز کاهش می‌یابد.‏
از جمله کاربردهای دیگر سلول های بنیادی، جایگزینی سلول های از بین رفته انسولین ساز در دیابت نوع ۱ است. از لحاظ تئوری سلول های بنیادی جنینی را می توان در خارج بدن کشت داد و آنها را با استفاده از روش های مختلفی از جمله استفاده از "فاکتورهای رشد" به سلول‌های انسولین ساز تبدیل کرد و وقتی مقدار کافی از این سلول ها در دسترس باشد می توان از آنها برای درمان هر فرد دیابتی که نیاز به این سلول ها داشته باشد استفاده کرد.
همچنین می توان این سلول ها را با دستکاری ژنتیکی در برابر سیستم ایمنی شخص گیرنده و رد پیوند مقاوم کرد، کاری که در مورد سلول های بنیادی بالغ امکان پذیر نیست. این امکان نیز وجود دارد تا با قرار دادن این سلول ها در یک ماده غیر ایمنی زا کاری کرد که از رد شدن آنها توسط دستگاه ایمنی جلوگیری شود و دیگر نیازی به استفاده از داروهای ضد رد پیوند نباشد.‏
‏ در یکی از تحقیقات جالب که به تازگی در باره سلول های بنیادی در افراد بالغ صورت گرفت نشان داده شد که اگر سلول های بنیادی موجود در دیواره مجاری غدد لوزالمعده در بالغین در محیط آزمایشگاه کشت داده شوند می توان با تحریک آنها، یک توده سلولی درست کرد که نه تنها قادر به ترشح انسولین است بلکه قادر است تا میزان ترشح را براساس قند خون محیط کم یا زیاد کند، کاری که برای موفق بودن پیوند بسیار ضروری و حیاتی است.‏

كاربردهای سلول‌های بنیادی


1- كاربرد فعلی سلول‌های بنیادی
نكته بسیار مهمی كه باید مورد توجه قرار گیرد آن است كه در حال حاضر، تنها كاربرد بالقوه سلول‌های بنیادی، ساخت سلول‌های مختلف و تا حدی بافت است. به‌عبارت دیگر، در حال حاضر سلول‌های بنیادی (بالغ و جنینی) را صرفاً می‌توان برای ترمیم بافت‌ها و اندام‌های آسیب‌دیده استفاده كرد. در یك جمله، مهم‌ترین كاربرد فعلی سلول‌های بنیادی، در سلو‌ل‌درمانی یا Cell Therapy است و این تصور كه می‌توان از سلول‌های بنیادی برای تولید اندام‌هایی مثل قلب، كبد، كلیه و غیره استفاده كرد، لااقل در شرایط فعلی اشتباه است.تولید اندام شرایط بسیار پیچیده‌ای را طلب می‌كند كه در حال حاضر بشر تكنولوژی آن را در اختیار ندارد. زیرا برای این منظور، اولاً باید سلول‌ها را كشت صعودی داد؛ ثانیاً باید به سلول‌هایی كه در عمق كشت سلولی قرار گرفته‌اند، غذارسانی كرد. یعنی باید كشت سلولی و غذارسانی به آن‌ها در یك مقیاس سه‌بعدی صورت گیرد، كه در حال حاضر امكان آن وجود ندارد. البته شاید بتوان در سال‌های آتی به این امر نیز دست پیدا كرد.
از كاربردهای بالقوه این سلول‌ها در روش "سلول‌درمانی" می‌توان به ترمیم بافت‌های آسیب دیده بدن از جمله غضروف، كبد، ماهیچه و غیره اشاره كرد كه می‌تواند دامنه كاربرد سلول‌های بنیادی را در آینده افزایش دهد.


2- كاربرد‌های قریب‌الوقوع و مورد انتظار سلول‌های بنیادی در علوم پزشكی
هر چند استفاده از سلول‌های بنیادی، در مراحل اولیه خود به سر می‌برد، اما متخصصان معتقدند در آینده‌ای نه‌چندان دور، این سلول‌ها كاربردهای وسیعی در علم پزشكی خواهند داشت. با این اعتقاد، هم‌اكنون در اقصی نقاط جهان تحقیقات وسیعی در خصوص استفاده از سلول‌های بنیادی برای تأمین سلامت انسان در حال انجام است. در ذیل به چند نمونه از كاربردهای نزدیك به حصول سلول‌های بنیادی اشاره می‌شود:


2-1- ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده قلب
امروزه شمار زیادی از مردم دنیا از بیماری‌های قلبی ناشی از آ?سیب‌دیدگی بافت‌های آن رنج می‌برند كه بعضاً منجر به مرگ نیز می‌شود. ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده، همواره یكی از دغدغه‌های پزشكان و متخصصان علوم پزشكی بوده و بهره‌گیری از سلول‌های بنیادی، امید تازه‌ای در این عرصه به وجود آورده است. متخصصان امیدوارند سلول‌های بنیادی را از مغز استخوان افراد بیمار (یا جنین نوظهور) استخراج و آنها را در محیط آزمایشگاه به سلول‌های قلبی تبدیل نمایند و نهایتاً با تزریق این سلول‌های تمایزیافته به بدن، امكان ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده قلب را فراهم آورند.
البته این تكنیك هنوز در مرحله آزمایشگاهی است، اما موفقیت‌های به‌دست آمده در حیوانات آزمایشگاهی، احتمال بهره‌گیری از آن را در انسان قوت بخشیده است.


2-2- ترمیم بافت‌های استخوانی
در افرادی كه شكستگی وسیع استخوان دارند و یا كسانی كه مورد عمل جراحی مغزی قرار گرفته و كاسه سر آنها برداشته شده و همچنین اشخاصی كه استخوان‌های آنها به‌كندی جوش می‌خورد، از سلول‌های بنیادی برای جوش‌خوردگی سریع و جلوگیری از عفونت‌های بعدی استفاده می‌شود. در این تكنیك، سلول‌های بنیادی بالغ از فرد گرفته شده و در محیط آزمایشگاه به سلول‌های استئوپلاست (استخوانی) تبدیل می‌شوند، سپس این سلول‌ها در كنار بافت‌های آسیب‌دیده استقرار می‌یابند تا باعث جوش‌خوردگی سریع این بافت‌ها گردند. در این مورد، سلول‌ها از خود شخص جدا می‌شوند؛ بنابراین مشكل پس‌زدگی و عوارض جانبی را نیز در برندارد.تكنیك مذكور از مرحله آزمایشگاهی خارج شده و هم‌اكنون دركشورهای پیشرفته دنیا از جمله آمریكا و ژاپن به طور عملی و كاربردی بر روی بیماران انجام می‌شود.


2-3- درمان بیماری‌ها و ضایعات عصبی
پیشرفت‌های بشر در زمینه تولید، تكثیر و تمایز سلول‌های بنیادی، این امید را به‌وجود آورده است كه بتوان از این سلول‌ها در مداوای ضایعات عصبی مانند قطع نخاع و بیماری‌های عصبی همچون آلزایمر، پاركینسون، MS و غیره نیز بهره برد. در این مورد نیز پس از تهیه سلول‌های بنیادی از شخص موردنظر، آن‌ها را به سلول عصبی تبدیل نموده و برای ترمیم یا مداوا مورد استفاده قرار می‌دهند. البته بخش اعظم این تكنولوژی، در مرحله آزمایشگاهی است؛ اما با پیشرفت‌های خوبی همراه بوده است. به‌عنوان مثال، طی گزارشی كه اخیراً منتشره شده، متخصصین فرانسوی موفق شدند با استفاده از سلول‌های بالغ، موش قطع نخاع شده‌ای را تا حدی بهبود بخشند كه قادر به حركت باشد ( البته نه با تعادل صددرصد). این موضوع در صورتی‌كه با موفقیت نهایی توأم شود، انقلاب بزرگی در پزشكی به شمار می‌رود.ضمن اینكه یك شركت آمریكایی بنام اورسی كه یك مركز تحقیقاتی خصوصی بوده و متخصصان ارشد جهان در زمینه سلول‌های بنیادی را گرد هم آورده، ادعا كرده است كه با استفاده از سلول‌های بنیادی خود شخص، قادر به مداوای بیماری‌هایی مانند آلزایمر، پاركینسون، MS و غیره می‌باشد. البته در قبال آن هزینه‌‌های بالایی تا حد 100 هزار دلار دریافت می‌نمایند.


2-4- ترمیم سوختگی‌ها و ضایعات پوستی
جراحات پوستی ناشی از سوختگی‌ها یا صدمات دیگر، سالانه بسیاری از بیماران را دچار مشكل می‌كند. در روش معمول برای ترمیم قسمت‌های صدمه‌ دیده، از پوست بخش‌های سالم بدن استفاده می‌شود كه مشكلاتی را برای بیمار به‌وجود می‌آورد. اما با استفاده از سلول‌های بنیادی می‌توان سلول‌های پوستی را در محیط آزمایشگاه تولید نمود و درترمیم بافت‌های صدمه ‌دیده از آن‌ها استفاده كرد. این تكنولوژی در حال حاضر، كاربردی شده و توسط یكی از بیمارستان‌های انگلستان مورد استفاده قرار می‌گیرد.


2-5- ترمیم لوزالمعده (پانكراس) و ترشح انسولین
اخیراً متخصصان دانشگاه آلبرتا كانادا، موفق شده‌اند سلول‌های بنیادی بالغ را به سلول‌های پانكراس انسانی تبدیل نموده و به بیماران دیابتی منتقل نمایند. این آزمایش بر روی 23 نفر انجام شد كه 16 نفر از تزریق انسولین بی‌نیاز شدند. یادآوری می‌شود كه این پیوند از نوع اتولوگ بود (برای مداوای هر شخص از سلول‌های بنیادی خود وی استفاده شد) و مشكلات جانبی در بر نداشت.


2-6- آزمون تأثیر داروهای جدید
از جمله مشكلاتی كه همواره در مورد داروهای سنتتیك جدید وجود دارد آن است كه این تركیبات ممكن است روی سلول‌ها یا بافت‌های انسانی تأثیرات منفی داشته باشند؛ اما به دلیل مسایل اخلاق پزشكی، امكان ارزیابی‌های اولیة آن‌ها بر روی انسان‌ وجود ندارد. به‌عنوان مثال، یك داروی سنتتیك قلبی ممكن است بر سلول‌ها یا بافت‌های قلبی تأثیر نامطلوبی داشته باشد. در این موارد می‌توان سلول‌های قلبی یا هر بافت دیگر را با استفاده از سلول‌های بنیادی تولید نمود و داروهای جدید را بر روی آن‌ها آزمایش كرد، بدون این‌كه نیاز به بررسی دارو در بدن انسان باشد. به‌عبارت دیگر، استفاده از سلول‌های بنیادی، انجام آزمایش‌های اولیه انسانی را با سهولت بیشتر و همان دقت اولیه ممكن می‌سازد. در این خصوص سلول‌های بنیادی جنینی می‌توانند كاربرد وسیعی داشته باشند.


2-7- استفاده از سلول‌های بنیادی بالغ برای طب پیوند
همان‌گونه كه قبلاً نیز اشاره شد، سلول‌های بنیادی بالغ كاندیدای بسیار خوبی برای طب پیوند به‌شمار می‌روند. در واقع می‌توان این سلول‌ها را از مغز استخوان یك فرد گرفته و دوباره به بخش آسیب‌دیدة بدن همان فرد پیوند زد. بنابراین چون این سلول‌ها از خود فرد اخذ شده‌اند، مشكل رد پیوند به‌وجود نخواهد آمد.
البته این مسأله در مورد سلول‌های بنیادی جنینی هم مشاهده شده است. به‌عنوان مثال، پیوند سلول‌های بنیادی جنینی قلب موش به موشی كه دچار سكته قلبی شده موجب بهبود حیوان گردیده است. این نتایج، حتی در مورد پیوند سلول‌های بنیادی جنینی انسان به موش یا رت (نوعی موش آزمایشگاهی) قطع نخاع شده، بسیار امیدواركننده بوده و موجب برطرف شدن بسیاری از علایم آسیب در حیوان شده است. ولی باید توجه داشت كه یكی از محدودیت‌های سلول‌های بنیادی جنینی در طب پیوند، امكان رد شدن آن‌ها به‌دلیل واكنش‌های ناسازگاری نسجی است.

2-8- تلاش برای تولید سلول‌های یونیورسال
از آنجا كه سلول‌های بنیادی جنینی نامیرا هستند، دانشمندان در تلاشند با مداخله و دست‌كاری ژن‌های مؤثر در پیوند و فاكتورهای سازگاری نسجی (MHC) آن‌ها، ردة سلولی فراگیر یا یونیورسال (Universal) تولید نمایند. به‌عبارت دیگر، با حذف ژن‌های سازگاری نسجی در سلول‌های بنیادی جنینی، سلول‌هایی تولید نمایند كه قابلیت پیوند به تمام افراد را داشته باشند. اگر بتوان چنین سلول‌هایی را تولید كرد، به‌علت نامیرا بودن‌ آن‌ها، منبع لایزالی از سلول‌های یونیورسال خواهیم داشت كه به‌طور نامحدود قابلیت نگهداری، تكثیر و پیوند را دارا بوده و از این راه مشكل پس‌زدگی پیوند حل خواهد شد. البته علیرغم كار و تحقیق گسترده در این زمینه، هنوز كسی موفق به تولید ردة سلولی یونیورسال نشده و این موضوع فعلاً در حد یك ایده است. علت این امر آن است كه روند و مكانیسم انتقال ژن به درون سلول‌های بنیادی جنینی برای از كار انداختن یا اصطلاحاً Knock-out كردن ژن‌های مربوط به رد پیوند، ناشناخته و بسیار پیچیده است.
البته فرضیة دیگری هم برای جلوگیری از دفع پیوند سلول‌های بنیادی جنینی انسان پیشنهاد شده است كه استفاده از هماتوپوئیتیك كایمریسم (Chimerism Hematopoietic) است. در این شیوه اگر بخواهند به فردی، مثلاً سلول عصبی حاصل از سلول‌های بنیادی جنینی را پیوند بزنند، از همان سلول‌های بنیادی علاوه بر سلول‌های عصبی، یكسری سلول‌های خونی نیز تولید كرده و به گیرنده سلول‌های عصبی پیوند می‌زنند و اصطلاحاً سیستم خونی فرد را كایمریك (ناهمسان) می‌كنند. البته این روش هم فعلاً به‌صورت یك ایده است؛ ولی در افراد دریافت‌كنندة پیوند، تا حدی اجرا می‌شود. به‌طور مثال، امروزه برای كاهش دادن مشكل دفع پیوند در بیماران دریافت‌كنندة كلیه، علاوه بر خود كلیه، مقداری سلول خونی هم از فرد دهندة كلیه گرفته شده و به بیمار گیرندة كلیه، پیوند زده می‌شود؛ بنابراین شاید بتوان در آینده از این راهكار برای پیوند سلول‌های بنیادی نیز بهره جست.


2-9- كاربرد سلول‌های بنیادی جنینی برای تولید ساده‌تر حیوانات تراریخته
از جمله قابلیت‌های بسیار مهم سلول‌های بنیادی جنینی آن است كه برخلاف سلول‌های بنیادی بالغ، امكان تولید یك فرد كامل توسط آن‌ها وجود دارد. البته باید توجه داشت كه این فرآیند با تكنیك همسانه‌سازی یا كلونینـگ (Cloning) كاملاً متفاوت است. به‌عبارت دیگر، با استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی می‌توان حیوانات تراریخته (Transgenic) ویژه‌ای با خصوصیات مورد نظر تولید نمود. لازم به ذكر است كه برای تولید حیوانات تراریخته، دو راه وجود دارد؛ راه اول كه معمولاً متداول است، تزریق ژن مورد نظر به درون پیش‌هسته (Pronucleous) نر و انتقال سلول تخم لقاح یافته (زیگوت) به لوله رحم حیوان ماده است. اما راه دوم كه در واقع همان استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی است، در مقایسه با روش اول بازده بسیار بالاتری داشته و روش انجام آن نیز ساده‌تر است. در این روش، ژن مورد نظر را با استفاده از پالس‌های الكتریكی یا الكتروپوریشن (Electroporation)، به داخل سلول‌های بنیادی جنینی انتقال داده و سپس سلول‌های بنیادی تراریخته را به درون بلاستوسیست حیوان تزریق كرده و طی نسل‌های متوالی، حیوان مورد نظر را به‌ دست می‌آورند. این فرآیند كاملاً با فرآیند Embryo Cloning یا Reproductive Cloning متفاوت است؛ چرا كه در بحث كلونینگ، یك تخمك اخذ شده و پس از تخلیه هستة آن، هسته یك سلول غیرجنسی (سوماتیك) را كه از همان فرد یا فرد دیگری گرفته شده، با آن جایگزین می‌كنند.
نكته دیگر این‌كه تولید یك فرد كامل با استفاده از سلول‌های بنیادی، فقط با استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی امكان‌پذیر است. البته می‌توان از سلول‌های بنیادی بالغ یا سلول‌های سوماتیك (غیرجنسی) بزرگسالان هم برای این منظور استفاده كرد كه در این صورت باید از روش كلونینگ استفاده نمود؛ ولی در مورد سلول‌های بنیادی جنینی نیازی به كلونینگ نیست.


2-10- استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی برای تولید اسپرم و تخمك
سلول‌های بنیادی جنینی به واسطة ویژگی پُرتوانی بالا، قادرند به انواع مختلفی از سلول‌ها تبدیل شوند. حتی بر اساس گزارش‌های اخیر، محققان توانسته‌اند در شرایط آزمایشگاهی، با استفاده از این سلول‌ها، تخمك و اسپرم نیز تهیه كنند. این توانایی كه بتوان سلولی مانند اسپرم یا تخمك تولید نمود كه تقسیم میوز انجام داده و زایا باشد، از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. این ایده روش بسیار ارزشمندی است كه در آینده، تحول بسیار بزرگی در درمان افراد نابارور ایجاد خواهد كرد.

http://stemcelldreammz.mihanblog.com

برخی از مزایا و محدودییت های سلولهای بنیادی جنینی و بالغ   

برخی از مزایا و محدودیت‌های سلول‌های بنیادی جنینی و بالغ


1- اخلاق زیستی (Bioethic)
سلول‌های بنیادی جنینی، از جنین زنده گرفته می‌شود، بنابراین در بسیاری از كشورها استخراج آنها ممنوع است؛ زیرا از بین بردن جنینی كه قابلیت تبدیل شدن به یك انسان را دارد در حكم قتل نفس تلقی می‌شود. به‌عنوان مثال، در كشور آلمان این عمل ممنوع بوده و در كشور انگلستان نیز تا چندی پیش، اجازة تحقیقات در این خصوص داده نشده بود. اما در مقایسه با سلول‌های بنیادی جنینی، سلول‌های بنیادی بالغ از فرد بالغ گرفته شده و چون استخراج آن‌ها از بدن فرد موجب مرگ وی نمی‌شود، در نتیجه با این محدودیت مواجه نیستند.همچنین یكی از كاربردهای بالقوة هر دو دسته از سلول‌های بنیادی، همسانه‌سازی انسان به روش كلونینگ (Cloning) است كه بحث‌های اخلاقی زیادی را به خود معطوف داشته است. در اكثر كشورهای جهان كاربرد سلول‌های بنیادی، با هر منشأ كه باشد، برای همسانه‌سازی انسان ممنوع است. در عین حال، سایر كاربردهای بالقوه و بالفعل سلول‌های مذكور در عرصة پزشكی در اقصی‌ نقاط جهان به شدت مورد توجه و تحقیق هستند.


2- پس‌زدگی
با توجه به اینكه از سلول‌های بنیادی بالغ هر بیمار می‌توان جهت مداوای خودش استفاده كرد، بنابراین، پس از تزریق آن‌ها به بدن بیمار، سیستم ایمنی بدن فرد، سلول‌های مذكور را به‌عنوان یك سلول یا بافت بیگانه تلقی نكرده و مشكل پس‌زدگی یا رد پیوند به‌وجود نمی‌آید. شایان ذكر است، پس‌زدگی، یكی از محدودیت‌های عمده پیش روی محققان در بهره‌گیری از سلول‌های بنیادی جنینی است، زیرا آنتی‌ژن‌های سازگاری نسجی این سلو‌ل‌ها با شخص گیرنده یكی نبوده و احتمال پس‌زدگی آن‌ها بالا می‌رود. البته تحقیقاتی در حال انجام است كه مولكول‌های عرضه‌كنندة آنتی‌ژن‌ها را فرونشانند (suppress) تا این مشكل رفع شود.


3- تمایز
سلول‌های بنیادی جنینی دارای قدرت تكثیر و تمایز بالایی هستند، به‌گونه‌ای‌كه بعضاً بدون اعمال تیمار خاصی، خودبه‌خود به سلول‌های دیگر تبدیل می‌شوند. بنابراین باید جلوی تمایز ناخواسته و تصادفی آنها گرفته شود تا تبدیل به بافت‌های دیگر نشوند.
سلول‌های بنیادی بالغ نیز در محیط كشت، علاقه به تكثیر شدن دارند و با اعمال تیمارهای خاص در مسیر تمایز هدفمند قرار می‌گیرند.
بنابراین، یكی از مشكلات عمده در رابطه با تكثیر و تمایز سلول‌های بنیادی (جنینی و بالغ) این است كه جهت‌دهی و هدایت مسیر تمایز این سلول‌ها به سلول‌های دیگر، قدری سخت و ناشناخته است؛ در حالی‌كه اگر مسیر تكثیر و تمایز شناسایی شود، می‌توان به چگونگی پیدایش سلول‌های مختلف پستانداران در دوران جنینی نیز پی برد و هم‌چنین از این طریق می‌توان ژن‌های دخیل در تكوین سلول‌های مختلف (نظیر قلب، اعصاب و غیره) را شناسایی نمود. در این‌جا مزیت سلول‌های بنیادی جنینی بر سلول‌های بنیادی بالغ آن است كه سلول‌های بالغ چنین اطلاعاتی را به ما نمی‌دهند.


4- ناهماهنگی Arithmy
زمانی‌كه از سلو‌ل‌های بنیادی جنینی برای ترمیم بافت‌های آسیب‌دیدة قلب استفاده می‌شود، در برخی موارد، ناهماهنگی بین بافت قلب و بافت ترمیم‌شده به وجود می‌آید. زیرا در این حالت، سلول‌های بنیادی جنینی كه با بافت قلبی هموژنی كامل ندارند؛ به سلو‌ل‌های قلبی تبدیل شده‌اند. این مسأله باعث می‌شود در د ضربان این دو قسمت ناهمخوانی پیش آید و ریتم ضربان قلب به هم بخورد. مشكل ناهماهنگی در برخی از آزمایشاتی كه روی موش‌ها انجام‌شده، دیده شده است.
اما این مشكل در مورد سلول‌های بنیادی بالغ، كه از خود فرد بیمار دریافت شده‌اند، به چشم نمی‌خورد.


5- قدرت تكثیر و نامیرا بودن
یكی از مهم‌ترین خصوصیات سلول‌های بنیادی جنینی این است كه نامیرا هستند؛ یعنی برخلاف سلول‌های بنیادی بالغ كه میرا بوده و پس از چند مرحله كشت و تكثیر، دچار فرآیند پیری می‌شوند، سلول‌های بنیادی جنینی دارای بقای زیادی بوده و پیر نمی‌شوند. سلول‌های بنیادی بالغ، علیرغم این‌كه قابلیت تكثیر و تمایز در محیط آزمایشگاه را دارند، اما نكتة جالب آن است كه تعداد تكثیرشان در شرایط آزمایشگاهی، محدود است، یعنی در شرایط مذكور تنها می‌توان آن‌ها را 30 و یا حداكثر 50 بار وادار به تقسیم كرد. پس از آن، این سلول‌ها دچار فرآیند پیری شده و امكان تكثیر را از دست می‌دهند. با این حال می‌توان از تمایز این سلول‌ها، رده‌های دیگری از سلول‌ها نظیر سلو‌ل‌های چربی، سلول‌های استخوانی، غضروفی و یا حتی سلول‌های قلبی و عصبی را تولید كرد.


6- قدرت پُرتوانی
ویژگی دیگر سلول‌های بنیادی جنینی در مقایسه با سلول‌های بنیادی بالغ این است كه دارای قدرت پُرتوانی (Pluripotency) بسیار بیشتری هستند. به‌عبارت دیگر، در محیط آزمایشگاهی، قدرت تمایز این سلول‌ها به انواع دیگر سلول‌ها، بیش از سلول‌های بنیادی بالغ است.


برخی دیگر از مزایای سلول‌های بنیادی جنینی
- در مقایسه با سلول‌های بنیادی بالغ، توانایی تمایز و تولید انواع بیشتری از سلول‌ها را دارند.
- كنترل مراحل رشد و تمایز آن‌ها، ساده‌تر از سلول‌های بنیادی بالغ است.
- به علت فراوانی نسبتاً بیشتر، جداسازی آن‌ها راحت‌تر از سلول‌های بنیادی بالغ است.
- دانش بدست آمده از سلول‌های بنیادی جنینی حیوانات، در مطالعات انسانی نیز كاربرد دارد.
- تحقیقات انجام شده بر روی سلول‌های بنیادی جنینی، موجب ارتقاء تكنیك‌های تكثیر و استفاده از سلول‌های بنیادی بالغ می‌شود.

http://stemcelldreammz.mihanblog.com