مشكلات دوران قاعدگي

مشکلات و اختلالات دوران قاعدگی

قاعدگی یا عادت ماهانه که به آن پریود، (قاعدگی) رگل و حیض هم می‌گویند به خونریزی دوره‌ای رحم که در واقع خروج خون و قطعات ریزش یافته داخلی رحم می‌باشد، گفته می‌شود.عادت ماهیانه خونریزی ماهانه از رحم  بانوان می باشد. به نامهای دیگری مانند قاعدگی ،  منس و پریود هم خوانده می شود.خون قاعدگی ترکیبی از خون کامل و بافتهای ریزش کرده رحم می باشد.اکثر دوره های قاعدگی بین ۳ تا ۵ روز طول می کشد.

 خونریزی قاعدگی قسمتی از سیکل قاعدگی می باشد.در یک سیکل قاعدگی بدن زنان تغییراتی می کند تا هر ماه برای باردار شدن آمادگی داشته باشد.یک سیکل قاعدگی از اولین روز خونریزی قاعدگی شروع می شود.متوسط زمان یک سیکل قاعدگی نرمال ۲۸ روز است.اما یک سیکل نرمال ممکن است از ۲۳ تا ۳۵ روز متفاوت باشد.

ارگانهای دخیل در ایجاد یک سیکل قاعدگی عبارتد از : مغز ، غده هیپوفیز ، رحم و گردن رحم ، تخمدانها و لوله های فالوپ و واژن.تغییر سطح هورمونهای جنسی در بدن باعث ایجاد مراحل مختلف سیکل قاعدگی می شود.دو هورمون اصلی مرتبط با قاعدگی که توسط تخمدانها تولید می شوند عبارتند از استروژن و پروژسترون. هورمونهای FSH  و LH که در هیپوفیز ساخته می شوند نیز در این امر سهیم هستند.

در نیمه اول سیکل میزان استروژن بالا رفته و باعث رشد و افزایش سلولهای رحمی می شود.در پاسخ به هورمون FSH یک تخمک در داخل یکی از تخمدانها شروع به رشد می کند.در حوالی روز ۱۴ از یک سیکل ۲۸ روزه در پاسخ به هورمون LH  تخمک از تخمدان جدا می شود.این مرحله تخمک گذاری نامیده می شود.

در نیمه دوم سیکل تخمک وارد لوله فالوپ که بین تخمدا ن و رحم قرار دارد می شود.در این مرحله پروژسترون بالا رفته و رحم را آماده بارداری می کند.اگر در این مرحله تخمک توسط اسپرم بارور شود بارداری رخ خواهد داد.در غیر اینصورت تخمک بعد از مدتی از بین می رود.اگر بارداری رخ ندهد استروژن وپروژسترون کاهش می یابند و لایه ضخیم رحم ریزش کرده و خونریزی قاعدگی یا عادت ماهیانه را ایجاد می کند.

سیکل قاعدگی یک خانم ممکن است در ماههای مختلف کاملاً شبیه هم نباشد . از طرف دیگر سیکل های هر نفر با دیگری متفاوت است.خونریزیها ممکن است کم ، متوسط و زیاد باشد و نیز طول مدت آن می تواند متفاوت باشد . اگرچه اکثر پریودها ۳ تا ۵ روز طول می کشد اما بین ۲ تا ۷ روز نرمال است.در سالهای اول شروع قاعدگی و در سنین نزدیک به یائسگی  سیکلها ممکن است کاملاً نامنظم باشند.

سن متوسط شروع قاعدگی حدود ۱۲ سالگی است.اما این بدان معنی نیست که همه دختران در سن ۱۲ سالگی قاعده می شوند. یک دختر در فاصله سنی ۸ تا ۱۶ سالگی ممکن است قاعده شود.

زنان تا زمان یائسگی پریود می شوند.سن متوسط یائسگی حدود ۵۱ سالگی است.یائسگی یعنی زن قادر به تولید تخمک نبوده و نمی تواند دیگر باردار شود.مانند قاعدگی سن شروع یائسگی هم می تواند متفاوت باشد.

چرا قاعدگی اتفاق می‌افتد؟
   مغز با ترشح هورمون‌های خاصی روی تخمدانها اثر گذاشته و از تخمدانها هورمونهایی ترشح می‌شوند که روی سلولهای رحم اثر می‌گذارند و آن را برای حاملگی آماده می‌کنند. اگر فرد حامله نشود میزان این هورمونها کم شده و سلولهای داخل رحم ریزش می‌کنند. و قاعدگی اتفاق می‌افتد.

فواصل قاعدگی:

   فاصله بین دو قاعدگی در افراد مختلف و همچنین در یک فرد ثابت نیست. معمولاً فاصله طبیعی بین شروع یک قاعدگی تا شروع قاعدگی بعدی ۲۸ روز است اما فقط در تعداد کمی از زنان این فاصله کاملاً منظم است.

   فاصله بین دو قاعدگی تحت تاثیر عوامل زیادی مانند اضطراب و نگرانی، تغییرات فصلی و آب و هوا، تغییر محیط زندگی و تغذیه قرار دارد. اما به طور کلی فاصله بین دو قاعدگی بین ۲۱ تا ۳۵ روز طبیعی است.

طول مدت قاعدگی:

   خون قاعدگی به تدریج و طی ۳ تا ۸ روز از بدن خارج می‌شود، مقدار خونریزی در هر بار ۳۰ تا ۸۰ میلی‌لیتر است و به طور متوسط و بطور طبیعی روزانه ۳ تا ۵ نوار‌بهداشتی استفاده می‌شود.

 سن شروع قاعدگی:

 
سن شروع قاعدگی معمولاً حدود ۱۱ تا ۱۳ سالگی است. اگر قاعدگی قبل از ۹ سالگی یا پس از ۱۶ سالگی ظاهر شود باید به پزشک مراجعه شود. در ۱ تا ۲ سال اول پس از شروع، وجود بی‌نظمی در قاعدگی امری طبیعی است که بعد به تدریج منظم می‌شود.

قاعدگی دردناک (دیسمنوره)

قاعدگی دردناک یکی از شایعترین مشکلات زنان محسوب می‌شود. بیش از نیمی از زنان در هنگام قاعدگی دچار درد می‌شوند و حدود یک‌درصد آنها به مدت ۱ تا ۳ روز توانایی انجام فعالیتهای روزمره را ندارند.

نوع و محل درد قاعدگی:

درد معمولاً در محل کمر و زیر شکم و پهلوها ظاهر می‌شود و به صورت قولنجی است، یعنی شدت آن کم و زیاد می‌شود. درد در روز اول شدید است و به تدریج کاهش می‌یابد. دردگاهی با تهوع، استفراغ، ضعف، خستگی و سردرد همراه است. درد قاعدگی ممکن است در همه دوره‌های خونریزی یا فقط در بعضی از دوره‌ها اتفاق بیافتد.

قاعدگی دردناک معمولاً با افزایش سن و پس از ازدواج و زایمان کاهش می‌یابد.

اقدامات مفید جهت کاهش و رفع درد قاعدگی:

۱٫ ماساژ شکم، کمر،‌ پهلوها و استفاده از حوله گرم یا کیسه آب‌گرم و پوشاندن لباس گرم.

۲٫ خم شدن روی آرنج .و زانوها (به حالت چمباتمه)

۳٫ انجام برخی نرمش‌ها و پیاده‌روی و حمام کردن با آب گرم

۴٫ استفاده از غذاهای ساده و زود‌هضم و مقوی و پرهیز از غذاهای نفاخ و سنگین
۵٫ مصرف دم‌کرده‌های خانگی مانند بابونه، گل‌گاو‌زبان،‌چای سبز و مایعات گرم مانند چای کمرنگ
با تجویز پزشک می‌توان از داروهایی جهت تسکین درد استفاده نمود. مثل استامینوفن، مفنامیک‌اسید و بروفن

ممکن است در مواردی که درد شدید باشد پزشک قرصهای پیشگیری از بارداری را تجویز کند.

علائم قاعدگی دردناک کدامند؟

کلمۀ اختلال قاعدگی به دردهایی اشاره می‌کند که در سطح زیر و اغلب در وسط شکم ایجاد می‌شوند و همزمان با دوران قاعدگی هستند. یعنی این دردها هم شب آغاز قاعدگی و هم روز آن شروع می‌شوند و از ۱ تا ۵-۴ طول می‌کشند.این دردها که از نوع کوفتگی یا کولیک هستند، گاهی اوقات آن قدر شدیدند که فرد مجبور می‌شود دست از تمام فعالیت هایش کشیده و دراز بکشد. آن طور که زنان می‌گویند این دردها زیر شکم تا زیر کمر و حتی کلیه هایشان را فرامی‌گیرد. این دردها همراه با علائم متفاوتی هستند: تهوع، میگرن، خستگی، کسالت، اسهال، استفراغ و غیره. در واقع, قاعدگی برای برخی زنان تبدیل به یک فاجعۀ ماهانه واقعی شده است. قاعدگی ۱۴ بار در سال اتفاق می‌افتد و می‌توان دریافت که این وضعیت می‌تواند یکی از دلایل مهم غیبت های مکرر باشد. چه غیبت از مدرسه در بین دختران نوجوان و چه غیبت های شغلی در بین زنان جوان.

قاعدگی های دردناک بیشتر کدام زنان را درگیر می‌کند؟

 به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، قاعدگی های دردناک بیشتر دختران جوان را تحت تأثیر قرار می‌دهد، و از گذشته تا کنون این دردها بیشتر در بین این رده سنی دیده شده است. اگر چه این درد همۀ زنان را دچار نمی‌کند ولی عدۀ زیادی از آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. آنها از آنچه که اختلالات قاعدگی اولیه نامیده می‌شوند، رنج می‌برند. یعنی دلیل آن مشخص نیست، و متفاوت است از آنچه که اختلالات قاعدگی ثانویه نامیده می‌شود، در ادامه از این اختلالات قاعدگی ثانویه صحبت خواهیم کرد.

توجه ! برخی تصور می‌کنند که دردهای دورۀ قاعدگی فقط ذهنی است. این تصور کاملاً غلط است ! این علامت یک علامت روانی نیست ولی یک علامت واقعی است.در واقع، امروزه ما می‌دانیم که اختلالات اولیه بر اثر وجود ماده ای به نام پروستاگلاندین به وجود می‌آید. این ماده در رگ هایی ترشح می‌شود که رحم را طی دوران قاعدگی تغذیه می‌کنند و موظفند که ماهیچه های رحمی را قدرتمند کنند.

زمانی که قاعدگی شروع می‌شود، رحم باید خون و پرده های مخاطی را دفع کند، این کار به وسیلۀ انقباض رحم صورت می‌گیرد. به این ترتیب تخلیه صورت می‌گیرد: رحم سخت شده سپس منقبض می‌شود و مجدداً سفت می‌شود.تقریباً شبیه همان روندی است که در زایمان و خارج شدن نوزاد صورت می‌گیرد. ماهیچه های رحم قدرتمند می‌شوند و زمانی که بر اثر ترشح پروستاگلاندین برای خارج شدن پرده مخاطی رحم و خون منقبض می‌شوند، درد شدیدی به وجود می‌آید. دردهایی ایجاد شده، آن طور که زنان می‌گویند به خاطر تخمدان ها نیست بلکه به خاطر تحرکات، انقباض و به شدت سخت شدن رحم است.

چرا قاعدگی دردناک بیشتر در بین زنان جوان دیده می‌شود تا در بین زنان سالخورده؟

در این باره چیزی نمی‌دانیم. البته باید خاطر نشان کرد که دردهای قاعدگی با گذشت زمان کمتر می‌شوند. قبلاً این طور گفته می‌شد که این دردها بعد از ازدواج از بین می‌روند ولی دلیل اصلی این بود که در گذشته دختران زودتر ازدواج می‌کردند. اما حالا که دختران دیرتر ازدواج می‌کنند، متوجه می‌شویم که این زمان است که اوضاع را تغییر می‌دهد.اما ممکن است  حدود ۲۸-۲۵ سالگی، اختلالات اولیه به طور کلی کمتر شود، در غیر این صورت این دردها در تمام طول زندگی همراه فرد خواهد بود، چه زایمان داشته باشد، چه نداشته باشد.

البته این پدیده به ندرت دیده می‌شود. دومین مورد، نوعی از مشکلات است که اختلالات قاعدگی ثانویه نامیده می‌شوند. اختلالات ثانویه نرمال نیستند. آندومتریوز، بیماری اصلی است که این اختلالات را ایجاد می‌کند. برخی دختران جوان نیز دچار آندومتریوز می‌شوند.

از زمانی که فرد درمان شود دیگر ناراحتی و درد نخواهد داشت.در تعریف آندومتریوز آمده است: نقاط کوچک مخاطی رحمی که در مکان هایی حضور دارند که نباید باشند، مانند روی تخمدان ها، روی لوله های رحم یا رشته هایی که رحم را به ساختارهای مجاورش پیوند می‌دهند. در هر قاعدگی، این بخش های کوچک مخاطی شروع به خونریزی در شکم و ایجاد دردهای بسیار شدید می‌شوند. یادآور می‌شود که این بیماری یکی از علل نازایی است.

آندومتریز غالباً در بین زنان مسن، گاهی اوقات هم در بین زنانی که طی قاعدگی شان دچار درد می‌شوند، و البته طی رابطۀ جنسی و قبل از تولد نوزاد تشخیص داده می‌شود.  آندرومتریوز به وسیلۀ لاپاراسکوپی تشخیص داده می‌شود.

در شرایط ایده آل، پس از یک بار درمان، فرد دیگر نه طی دوران قاعدگی، نه هنگام رابطه جنسی و نه در زمان بارداری دردی نخواهد داشت. ضمناً دردهای شدید بین ۴۰ تا ۵۰ سالگی مجدداً بازمی‌گردند.

اغلب اوقات، شکل خاصی از آندومتریوز به نام آدنومیوزیس تشخیص داده می‌شود. این عارضه نوعی بهره کشی از ماهیچه های رحم توسط آندومتریوز است. زمانی که قاعدگی مجدداً شروع شود، درد هم شروع می‌شود. بنابراین آدنومیوزیس علت رایجی برای بسیاری از دردهای ثانویۀ قاعدگی، در بین زنان بین ۴۰ تا ۵۰ سال و قبل از یائسگی است.

چه راه حل هایی برای مقابله با قاعدگی دردناک پیشنهاد می‌شود؟

 دردهای قاعدگی ممکن است از نظر کلی پیش پاافتاده باشند ولی آزاردهنده هستند. اگر اختلالات قاعدگی، به عنوان نوع ثانویه تشخیص داده شوند، عموماً راه حل هایی برای آنها پیدا می‌شود. اما در بیشتر موارد تحقیق و بررسی چندانی انجام نمی‌شود زیرا نتیجۀ آنها منفی است و اختلالات قاعدگی اولیه تشخیص داده می‌شود. در عوض، اگر به طور مثال زنی طی دفعات متعدد و با گذشت سال ها دچار درد نشده باشد ولی ناگهان درد دوباره سراغش بیاید، باید به آندومتریوز مشکوک شد و بنابراین می‌بایست به معاینه و آزمایش روی آورد.در کنار درمان، موارد دیگری هم وجود دارد.

اگر مورد، دختر جوانی است که نیاز به جلوگیری از بارداری دارد، ما به او قرص های ضد بارداری را پیشنهاد می‌کنیم. در واقع، در ۹۰% موارد، قرص های ضد بارداری استروژنی، با هر دزی، پایانی قطعی بر دردهای قاعدگی هستند. مکانیسم این روند شناخته شده نیست. ما تصور می‌کنیم که همان طور که شدت قاعدگی با استفاده از قرص ضدبارداری کمتر می‌شود، انقباض برای دفع خون هم با شدت کمتر و در نتیجه با درد کمتری اتفاق می‌افتد.

همچنین به نظر می‌رسد که اختلالات قاعدگی نیازمند یک تخمک گذاری بازدارنده توسط قرص های ضدبارداری است که تولید پروستاگلاندین را کاهش می‌دهد.در ۱۰% موارد باقی مانده، در ابتدا داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی (ایبوپروفن، مفنامیک اسید…) تجویز می‌کنیم. شایان ذکر است که امروزه ایبوپروفن های بسیار سریع تری وجود دارند که ظرف ۱۰ تا ۱۵ دقیقه اثر می‌گذارند، مانند اسپیفن ۴۰۰٫ در این مورد باید از آسپرین و پاراستامول، با اینکه به میزان زیاد مورد استفاده قرار می‌گیرد، اجتناب کرد زیرا مولکول های مناسبی برای مصرف نیستند.

در شرایطی که هیچ یک از این موارد تشخیص داده نشود، در بین دخترانی که از روش های ضدبارداری استفاده نمی‌کنند، باید معاینه و آزمایش های دیگری انجام شود تا علل ثانویه شناسایی شود البته در بیشتر موارد، آندومتریوز تشخیص داده می‌شود.

اختلالات (سندرم) قبل از قاعدگی:

اکثر زنان چند روز قبل از شروع قاعدگی مسائلی را مانند افزایش وزن، ورم،‌سفتی و احساس درد در پستانها، علایم افسردگی، اضطراب و بی‌قراری را تجربه می‌کنند.

افزایش اشتها، میل به غذاهای خاص مثل شیرینی‌جات، خستگی، بی‌حالی، اشکال در تمرکز حواس،‌یبوست، بی‌خوابی، و یا پرخوابی از علایم دیگر هستند.

به مجموعه این علایم اختلالات قبل از قاعدگی می‌گویند که شدید شدن آنها، سندرم قبل از قاعدگی را بوجود می‌آورد.

در واقع این سندرم به صورت تکرار برخی علائم جسمی و روانی قبل از عادت ماهانه است که بعد از قاعدگی کاملاً از بین می‌روند.

این علائم ممکن است خفیف، متوسط یا شدید باشند در برخی موارد علایم به قدری شدت دارند که در روابط این افراد با دیگران اختلال ایجاد می‌شود سن شایع بروز این بین ۲۰ تا ۴۰ سالگی است . بیشترین شدت علائم در طی ۵ روز قبل از از قاعدگی است و با شروع قاعدگی شدت علائم ناگهان کاهش و طی ۳ تا ۴ روز بعد از شروع قاعدگی از بین می‌روند.

علائم خلقی و رفتاری از شایعترین علایم همراه با سندرم قبل از قاعدگی هستند که شامل بی‌قراری، افسردگی، اضطراب و بی‌ثباتی خلق و رفتار می‌باشند.

درمان سندرم قبل از قاعدگی:

به علت تنوع علایم، درمان یکسان و ثابتی جهت این بیماری وجود ندارد. ولی انجام اقدامات زیر مفید می‌باشند.

روان درمانی:

جهت درمان علایم رفتاری و خلقی سندرم قبل از قاعدگی روان‌درمانی مفید می‌باشند.
ورزش:

ورزش باعث کاهش علایم پستانی، ورم و شکایات جسمی می‌شود و حتی می‌تواند در بهبود علائم روحی مثل افسردگی و اضطراب مؤثر باشد.

تغذیه:

کاهش مصرف قند و شیرینی و استفاده از مواد غذایی حاوی پروتئین (مانند حبوبات، گوشت مرغ و ماهی) سبزیجات و میوه‌جات در بعضی از بیماران مفید واقع می‌شود. افزایش تعداد وعده‌های غذایی و کاهش حجم غذا در هر وعده نقش مهمی در کاهش علایم دارد.

در افراد مبتلا به این بیماری مصرف نمک نیز باید همانند مواد قندی محدود شود کاهش مصرف چای و قهوه نیز در بهبود علایم این افراد نقش دارد.

در مواردی که علایم شدید باشند ممکن است پزشک داروهای خاصی را تجویز نماید.

بهداشت دوران قاعدگی:

به علت باز بودن دهانه رحم در دوران قاعدگی رعایت بهداشت فردی در این دوران بسیار ضروری است و عدم رعایت بهداشت ممکن است باعث ایجاد عفونت و عوارضی مانند نازایی درآینده گردد.

چون خون محیط مناسبی برای رشد انواع میکروبها می‌باشد علاوه بر ایجاد عفونت باعث ایجاد بوی ناخوشایند می‌گردد.

در دوران قاعدگی تا حدامکان از نواربهداشتی استفاده کنید و نوارها را به فواصل کوتاه و حداقل هر ۳ تا ۴ ساعت عوض نمایید.

هنگام تعویض نوار‌بهداشتی به خاطر داشته باشید که نوار بهداشتی آلوده را در کاغذ یا روزنامه باطله پیچیده در یک نایلون گذاشته و آن را در سطل زباله بیندازید.

اگر امکان استفاده از نواربهداشتی برای شما وجود ندارد می‌توانید از پارچه‌های نخی استفاده کنید و پس از مصرف بلافاصله با آب سرد و صابون شسته و در آفتاب خشک کنید .و بهتر است اتو نمایید.از پنبه و دستمال کاغذی به تنهایی استفاده نکنید زیرا ممکن است الیاف آنها جذب شود.

می‌توان پنبه یا دستمال کاغذی را در گاز استریل قرار داده و استفاده نمود.

 حمام کردن در دوران قاعدگی:

 در روزهای عادت ماهانه و هنگام خونریزی، حمام کردن روزانه نه تنها ضرری ندارد بلکه ضروری نیز می‌باشد و باعث از بین رفتن بوی ناخوشایند بدن و رفع خستگی و کسالت می‌گردد.

توجه داشته باشید که در هنگام استحمام، از نشستن در کف حمام خودداری کنید و به شکل ایستاده حمام کنید.

 ورزش در دوران قاعدگی:

 در دوران قاعدگی ورزش بخصوص ورزش‌های سبک نه تنها معنی ندارد بلکه سبب نشاط، سلامت جسمی و روانی فرد می‌شود.

انجام برخی ورزش‌های سبک در دوران قبل از  قاعدگی تا حدودی مشکلات جسمی و روانی این دوره را تسکین می‌دهد.

بنابراین در این دوران استراحت مطلق و ماندن در رختخواب ضرورتی ندارد و فرد می‌تواند کارهای روزانه خود را انجام دهد.

تعدادی از  مشکلات و علایم احتمالی که ممکن است در دوران قاعدگی دیده شود

- قاعدگی کم

این حالت ممکن است ناشی از کمبود مواد غذایی باشد. البته انجام حرکات و فعالیت های شدید مانند برخی ورزش ها نیز در این وضعیت موثر است.

- قاعدگی شدید

این مشکل می تواند ناشی از دلایل مختلف باشد؛ به طور مثال وجود بیماری کم خونی، تورم گردنه رحم، پولیپ، فیبروم، کیست. هم چنین برخی از خانم ها در صورت استفاده از (IUD) با این مشکل مواجه می گردند. البته بعد از مدتی ممکن است قاعدگی طبیعی شود ولی در صورت ادامه قاعدگی شدید، مراجعه به پزشک و در صورت لزوم خروج (IUD) از رحم ضروری است. در ضمن قاعدگی شدید در خانم های مسن ممکن است نشانه سرطان رحم باشد.

قاعدگی طولانی

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، وجود برخی بیماری ها مانند کم خونی، کم کاری غده تیرویید، فیبروم، کیست، بارداری خارج از رحم وسرطان رحم در بروز این حالت موثراست. البته استفاده از (IUD) نیز ممکن است در برخی خانم ها منجر به این وضعیت گردد.

لخته خون

مشاهده لخته خون می تواند به علت سقط جنین ویا همراه جریان خون شدید وانقباض ماهیچه ای باشد که در این شرایط نیز مشورت با متخصص لازم است.

لکه بینی

برخی خانم ها با مشکل لکه بینی قاعدگی مواجه اند.این حالت ممکن است مربوط به تخمک گذاری عادی باشد و یابه دلیل مصرف قرص های ضد بارداری، بارداری خارج از رحم،عفونت واژن، فیبروم و پولیت و یا فقدان موقتی استروژن هنگام تخمک گذاری یا فقدان تخمک گذاری باشد.

قطع قاعدگی یا کاهش دفعات آن

در ایجاد این حالت عوامل مختلفی دخیل اند؛‌و ممکن است ناشی از ورزش بیش از حد،‌ اختلالات تیروییدی، فشار روحی و استرس و مصرف داروهای آرام بخش، پرخوری، خام خواری ودریافت مقدار بسیار کمتر از حد مجاز چربی، اختلال در ترشحات غدد داخلی و کیست تخمدان باشد. البته برخی خانم ها با قطع قرص ضد بارداری ممکن است به این مشکل دچار شوند.

قاعدگی زیاد کمتر از ۲۲ روز

عدم موفقیت در تخمک گذاری، عدم موازنه هورمون،اختلالات تیروییدی و فشارهای روحی-روانی می تواند در ایجاداین حالت موثر باشد.

قاعدگی کم و بیش از ۳۵ روز

انجام ورزش های سنگین بیش از حد، فشار روحی-روانی، عدم تعادل هورمونی، کاهش مصرف گوشت قرمز از جمله علل احتمالی این حالت به شمار می روند. البته در خانم های مسن ممکن است نشانه آمادگی برای یائسگی باشد.

خونریزی بعد از یائسگی

ایجاد این مشکل می تواند ناشی از دلایل مختلف باشد از جمله عفونت، خشکی رحم و نازک شدن دیواره آن و پولیپ. البته گاهی نیز ممکن است نشانه سرطان رحم باشد.
علل ذکرشده برای مشکلات فوق می تواند احتمالی باشد. لذا در صورت احساس این مشکلات مراجعه به متخصص جهت درمان ضروری است.
توصیه می شود به طور خودسرانه اقدام به درمان نکنید؛ چه بارها دیده شده برخی خانم ها با به کارگیری شیوه های توصیه شده از سوی افراد فاقد تخصص لازم، با مشکلات غیر قابل جبران و یا تشدید حالات فوق مواجه گردیده اند.

کیست تخمدان

خانم دکتر اشرف معینی – متخصص زنان زایمان و نازایی عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران و پژوهشگاه رویان
سوال – کیست تخمدان چیست ؟ میزان شیوع آن چقدر است و در چه سنینی بیشتر دیده می شود ؟
پاسخ – کیست های تخمدان توده های خوش خیم تخمدان هستند و تقریباً هشتاد تا هشتادوپنج درصد آنها در سنین باروری خانم ها مشاهده می شود یعنی بین بیست سالگی تا چهل و دوسالگی و کمتر از چهل و پنج سالگی است . اینها ممکن است هورمون ترشح کنند که باعث اختلالات در سیکل های ماهیانه می شوند . چون یک هورمونی به اسم استروژن ترشح می کنند . و ممکن است هورمون ترشح نکنند و باعث علائمی مانند درد ، بزرگ شدن شکم بشوند و یا مریض احساس فشار کند . به هرجهت هرنوع کیست تخمدان به ارزیابی احتیاج دارد . با اینکه ما باز هم می گوییم اکثریت اینها در خانم های جوان خوش خیم هستند . من اینجا یک توضیحی بدهم چون اکثراٌ مادرهایی به ما مراجعه می کنند و نگران هستند که دختر ما مبتلا به کیست است . اولاً در خانم های جوان ودخترخانم ها اینها کیست هایی است که هورمون ترشح می کند . علت آن نیز اختلال در سیستم تخمک گذاری خانم ها است . اینها ندرتاً ممکن است سایز بالای هشت یا ده سانت پیدا کند . اکثراً با علائمی مانند خونریزی های غیر طبیعی و عدم سیکل ماهیانه مراجعه می کنند . با یک سونوگرافی می توان کیست را نشان داد . جالب است که بدانید اکثریت این کیست ها بدون درمان در عرض چهار تا هشت هفته از بین می روند که به آن درمان انتظارانه می گوییم . فقط باید مراقب باشند . یک دارویی که خیلی موفقیت آمیز است استفاده از قرص های ضد بارداری است . که ما وقتی این دارو را تجویز می کنیم نگران می شوند که مبادا این کیست باعث ایجاد عوارضی مانند ناباروری در دختر خانم ها شود . اصلاً نباید نگران باشند ، این قرص ها به دلایلی که توجیح آن از لحاظ علمی درست است باعث مهار هورمون های تخمدان می شود و این کیست را از بین می برد . بعضی از این کیست ها ممکن است جدار نازکی داشته باشد با یک حرکت ناگهانی و یا حتی بدون حرکت پاره می شود و داخل شکم می ریزد . گاهی دردهای خیلی شدیدی ایجاد می کند . الان در کشورهای غربی آماری که می دهند هر ساله تعداد بسیار زیادی از خانم ها فقط به دلیل پاره شدن این کیست های خوش خیم در بیمارستان بستری می شوند . چون این درد خیلی شدید است وعلت آن نیز این است که این مایع کیست وارد حفره ی شکم می شود و باعث تحریک قسمتهایی از شکم می شود . این درد اکثراً به شانه کشیده می شود و همراه با تهوع و استفراغ است . خیلی اوقات ممکن است ما آن را با آپاندیسیت اشتباه کنیم. یک آزمایش خون ، معاینه ی دقیق شکم و سونوگرافی می تواند به ما کمک کند . چون یک سونوگرافی دقیق که انجام می دهیم مایع کیست را که داخل شکم ریخته به ما نشان می دهد و این یک وجه افتراق خوبی است با خانم هایی که مبتلا به آپاندیس شده اند . یک نوع دیگر از این کیست ها که هورمون ترشح می کند در خلال بارداری اتفاق می افتد . این هم ما خیلی از خانم های بارداری را در ماه های اول می بینیم که نگران هستند و با انجام سونوگرافی می گویند که تخمدان ما مبتلا به کیست شده است . اولاً به عللی هورمون حاملگی که از جفت ترشح می شود یک وجه اشتراکی با یکی از هورمون های تخمدان دارد . پس هورمون حاملگی می تواند باعث ایجاد کیست های تخمدان شود . همانطور که گفتم اینها خوش خیم هستند و با فرصتی که ما می دهیم از بین می روند . در بعضی از حاملگی ها ما بیشتر این کیست ها را می بینیم مثلاً خانم هایی که چند قلو دارند . چون در چند قلویی دو یا سه جفت است پس هورمون جفت زیاد است و ریسک آن نیز بیشتر است . در خانم هایی که حاملگی های مولار دارند و یا به اصطلاح عوام به آن بچه خوره می گویند ، جفت به طور غیر طبیعی رشد می کند . در خانم هایی که دیابتیک هستند و باردار شده اند . در خانم هایی که با استفاده از هورمون های تحریک تخمک گذاری باردار شده اند . مثلاً ناباروری داشته اند و ما به آنها هورمون داده ایم و باداری شده اند . در این افراد ریسک این کیست ها در بارداری بیشتر است . در این جور مواقع ما فقط به مریض درمان انتظارانه را تجویز می کنیم . توقع داریم وقتی سطح هورمون های جفت به یک حد متعادلی رسید خودبخود سایز این کیست ها کوچک شود و متوقف گردد .
سوال – علل ایجاد کیست های تخمدان چیست ؟
پاسخ – این کیست هایی که اشاره کردم همانطور که گفتم بر اثر اختلالات تخمک گذاری است . جالب است که بدانید چون خیلی مشکل خانم های جوان است ، یک سری از این کیست ها به اسم تخمدان های پلی کیستیک است . یعنی بعضی از تخمدان ها مستعد به ایجاد کیست هستند . اینها اکثراً خانم هایی هستند که وزن زیاد دارند . علائم افزایش هورمون مردانه دارند . مانند افزایش رویش موهای صورت و بدن ، جوش های چرکی دارند و خود این هورمون مردانه ی بالا در تخمدان باعث می شود که این خانم نتواند مانند یک خانم طبیعی تخمک گذاری داشته باشد . اکثراً خانم هایی هستند که مراجعه می کنند به این علت که سیکل های ماهیانه ندارند و یا فقط با دارو دارند . سونوگرافی در اینها یک ظاهر مشخصه ی خاصی می دهد. مانند یک کیست تخمدان معمولی نیست که سونوگرافی به ما یک کیست هشت یا نه سانتی ساده نشان دهد . یک تصویر خاصی دارد به اسم تخمدان های پلی کیستیک . یعنی کیست های ریزو کوچک در کنار هم هستند . اینها نیز در دختر های جوان زیاد دیده می شود . الان در حال بررسی است که آیا واقعاً اساس ژنتیک دارد ؟ آیا تغذیه مهم است ؟ آب وهوا مهم است ؟ به هرجهت اگر دختر خانم جوانی این علائم را داشته باشد ، همراه با اضافه ی وزن یک علامت خطر است . و اولین توصیه ای که به این دختر خانم های جوان می کنیم این است که اگر ده درصد هم وزن خود را زیر ایده آل بیاورند ، آمار نشان می دهد که نود یا نود و پنج درصد سیکل اینها به وضعیت طبیعی باز می گردد . یک درمان دیگر استفاده از قرص های ضد بارداری است. البته چون در این خصوص خانواده ها خیلی نگران هستند باز من تأکید می کنم که در تخمدان های پلی کیستیک، قرص های ضد بارداری به این مشکل تخمک گذاری خانم ها کمک می کند. اضافه وزنی که اینها دارند مربوط به قرص نیست بلکه مربوط به بیماری زمینه ای مشکل تخمدان است . متأسفانه حدود سی یا چهل درصد تخمدان های پلی کیستیک نابارور هستند . خانم های جوان یا مادران آنها وقتی قرص تجویز می شود نگران نا باروری هستند . توجه داشته باشند که قرص در این خانم ها ایجاد ناباروری نمی کند. بلکه خود بیماری زمینه ای تخمدان های پلی کیستیک به عللی که توجیه علمی دارد ریسک ناباروری را در این خانم ها زیاد می کند . پس اولین درمان با تخمدان های پلی کیستیک اگر خانمی اضافه وزن دارد باید آن را کاهش دهد . در صورتیکه با کاهش وزن هم مشکل تخمک گذاری حل نشد و باز هم سیکل ها نامرتب هستند ، قرص های ضد بارداری بسیار خوب است . هم روی هورمون ها اثرات خوب دارد و هم سیکل های ماهیانه را مرتب می کند .
سوال – لطفاً انواع کیست ها را شرح دهید . تقسیم بندی آنها از لحاظ درمان و یا نوع آن به چه صورتی است؟
پاسخ – تخمدان های پلی کیستیک نیز جزء کیست هایی است که هورمون ترشح می کند . هورمون مردانه و هورمون استروژن این خانم ها زیاد است . این خانم های جوان و یا مادران آنها نیز دیده اند که گاهی دکتر ها به این خانم دارویی به نام متفورمین تجویز می کنند . متفورمین دارویی است که ما به بیماران دیابتی می دهیم . ولی با علل علمی زیاد و تحقیقات نشان داده شده است که متفورمین برای تخمدان های پلی کیستیک بسیار داروی موثر و خوبی است . در سطح کبد این خانم ها اثر می گذارد و تولید و اثرات هورمون مردانه را در بافت های بدن کم می کند . هم پرمویی این افراد کاهش پیدا می کند ، هم به کاهش وزن آنها کمک می کند و هم روی هورمون های تخمدان اثر خوب دارد . در خیلی از جاهای دنیا امروزه اگر خانمی با تخمدان های پلی کیستیک به دلیل ناباروری به مراکز مراجعه می کنند ، همراه با داروهای ناباروری و یا حتی شش تا هشت هفته قبل از اقدام به تجویز این داروها به بیماران دارای تخمدان های پلی کیستیک داروی متفورمین نیز تجویز می کنند . برای اینکه مطالعات ثابت کرده که داروی متفورمین شانس باروری را در این خانم ها افزایش می دهد . از طرف دیگر خانم های جوان بدانند چون متفورمین هورمون نیست عارضه ای ندارد . تنها عارضه ای که این دارو دارد عوارض گوارشی است مانند تهوع ، استفراغ ، نفخ شکم وگاهی اسهال . متأسفانه آنقدر عوارض آن زیاد است که گاهی خانم ها نمی توانند تحمل کنند . تنها راه آن این است که ما به مریض می گوییم که با دوز و مقدار خیلی کم شروع کند و پلکانی دوز دارو را افزایش دهد تا بتواند عوارض آن را تحمل کند .
سوال – آیا این دارو را به تنهایی می توان برای کاهش پرمویی استفاده کرد؟
پاسخ – بله . ما به مریض دارو را می دهیم اما اصل بر این است که مریض رضایت داشته باشد. به عللی می گوید که من حاضر نیستم قرص ضد بارداری بخورم و یا گاهی خانم ها به قرص های ضد بارداری بسیار حساس هستند . علائم گوارشی می دهد و یا به علت مشکلی اصلاً استفاده ی آن دارو برای آنها ممنوع باشد . ما به این خانم ها تجویز می کنیم که فقط داروی متفورمین استفاده کنند.
سوال – در سنین غیر باروری و سنین یائسگی آیا باز هم امکان ابتلا به این نوع کیست ها است یا خیر؟
پاسخ – بله ولی در سنین بالا چون ریسک بدخیمی بیشتر است و به محض اینکه بخصوص یک خانمی بعد از سنین یائسگی با هر درد و یا علائمی مراجعه کرد و یا در سونوگرافی دیده شد مثلاً یک خانمی مشکل کیسه صفرا داشته و سونوگرافی شده تصادفاً یک کیست نیز در تخمدان نشان داده است ، الزاماً در این سنین ما باید اول بدخیمی ها را رد کنیم . اصلا ً برنامه و هدف ما این نیست که در خانم ها ایجاد نگرانی و تشویش کنیم . ولی خانم ها بدانند در بدخیمی های سیستم زنان متأسفانه بدترین آنها که اکثراً هم علائمی ندارد ، بدخیمی های تخمدان است . اکثراً وقتی مریض به دست پزشک می رسد در مراحل سه و چهار است . یعنی بیماری پیشرفته است برای اینکه مریض علائمی نداشته است . سرطان های رحم معمولاً با خونریزی ، ترشحات غیر طبیعی همراه است . دهانه ی رحم نیز به همین صورت است . اما سرطان های تخمدان اکثراً مریض علائمی ندارد و وقتی که به دست ما می رسد مراحل پیشرفته است . همانطور که گفتم بعد از سنین یائسگی هرگونه توده ی تخمدان خیلی برای ما اهمیت دارد . و با بررسی های دقیق سونوگرافی مشخص می شود . چون سونوگرافی های دقیق واقعاً برای تشخیص افتراقی خیلی می تواند به ما کمک کند . تست های خون است که امروزه خوشبختانه در ایران در اکثر آزمایشگاه ها وجود دارد که به اسم تومور مارکر است . یعنی ما با اندازه گیری این تومورمارکر ها و یا یک سونوگرافی و سی تی اسکن یا ام آر آی ما می توانیم پی ببریم که ماهیت این توده چیست . هرکدام از اینها که انجام شود ، سیتی و سونوگرافی های ترنس واژینال هم که امروزه انجام می شود خیلی می تواند کمک کند که ماهیت این کیست شناخته شود . در خانم های بعد از چهل و پنج سال این کیست ها برای ما خیلی مهم است . گاهی خانم ها می گویند که پزشک به ما گفته باید عمل جراحی کنیم . ما عقیده بر این داریم که خیلی از این کیست ها تا عمل جراحی نشوند نمی توانیم به مریض بگوییم که خوش خیم است یا بدخیم .
سوال – خانم هایی که در سنین باروری هستند و مبتلا به کیست شده اند آیا می توانند باردار شوند یا ابتدا باید کیست آنها درمان شود ؟
پاسخ – در خصوص کیست هایی که هورمونی بود ، گفتیم یا درمان انتظارانه و یا اینکه به آنها قرص های ضد بارداری می دهیم . یک سری از کیست ها خوش خیم هستند ولی متأسفانه ریسک ناباروری در این خانم ها بالا است. یک کیست هایی است که شنیده اید اصطلاحاً به آن کیست های شکولاتی می گویند . اسم علمی آن نی چاکلت کیست است . که بیماری اندومتریوز یا اندومتریوما است . خانم ها وقتی مبتلا هستند مشکلات عدیده ای دارند و علت آن را می پرسند . واقعاً علت اصلی این بیماری ناشناخته است . در برخی جاها مانند کشورهای غربی شیوع بالایی دارد و در برخی جاها مانند کشورهای شرق آسیا شیوع کمتری دارد . در خصوص آن خیلی تحقیق می کنند . درخصوص زمینه ی ژنتیک ، توارث ، تغذیه و آب و هوا در حال بررسی است که چرا این بیماری اتفاق می افتد . اصل علت آن این است که در خانم هایی که مبتلا به این بیماری هستند هم زمان با سیکل ماهیانه ، یک مقداری از خون پریود از طریق لوله های رحمی باز می گردد به شکم و لگن . در روی تخمدان، پشت لگن ، روده و در جاهای مختلف کاشته می شود . پس وقتی ما این کیست را برش می دهیم یک کیستی است که جنس آن از جنس خون ماهیانه است . یعنی یک خون قهوه ای تیره است . علاوه بر اینکه شیوع ناباروری در این خانم زیاد است دردهای لگنی مزمن دارند . دردهای زمان پریود خیلی شدید دارند و مشکل خیلی از این خانم ها اصلاً ناباروری نیست بلکه دردهای شدید لگنی است که اینها را آزار می دهد . متأسفانه این کیست ها از علل مهم ناباروری است . علت آن گفتم که واقعاً هنوز هم ناشناخته است . اما جالب است که بدانید الان خیلی روی تغذیه بررسی می کنند . می گویند در کشورهایی مانند چین، ژاپن و کره شیوع این بیماری کم است ولی وقتی افراد این کشورها مهاجرت می کنند و به کشورهای غربی مانند آمریکا و کانادا می روند میزان این بیماری در مهاجران این کشورها زیاد می شود . پس در نتیجه می گویند شاید تغذیه نقش مهمی دارد . جدیداً میزان اکسیداتیو استرس که درمان آن آنتی اکسیدان ها است مانند ویتامین c ویتامینD و ویتامین E اینها را در خون این خانم ها بررسی کرده اند و دیدند که میزان این اکسیداتیو استرس در این خانم ها تغییر دارد . پس می گویند احتمالاً تغذیه نقش مهمی را بازی می کند .
سوال – من در یک سال گذشته با درد پریودی شدید به دکتر مراجعه کردم گفتند تومور دارید با جراحی آن را برداشتند اما بعد از شش ماه دوباره تخمدان سمت چپ من همان کیست را تولید کرد . الان چون ازدواج کرده ام و قصد بارداری دارم می خواستم بدانم که چکار باید بکنم ؟
پاسخ – همانطور که این خانم اشاره کردند متأسفانه این کیست ها مربوط به سنین باروری است و ما خیلی نادر در خانم های تین ایج و نوجوان آندومتریوز می بینیم و یا در خانم های بعد از یائسگی . چون بر اثر پس گرد خون زمان پریود اتفاق می افتد . پس تا زمانی که یک خانم سیکل ماهیانه دارد مانند ایشان متأسفانه رسیک بازگشت این بیماری وجود دارد . درمان هایی که ما به این خانم ها می دهیم همانطور که اشاره کردند درمان هایی است که سیکل ماهیانه این خانم ها را متوقف کند . یعنی از بازگشت این خون به داخل لگن جلوگیری کند . این خانم اشاره نکردند که بیماری ایشان در چه مرحله ای بوده است . ما اندومتریوز استیج یک تا چهار داریم . استیج یک ، مرحله ی یک و دو ضایعات را از طریق جراحی که امروزه خوشبختانه در همه جای دنیا وجود دارد و در ایران نیز بسیار تکنیک پیشرفته ای است و همکاران مجربی داریم که این ضایعات را از طریق لاپاراسکوپ و بدون اینکه شکم مریض باز شود می سوزانیم و بر می داریم . در استیج سه و چهار متأسفانه ریسک ناباروری بالا است . برای ما سن بیمار خیلی مهم است . یعنی اگر خانم جوانی زیر سی و پنج سال باشد دارو به او می دهیم و یک مدت سعی می کنم که ضایعات مهار شود و بلافاصله بیمار برای بارداری اقدام کند . درصورتی که سن بیمار بالای سی و پنج و یا سی و هفت سال باشد آنقدر کتاب ها و مقالات نوشته اند ولی ما نمی دانیم ، واقعاً خود بیماری زمینه ای آندومتریوز کیفیت تخمک ها را بد می کند . حالا علت آن چیست ؟ خیلی از افراد بر روی ایمنی مریض کار می کنند . یعنی اگر من تخمک یک خانم آندومتریوز را به جنین شناس بدهم بایک تخمک خانمی که مشکل مربوط به شوهر او است و یا سن لگن دارد ، افتراق می دهد که کیفیت تخمک خانم آندو متریوز بدتر است . اگر خانمی بالای سی و پنج و سی و شش سال سن داشته باشد و آندومتریوز او مراحل سه و چهار باشد امروزه در تمامی مراکز دنیا توصیه می شود که مریض زودتر روی درمان های آی وی اف برود تا میزان باروری را بالا ببرد . یعنی درمان به سن و مرحله ی بیماری بستگی دارد . اینطور که این خانم ذکر کردند که دوباره عود کرده من حدس می زنم که بیماری ایشان مرحله ی سه یا چهار باشد . همانطور که گفتم ما در برخی موارد می بینیم که چند خواهر مبتلا هستند . پس شاید زمینه ی ژنتیک هم در این خانم ها نقشی دارد و ما تنها کاری که می کنیم می گوییم با مهار تخمک گذاری و مهار سیکل های ماهیانه ما از عود بیماری جلوگیری می کنیم . بهترین دارو هنوز هم می گویم اگر خانم ها نترسند قرص های ضد بارداری است . اگر مداوم بیمار قرص ضد بارداری بخورد جدار رحم نازک می شود و سیکل ماهیانه متوقف نمی شود . در صورتی که به عللی قرص جواب نداد و یا خانمی نتوانست تحمل کند بعد داروهای طبی دیگر تجویز می شود .
سوال – لطفاً در خصوص روغن زیتون توضیح بفرمایید.
پاسخ – در بین میوه های مختلفی که خداوند در اختیار ما قرار داده است هرکدام از آنها در سلامتی ما نقشی ایفا می کنند . و برخی از آنها را خداوند تبارک و تعالی در قرآن اسم برده است . یکی از آن میوه هایی که به آن قسم خورده شده زیتون است . علاوه بر انجیل به زیتون نیز اشاره شده است . امروزه علم تغذیه متوجه ارزش بسیار بالای زیتون و روغن زیتون شده است . اگر ما می توانستیم زیتون را همینطوری مصرف کنیم خیلی خوب بود . اما اشکال آن این است که مزه ی خیلی تلخی دارد و هم در تمام طول سال در اختیار نیست . برای همین یا آن را به شکل زیتون شور در می آورند و یا ازآن روغن می کشند و به دو شکل روغن بدون بو و روغن معمولی عرضه می کنند . برای اینکه روغن را بدون بو بکنند از زغال فعال و یا ترکیباتی که بتواند بوی روغن را به خود بگیرد استفاده می کنند . ما اصلاً توصیه ای برای مصرف روغن شور به مقدار زیاد نداریم . یعنی از دید تغذیه ضرر خوردن زیتون شور از نفع آن بیشتر است . فقط در مواقعی که به صورت تنفننی یکی دو عدد در غذای کسی برای جالب کردن و یا مزه دادن بگنجانند می توان تحمل کرد وگرنه ما اضافه تر ازآن را نمی پذیریم . درخصوص روغن زیتون باید اشاره کنم که در تغذیه گاهاً به آن روغن ضد سرطان گفته می شود . چون مواد آنتی اکسیدانی دارد که فوق العاده در جلوگیری از پیری و سرطانی شدن سلول مهم و موثر است . روغن آن حرارت بالایی را تحمل می کند و دیر خراب می شود و ویتامین E بسیار باارزشی را در خود دارد که به حفظ تراوت و شادابی بدن کمک می کند . پیشنهاد من این است که به اندازه ی یک قاشق روغن زیتون حداقل بعضی از روزهای هفته در غذای خود استفاده کنیم . بهترین توصیه این است که روی سالاد به همراه یک قاشق سرکه و آب لیمو ریخته شود و از آن سالاد تناول شود. امیدوارم سلامتی شما با مصرف غذاهای سالم و مغذی مانند روغن زیتون هر روی مستدام باشد .
سوال – من بیست و سه سال سن دارم در سن پانزده سالگی کیست تخمدان داشتم و عمل کردم . الان که ازدواج کردم جهت جلوگیری از بارداری قرص استفاده می کنم آیا مصرف این قرص ها منجر به ناباروری می شود یا خیر و دیگر اینکه آیا این قرص ها منجر به تولید کیست تخمدان می شود یا خیر؟
پاسخ –اصلاً نگران نباشند ایجاد ناباروری نمی کند . مطالعات ثابت کرده که خانم هایی که از قرص ضد بارداری استفاده می کنند شانس ایجاد کیست های تخمدان درآنها پایین تر است . ولی ما نمی دانیم که پاتولوژی در آن کیستی که در سن پانزده سالگی عمل کردند چه بوده است . شاید آن مشکل منجر به ناباروری ایشان شود ولی قرص های ضد بارداری اصلاً ریسک ناباروری را افزایش نمی دهد . خیلی از مریض از ما می پرسند که آیا این قرص ها در دراز مدت ایجاد سرطان می کند یا خیر ؟ این مسئله اصلاً ثابت نشده که ریسک سرطان را بالا ببرد . حتی در سرطان های رحم و تخمدان آمار نشان می دهد که خانم هایی که از قرص ضد بارداری استفاده کرده اند ریسک این سرطان ها پایین تر بوده است . اما در خانم هایی که تخمدان های پلی کیستیک دارند چون هورمون استروژن آنها بالا است . این یک هورمون زنانه است ، در این خانم ها متأسفانه ریسک برخی سرطان ها از جمله ریسک سرطان رحم ثابت شده که بالا تر است . امروزه در دنیا معتقد هستند که اگر خانمی مبتلا به تخمدان پلی کیستیک بود در همان سنین نوجوانی تا سنین بعد از یائسگی باید پیگیری شود . یعنی نباید بیمار رها شود . چون به علت همین مشکلات هورمونی ریسک سرطان رحم در این خانم ها بالاتر است . یعنی هر چند وقت یک بار باید رحم اینها بررسی شود . ریسک دیابت در این افراد بیشتر است . ریسک بیماری های قلبی و عروقی بیشتر است . ریسک سرطان پستان هنوز ثابت نشده است. چون یک وجه اشتراکی سرطان رحم و سرطان سینه دارد امروزه توصیه می کنند که از چهل سال به بعد حتماً سریال ماموگرافی و بررسی های غربالگری سینه در این خانم ها انجام شود .
سوال – من بیست و شش سال سن دارم و مبتلا به تخمدان پلی کیستیک هستم . یک سال است اقدام به بارداری کرده ام ولی موفق نشده ام . تخمدان سمت راست من هم دارای کیست سی و سه میلی متری است . با مصرف دارو نتیجه نگرفته ام . توصیه ی شما چیست ؟
پاسخ – همانطور که اشاره کردم در یک خانمی که تخمدان پلی کیستیک دارد وزن خانم ها خیلی مهم است . امروزه در دنیا معتقد هستند که مهم تر از وزن اندازه ی دور شکم است . یعنی خانم هایی که چاقی شکمی دارند این خطر ناباروری در تخمدان های پلی کیستیک در آنها بیشتر است . پس اولین اقدام در این خانم اگر چاق هستند باید لاغر شوند . در صورتی که وزن ایده آل شد ما متفورمین را تجویز می کنیم . اگر با متفورمین هم پریود ها مرتب نشد و این خانم باردار نشدند بعد به دنبال داروهای محرک تخمک گذاری می رویم .
سوال – من بیست و شش سال سن دارم و حدود یک سال و هفت ماه پیش مبتلا به کیست تخمدان آندومتریوز شدم . سمت راست هشت سانت و سمت راست شش سانت . با عمل لاپراسکوپی مشکل حل شد ولی بعد از سه ماه دوباره کیست ها بازگشت . مدت یک سال است که از قرص های ضد بارداری استفاده می کنم بعد از یک سال آزمایش انجام دادم که بالا بود . بعد برای من سونوگرافی داپلر نوشتند که خوش خیم بود و مشکلی نداشت . بعد از یک ماه دوباره آزمایش انجام دادم دوباره بالا بود . به من گفتند که الان موضوع کیست نیست بلکه شما مبتلا به سرطان تخمدان هستید و ممکن است مجبور شویم که هر دو تخمدان را خارج کنیم . از آنجاییکه من مجرد هستم خیلی نگران هستم می خواستم با شما مشورت کنم و من را راهنمایی کنید .
پاسخ – آندومتریوز یک سرطان خوش خیم است . یعنی حالت تهاجمی آن مانند سرطان است همه جا را درگیر می کند . تخمدان ، لوله های رحمی ، روده ، مثانه ، حتی خانم هایی که آندومتریوز پیشرفته دارند در اجابت مزاج مشکل دارند . خون در مثانه ی آنها است . ممکن است حتی لوله های هالب را گرفتار کند . همانطور که گفته اند تهاجم آن مانند سلول های سرطانی است ولی نوع پاتولوژی سلول خوش خیم است . برای همین هم یک تومور مارکر است که در خانم ها بالا می رود . درمان قطعی قطعی آندومتریوز بیرون آوردن تخمدان و رحم است . اما در خانم جوانی مانند شما ما یک چنین چیزی را پیشنهاد نمی کنیم . می گوییم که تاوقتی که زمان بارداری شما است با داروهای طبی مختلف سطح آن را مهار کنیم . همان قرصی که به شما داده اند داروی ایده آل است و هیچ اشکالی ندارد . دائم قرص را مصرف کنید تا اینها رشد نکنند . من احتمال دادم مرحله ی بیماری این خانم مرحله ی چهار است . یعنی ازدواج هم کردند باید سریع برای بارداری اقدام کنند .
سوال – من چهل و سه سال سن دارم و در تخمدان چپ خود یک کیست پنجاه میلی متری دارم . البته در ابتدا اندازه ی آن هفتاد میلی متر بود ولی الان بدون مصرف دارو پنجاه میلی متر شده است . آیا نیاز به مصرف دارو است یا خیر و یا اینکه خود آن در حال ازبین رفتن است .
پاسخ – ظاهر سونوگرافی کیست برای ما خیلی مهم است . یعنی ما برای هر نوع کیستی به مریض قرص ضد بارداری نمی دهیم . کیست هایی که با دارو و قرص از بین می روند معمولاً جدار نازک دارند . معمولاً دو طرفه هستند . مایع داخل آن شفاف است . که ما به مریض می گوییم چهار تا هشت هفته هیچ دارویی استفاده نکنید و با سونوگرافی مجدد از بین می رود و یا به مریض قرص ضد بارداری می دهیم . به هرجهت این تومور در حال کوچک شدن است ولی کیستی که بالای سی سانت باشد برای ما مهم است . من فقط به این خانم توصیه می کنم که تا وقتی که این کیست کامل از بین نرفته است رها نکنند . و دائماً از طریق سونوگرافی سایز کیست را مانیتور کنند .
سوال – آیا پاره شدن کیست های تخمدان منجر به ازدیاد این کیست ها می شود یا خیر؟
پاسخ – خیر . مگر اینکه کیست بدخیم باشد . در بدخیمی های چون معمولاً جدار ضخیم است خیلی نادر پاره می شود . ما پاره شدن را بیشتر در کیست های فیزیولوژیک و خوش خیم می بینیم . معمولاً هم به این صورت است که یک درد شدید ناگهانی می دهد . در عرض سه یا چهار ساعت آن درد کاهش پیدا کرده و سبک می شود و یک سونوگرافی نیز می تواند آن را نشان دهد . گاهی این کیست ها خون ریزی دهنده هستند . زمان پاره شدن این کیست ها حدود یک هفته بعد از تخمک گذاری است . ممکن است خون داخل شکم بریزد و با افت هموگلوبین ، سونوگرافی داخل شکم خون نشان می دهد . گاهی چون خون ریزی ادامه دارد مجبور می شویم که از طریق جراحی تداخل کنیم . که این را بیشتر در خانم هایی می بینیم که بخاطر اختلالات خونی ، مشکلات قلبی و عروقی داروهای ضد انعقادی مانند هپارین یا وارفارین استفاده می کنند . که این کیست های خون دهنده در این افراد دیده می شود .
سوال – من بیست و چهار سال سن دارم و از لحاظ وزنی نیز مناسب هستم . من همیشه کیست های تخمدان داشتم که با دارو برطرف می شد . دوماه پیش من مراجعه کردم بخاطر دردهای شدیدی که داشتم فهمیدم که عفونت شدید دارم و کیست هم دارم . قرار شد که من دو ماه قرص ضد بارداری مصرف کنم . ولی وقتی که یک ماه پیش برای چکاب رفتم این کیست های من بزرگتر شده بود و در تخمدان چپ من هم توده در توده بود . یک کیست سه سانتی و یک کیست شش سانتی بود . دکترها به من گفتند که من حتماً باید جراحی کنم . چند روز پیش جراحی کردم ولی بعد از عمل به من گفتند که مبتلا به آندومتریوز هستم و چسبندگی رحم هم دارم . به طوری مثانه ی من به رحم چسبیده که شکل مثانه عوض شده است . قرار شد تا یک مدت خیلی طولانی من بی وقفه قرص LD مصرف کنم به طوری که پریود نشوم یعنی بلافاصله بسته ی بعدی را شروع به خوردن کنم . می خواستم بپرسم این عفونتی که من داشتم و این چسبندگی که دارم و قرص هایی که باید بی وقفه بخورم ارتباط اینها با هم چیست و آیا اگر من یک مدت طولانی پریود نشوم خطر ندارد ؟
پاسخ – زمانی که ایشان توضیح می دادند من حدس زدم که چه بیماری دارند . بیماری آندومتریوز شما پیشرفته بوده و درمان آن نیز درمان های طبی متفاوتی است . بهترین روش استفاده از قرص های ضد بارداری به طور مداوم است که سیکل ماهیانه اتفاق نیفتد و این ضایعات دوباره رشد نکنند .
سوال – آیا خونریزی شدید در دوران پریود از علائم کیست تخمدان است ؟
پاسخ – خیر
سوال – تنبلی تخمدان چیست و آیا درمان قطعی دارد ؟
پاسخ – تنبلی تخمدان اگر تخمدان پلی کیستیک باشد بله ولی گاهی تنبلی تخمدان در خانم هایی است که زود یائسه می شوند . زیر سن چهل سالگی که متأسفانه درمان موفقیت آمیز ندارد و فیزیولوژی تخمدان این خانم ها این است که در سنین جوانی به سن یائسگی می رسند . می توان هورمون درمانی کرد ولی برای باروری درمان ندارد .
سوال – خوردن برخی مواد مانند جگر مرغ می تواند باعث کیست تخمدان شود ؟
پاسخ – از لحاظ علمی ثابت نشده است . الان ثابت شده که سیگار ریسک کیست های هورمونی تخمدان یا کیست های فیزیولوژی را افزایش می دهد . درخصوص مواد غذایی الان بر روی استرس های اکسیداتیو کار می کنند که اگر به نتیجه برسد می گویند آنتی اکسیدان ها از ایجاد برخی کیست های تخمدان مانند آنتومتریوز جلوگیری می کند .
سوال – آیا کیست تخمدان می تواند بر روی روند بارداری و نوع زایمان اثر منفی داشته باشد؟
پاسخ - روی نوع زایمان خیر ولی بر روی روند بارداری بله . کیست هایی که ریسک ناباروری را بالا می برد در درجه ی اول اندومتریوز است بخصوص مراحل سه و چهار . بعد هم تخمدان های پلی کیستیک هستند که با ناباروری ارتباط مستقیم دارند .
توصیه ی پایانی من این است که اگر خانم ها به سلامت خود بهتر برسند و مراقب باشند . سیکل های ماهیانه ، مرتب بودن ، نا مرتب بودن . علائم افزایش وزن ، هورمون های مردانه و دردهای لگنی ، خیلی از این مشکلات را ما می توانیم در مراحل اولیه تشخیص دهیم و فقط با توصیه های بهداشتی بدون درمان های طبی یک خانم درگیر عواقب بعدی این بیماری ها نشود .

پاپ اسمیر

چگونه سرطان دهانه رحم را به موقع تشخیص دهیم؟ مجموعه: بهداشت بانوان سرطان دهانه رحم, پاپ اسمیر,تشخيص سرطان دهانه رحم چگونه سرطان دهانه رحم را به موقع تشخیص دهیم؟ خانم ها بخوانند... پاپ اسمیر روشی مؤثر در تشخیص زودرس سرطان دهانه ‏ی رحم است كه در آن با یك معاینه ساده چند سلول از دهانه رحم برداشته شده و زیر میكروسكوپ پس از رنگ آمیزی دیده می شود و در صورتی كه تغییرات سلولی در جهت بدخیم شدن از خود نشان بدهد برای پیشگیری از ایجاد تومور و مشكلات بعدی ، اقدامات زودرس انجام می شود. این كار در همه خانم هایی كه فعالیت جنسی را آغاز كرده اند( پس از ازدواج ) انجام می شود و مخصوصاً افرادی كه از سن پائین فعالیت جنسی را آغاز كنند به دلیل خطر بیشتر باید مورد توجه خاص قرار گیرند. در كشورهای غربی كه ارتباط جنسی آزاد است و احتمال ارتباط با چند نفر وجود دارد این خطر بالاتر است در این جوامع هم تعداد مبتلایان به سرطان گردن رحم بیشتر است و هم ابتلا در سنین پائین تر دیده می شود. برای انجام پاپ اسمیر پزشك شما را معاینه كرده و در همان حالت با استفاده از یك وسیله چوبی یا برس ظریف چند سلول ازقسمت ابتدائی گردن رحم برداشته و روی یك قطعه شیشه‏ی نازك می گذارد و با یك اسپری یا محلول خاص آنرا فیكس می كند تا خراب نشود و به بخش پاتولوژی می فرستد. پزشك پاتولوژیست این سلول ها را زیر میكروسكوپ مشاهده می كند و در صورت وجود تغییرات مشكوك در آن، گزارش می كند و پزشك زنان با توجه به این گزارش ،تصمیم برای درمان داروئی یا نمونه برداری مجدد می گیرد. برای انجام پاپ اسمیر به این نكات توجه كنید: 1- در هنگام عادت ماهیانه پاپ اسمیر انجام ندهید، زیرا وجود خون تشخیص دقیق را مشكل می سازد. 2- از 24 ساعت قبل از انجام پاپ اسمیر از نزدیكی بدون كاندوم خودداری كنید، چون نتیجه پاپ اسمیر را مخدوش می كند. 3- از 48 ساعت قبل از انجام پاپ اسمیر، استفاده از داروهای واژینال (شیاف و پماد) را قطع كنید.

منبع:seemorgh.com - دکتر نسرین السادات علوی

آقای دکتر صفری نژاد، ارولوژیست؛

داروهای موثر بر عملکرد جنسی مردان

داروها می توانند عملکرد جنسی طبیعی در مردان را دچار اختلال کنند. در مردانی که قبلا دارای عملکرد جنسی غیر طبیعی هستند، باید تلاش کرد که بیماری آنها با داروهایی که کمترین عارضه را دارند، درمان شود.

بسیاری از داروها ئیکه برای بیماریهای مختلف تجویز می شوند، می توانند عملکرد جنسی طبیعی در مردان را دچار اختلال نمایند، که بعضاً نیز این اختلال بسیار شدید خواهد بود. علت آن عوارض جانبی نا خواسته ای است که بعضی از داروها دارند. در مردانیکه از قبل دارای عملکرد جنسی غیر طبیعی هستند، بایستی حداکثر تلاش را کرد که بیماری آنها با داروهائی که کمترین عارضه را دارند، درمان شود. ایجاد مشکلات جنسی برای بیمار، سبب می شود که تحمل بیمار نسبت به داروی مسبب کم شده و سر خود دارو را قطع کند، که این امر گاهاً منجر به عوارض خیلی خطرناکی می گردد. هدف از طرح این موضوع این است که خوانندگان گرامی آگاهی پیدا کنند که تمامی اختلالات جنسی ناشی از بیماری مجزائی نیستند و در بسیاری از موارد علت آن داروئی است که فرد مصرف می کند، و این علت اختلال جنسی، از مواردی است که به راحتی و بسرعت قابل درمان می باشد.

تقریباً نصف مردانیکه بیش از 65 سال سن دارند، روزانه بطور متوسط سه نوع دارو برای بیماربهای مختلف مصرف می نمایند. در سطور بعدی مهمترین داروهائیکه سبب اختلالات جنسی می شوند، مختصراً توضیح داده خواهند شد. اختلالات جنسی در مردان را به سه دسته بزرگ تقسیم می کنند: اختلال در نعوظ، اختلال در انزال و اختلال در میل جنسی. در نتیجه می توان اثرات داروها را در ایجاد هر یک از اختلالات فوق بررسی نمود.

1. داروهای ضد فشار خون: تقریباً 50 درصد مردان در دهة 60 زندگی از داروهای ضد فشار خون استفاده می نمایند. متیل دوپا امروزه کمتر استفاده می شود. این دارو در 30-20 درصد مردانیکه از آن استفاده می کنند، سبب ایجاد اختلال در نعوظ می شود. از داروهائیکه بطور وسیع در درمان فشار خون استفاده می شود، مدرّها یا داروهای زیاد کنندة ادرار هستند. سردستة این داروها، هیدروکلروتیازید می باشد، که علاوه از اینکه میل جنسی را کاهش می دهد، می تواند سبب اختلال در نعوظ نیز گردد. از دیگر داروهائیکه خیلی در درمان فشارخون استفاده می شوند پروپرانولول و آتنولول می باشند. آتنولول در 10 درصد مردان سبب ایجاد اختلال نعوظ می شود، علاوه از آن، سبب کاهش میزان هورمون مردانه یا همان تستوسترون در خون می گردد. پروپرانولول در 15-10 درصد مردان سبب اختلالات جنسی بیشتر به شکل اختلال در نعوظ می شود. داروی ضد فشار خون دیگر که زیاد استفاده می شود، پرازوسین است. در کشور ما این دارو بیشتر برای درمان مشکلات ادراری در بزرگی خوش خیم پروستات تجویز می شود. حدود 30 درصد بیمارانیکه پرازوسین را همراه با یک داروی مدرّ استفاده می نمایند، مبتلا به اختلالات جنسی خواهند شد. داروی دیگر که بطور خیلی وسیع برای درمان مشکلات ادراری در بزرگی پروستات استفاده می شود، تامسولوسین است. این دارو در کوتاه مدت در 10 درصد مردان و در دراز مدت در 30 درصد مردان سبب اختلال در انزال می گردد. وراپامیل و آملودیپین از دیگر داروهای ضد فشار خون هستند که زیاد استفاده می شوند. میزان عارضة اختلال جنسی با این دو دارو کمتر از داروهای فوق الذکر می باشد، ولی آنها در تعداد اندکی از بیماران سبب کاهش میل جنسی و ناتوانی جنسی می شوند. کاپتوپریل و آنالاپریل از جمله داروهای ضد فشار خون هستند که عوارض جنسی خیلی اندکی دارند.

2. داروهای ضد افسردگی: این دسته از داروها مهمترین گروه داورئی هستند که سبب اختلالات جنسی در مردان و زنان می شوند. میزان اختلال جنسی با مصرف این داروها حدود 30 درصد است. نسل جدید داروهای ضد افسردگی عوارض جنسی اندکی دارند. کلومیپرامین، ایمی پرامین و آمی تریپتیلین جزو ضد افسردگیهای سه حلقه ای هستند که هنوز هم مورد استفاده قرار می گیرند. کلومیپرامین و ایمی پرامین بیشترین اثر سوء را در عملکرد جنسی دارند. حتی با کمترین دوز کلومیپرامین ممکن است اختلال جنسی ایجاد گردد، ولی اختلال جنسی ناشی از آمی تریپتیلین بستگی به دوز آن دارد. کلومیپرامین در 40 درصد مردان سبب اختلال در انزال، در 20 در صد موارد سبب کاهش میل جنسی و در 20-15 در صد موارد سبب اختلال در نعوظ می گردد. میزان اختلالات جنسی با ایمی پرامین در حد متوسط و این میزان با آمی تریپتیلین حداقل است. ایمیپرامین بیشتر سبب اختلال در ارگاسم در خانمها و سبب اختلال در انزال در آقایان می شود. 55 درصد خانمهائیکه ایمی پرامین مصرف می کنند در رسیدن به ارگاسم مشکل پیدا می کنند. از این دسته داروها نورتریپتیلین کمتر از همه عارضة جنسی دارد.

گروه بعدی داروهای ضد افسردگی که تقریباً جایگزین گروه قبلی شده اند، داروهائی هستند که میزان سروتونین در مغز را بالا می برند. از این گروه داروهائیکه بطور وسیع در ایران مورد استفاده قرار می گیرند، عبارتند از: فلوکستین، سرترالین، سیتالوپرام، فلووکسامین، ونلافاکسین و پاروکستین. فلوکستین در حدود 30 درصد موارد سبب اختلال در انزال و کاهش میل جنسی می شود. سرترالین و سیتالوپرام در 25 درصد استفاده کنندگان از این داروها سبب کاهش میل جنسی، در 15 درصد سبب اختلال در رسیدن به ارگاسم و در 20 در صد سبب اختلال در انزال می شود. پاروکستین در 20 درصد بیماران سبب اختلال در رسیدن به ارگاسم و انزال می گردد. فلووکسامین عوارض جانبی جنسی زیادی ندارد ولی بعلت تهوع شدیدی که ایجاد می کند ممکن است باعث کاهش میل جنسی شود. از این گروه داروها، ونلافاکسین بیشترین میزان اختلالات جنسی (38 درصد) را ایجاد می کند.

3. داروهای مؤثر بر روان: لیتیوم داروئی است که بطور نسبتاً زیاد توسط همکاران روانپزشک مورد استفاده قرار می گیرد. این دارو علاوه از کاهش دادن میل جنسی، ممکن است در 15 درصد مردان سبب اختلال در نعوظ گردد. کلاً داروهای ضد جنون مثل رسپیریدون، اولانزاپین و کلوزاپین در 60-40 درصد بیماران سبب افزایش پرولاکتین خون می شوند. افزایش پرولاکتین خون در مردان می تواند سبب کاهش میل جنسی، اختلال در نعوظ، بزرگ شدن سینه ها، کم کاری بیضه ها و ناباروری گردد. عوارض جانبی جنسی کلوزاپین کمتر از همه است. بدترین دارو از نظر عوارض جنسی تیوریدازین است. آن در 60 درصد بیماران سبب اختلال جنسی می شود.. فنوتیازین از میان داروهای اعصاب، بیشترین کاهش در میل جنسی را سبب می شود و در 50 درصد مردان می تواند ایجاد اختلال در انزال نماید. این دارو علاوه از عوارض فوق، می تواند اثر مهاری بر روی هورمون مردانه یا همان تستوسترون داشته باشد. کلرپرومازین می تواند ظرف 24 ساعت پس از شروع مصرف سبب اختلال در انزال شود.

3. بنزودیازپینها: این گروه از داروها، آرامبخش و خواب آور هستند و شامل کلردیازپوکساید، دیازپام، اگزازپام، آلپرازولام، لورازپام و کلونازپام می باشند. کلاً این رده از داروها عوارض سوء جنسی کمتری دارند، ولی اگر همراه با لیتیوم مصرف شوند در 49 درصد بیماران سبب مشکلات جنسی می شوند. از این گروه داروها، کلونازپام بیشتر از سایر داروهای گروه (40 درصد) سبب اختلال جنسی می شود.

4. داروهای مهار کنندة گیرنده های هیستامینی نوع 2 : این گروه از داروها در بیماریهای دستگاه گوارش بکار می روند که مهمترین آنها
عبارتند از: سایمتیدین، رانیتیدین و فاموتیدین. از این گروه داروئی، عوارض سایمتیدین نسبتاً زیاد و بیشتر از بقیه است. کلاً سایمتیدین دارای خاصیت ضد هورمون مردانه بوده و میزان پرولاکتین خون را زیاد می کند. این دو عارضه می توانند سبب رشد سینه ها در مردان، کاهش میل جنسی، اختلال در نعوظ و کاهش تعداد اسپرم شوند. میزان عوارض با سایمتیدین وابسته به دوز دارو است. هر قدر میزان تجویز آن بیشتر باشد، میزان عوارض نیز بیشتر خواهد بود. ممکن است حین درمان با سایمتیدین تعداد اسپرمها تا 40 درصد کاهش یابند، ولی پس از قطع دارو تعداد اسپرمها مجدداً طبیعی خواهد شد. بنابراین در مردانیکه مشکل باروری دارند و یا تعداد اسپرم آنها اندک است، بهتر است از سایمتیدین استفاده نشود.

5. دیگوکسین: امروزه با سنتز داروهای جدیدتر، مصرف این دارو نسبت به گذشته کاهش یافته است، ولی هنوز مورد استفاده قرار می گیرد. میزان بروز اختلالت جنسی با این دارو 25 درصد است. در افرادیکه بطور طولانی مدت از آن استفاده می کنند، میزان تستوسترون (هورمون مردانه) خون 50 درصد کاهش و میزان استروژن (هورمون زنانه) خون دو برابر می شود.

6. داروهائیکه در درمان افزایش چربی خون بکار می روند: مهمترین این گروه از داروها که در ایران مصرف زیاد دارند عبارتند از: کلوفیبرات، جمفیبروزیل، آتورواستاتین و لوواستاتین. چون این داروها بیشتر با داروهای ضد فشارخون مصرف می شوند، مشخص کردن علت واقعی اختلال جنسی ممکن است مشکل باشد. کلاً این داروها میزان هورمونهای جنسی در خون را کاهش می دهند. میزان اختلال نعوظ با کلوفیبرات و جم فیروزیل حدود 15 درصد است. استاتینها (آتورواستاتین و لوواستاتین) ممکن است تولید هورمون تستوسترون در بدن را مهار نمایند. در مردانیکه از داروهای پائین آورندة چربی خون استفاده می کنند، میزان بروز اختلال نعوظ 12 درصد است.

7. داروهای ضد تشنج: از این داروها جهت درمان صرع (غش، تشنج) استفاده می شود. والپروئیک اسید سبب اختلالت هورمونی در خانمها می شود، و در مردان نسبتاً بدون عارضه است. این دارو در مقایسه با سایر داروهای ضد تشنج، عوارض جانبی جنسی کمتری دارد. برخلاف والپروئیک اسید، کاربامازپین سبب اختلالات هورمونی متعددی می شود. با مصرف این دارو، در مردان هورمون تستوسترون کاهش و هورمون پرولاکتین افزایش می یابد. این دو عامل گاهاً سبب کاهش شدید میل جنسی و ناتوانی جنسی شدید در مردان می شوند.
فنیتوئین داروی ضد تشنج دیگری است که عوارض مشابه با کاربامازپین دارد. این دارو میزان استرادیول (هورمون زنانه) خون را زیاد می کند. استرادیول اثر مهاری بر روی غدة هیپوفیز مغز دارد و می تواند منجر به کم کاری غدد جنسی (بیضه ها) در مردان شود. میزان عوارض با این دارو هم وابسته به دوز است و هم وابسته به طول مدت زمان مصرف. هر قدر دوز آن بیشتر و مدت زمان مصرف هم بیشتر باشد، عوارض بیشتر خواهد بود. فنوباربیتال و پریمیدون بیشتر از سایر ضد تشنجها سبب اختلال در نعوظ می شوند. با ادامة مصرف این دو دارو، میزان بروز اختلال جنسی نیز بیشتر می شود. لاموتریژین یک داروی ضد تشنج جدیدی است که تقریباً عاری از عوارض سوء بر عملکرد جنسی می باشد.

8. داروهای هورمونی: یکی از داروهائیکه از این گروه بصورت وسیع مورد استفاده قرار می گیرد، فیناستراید است که برای درمان مشکلات ادراری ناشی از بزرگی پروستات در مردان بکار می رود. در 15 درصد مردان، مصرف این دارو سبب اختلال جنسی به شکل کاهش حجم منی، کاهش میل جنسی و ناتوانی جنسی می شود.

تستوسترون بیشترین هورمون مردانه در بدن است و امروزه از انواع صناعی آن بصورت غیرقانونی ورزشکاران استفاده می کنند. مصرف نابجای تسوسترون و مشتقات آن می تواند عوارض بسیار زیان باری در بدن ایجاد نماید. گاهاً افرادی جهت بدن سازی مقادیر زیادی از این هورمونها استفاده می کنند. این هورمونها عوارض سوء بسیار شدیدی بر روی عملکرد جنسی و باروری دارند. مصرف مقادیر متوسط از این هورمونها به مدت طولانی تقریباً سبب از بین رفتن بیضه ها می شود. اگر عوارض زیانبار این هورمونها در مراحل ابتدائی باشند، می توان با درمانهای مناسب آنها را برطرف کرد، ولی وقتی عوارض تمام عیار شدند، متأسفانه دیگر نمی توان کاری کرد. در حقیقت امروزه استفاده از هورمون تستوسترون به عنوان داروی ضد بارداری در مردان (مشابه قرصهای ضد حاملگی در زنان) تحت بررسی است. استفاده از این هورمونها سبب افزایش جوش صورت و افزایش موهای زائد بدن نیز می شود.
البته لیست داروهائیکه دارای عوارض سوء در عملکرد جنسی در مردان و زنان هستند، بسیار طولانی است. در سطور فوق عوارض جنسی داروهائیکه بیشتر برای عموم مردم شناخته شده است، ذکر گردیدند. هدف از بازگوئی مطالب فوق آگاهی خوانندگان گرامی از این مطلب است، که بسیاری از مشکلات جنسی، ناشی از عوارض داروهائی است که فرد مصرف می کند. این اثرات سوء بر عملکرد جنسی در مواردیکه فرد از داروهای متعدد از گروههای داروئی متفاوت استفاده می کند، بسیار بیشتر است، چون عوارض داروها تجمعی هستند. در بسیاری از مواردیکه اختلالات جنسی ناشی از مصرف دارو می باشند، می توان با اقدامات مناسب مشکل بیمار را برطرف کرد.

نظر کاربران

اهداء(تخمک؛اسپرم،جنین،رحم جایگزین)

اهدای تخمك
در بعضي موارد علل ناباروري به گونه اي نيست كه با تجويز دارو يا روش هاي پيشرفته درمان ناباروري بتوان آنها را رفع كرد. براي مثال در بعضي زنان به خاطر سن بالا، يائسگي زودرس و اختلالات ديگر، عليرغم سالم بودن ارگان هاي باروري به علت نداشتن تخمك از امكان باروري محروم اند.
در اين افراد تنها راه باروري دريافت تخمك اهدايي از يك داوطلب است. در محيط آزمايشگاه تخمك اهدايي توسط اسپرم هاي مرد كه همسر گيرنده تخمك است لقاح مي يابد و جنين حاصله از اين لقاح در رحم زن نابارور منتقل مي شود.
اولين كودك حاصل از اهدای تخمك در جهان در سال 1984 متولد شده است و اين روش هم اكنون در كشور ما پس از طي مراحل شرعي و قانوني آن سالهاست كه مورد استفاده قرار مي گيرد.

نكات مهم در اهداي تخمك
- حداكثر سني فرد گيرنده تخمك 45 سال است. البته فرد بايد كاملا از خطرات باروري در سنين بالا مطلع باشد و پس از
مشاوره هاي لازم با متخصص و روان پزشك براي اين كار اقدام كند.
- لازم است زوجي كه مي خواهند با روش اهدای تخمك تحت درمان قرار گيرند تحت مشاوره باشند و تمام جوانب اين كار اعم از مسائل روحي، رواني، ارث و قانون و ساير مسائل را درنظر بگيرند و با آگاهي كامل درمان را آغاز كنند.
- آزمايش هاي اوليه پيش از درمان بايد به طور كامل انجام شود. آزمايش اسپرموگرام مرد، معاينات عمومي فيزيكي، آزمايش هاي روتين قبل از بارداري نظير سرخجه، آزمايش هاي ايمني، تعيين گروه خون و RH، ايدز، هپاتيت، معاينات لگني، بررسي حفره رحم و سونوگرافي براي اندازه گيري حجم رحم و درصورت لزوم هيستروسكوپي و لاپاراسكوپي تعدادي از اين آزمايش ها است.
ضمنا رحم فرد گيرنده تخمك در زمان عمل بايد آمادگي داشته باشد كه لازم است اقدامات لازم از قبل انجام گيرد.
- سن اهدا ‌كننده تخمك بهتر است بين 21 تا 34 سال باشد و ترجيحا اين فرد قبلا بچه دار شده باشد چراكه شانس حاملگي را در فرد گيرنده تخمك بالا مي برد.
- خصوصيات فيزيكي فرد گيرنده و اهدا كننده تخمك بهتر است هماهنگ باشد. خصوصياتي نظير، رنگ پوست، رنگ چشم، رنگ مو و ساختمان بدني.
- فرد اهدا كننده تخمك (Donor) بايد از نظر ژنتيكي كاملا سالم باشد،‌ همين طور از نظر بيماري هايي نظير سيفليس، هپاتيت، ايدز نيز بايد مورد بررسي قرار گيرد.
- ارزيابي روان شناختي فرد اهدا كننده تخمك توسط يك شخص حرفه اي نيز بسيار توصيه مي شود. اين سابقه شامل بررسي سابقه خانوادگي، تحصيلي، ثبات روحي،‌انگيزه اهداء، سابقه بارداري سخت، روابط بين فردي، سابقه قضايي و قانوني، سابقه بيماري هاي روان پزشكي و اختلال شخصيتي است.

 ملاحظات اخلاقي اهدای‌ تخمك
همواره بحث هاي فراواني در رابطه با اهدا كننده تخمك جريان داشته است كه آيا بهتر است فرد اهدا كننده يا دونور  شناخته شده يا ناشناس باشد.
بسياري از دريافت كنندگان تمايل به دريافت تخمك از اهدا كنندگان ناشناس هستند چرا كه تمايل دارند حريم خصوصي خود را حفظ كنند. اما در مقابل عده اي نيز اصرار به شناختن اهدا كننده دارند.  براي آنها سابقه اجتماعي، فرهنگي اهدا كننده تخمك و ويژگي هاي ژنتيكي اش اهميت زيادي دارد.
موضوع ديگر آشكار كردن يا پنهان داشتن موضوع از كودك حاصل از اين عمل است. در مواردي كه بنابر ملاحظاتي اين حقيقت كتمان مي شود همواره اين خطر وجود دارد كه حقيقت ناخواسته آشكار شود. اين موضوع به ويژه در خانواده هايي كه تفاهم و توافق وجود ندارد بيشتر اهميت مي يابد.
به هر حال مهم اين است كه استانداردهاي سلامت جسمي و رواني در مورد اهدا كنندگان رعايت شود و براي پيشگيري از مشكلات آتي رضايت نامه از اهدا كننده و گيرنده دريافت شود.

2-اهدای اسپرم
در مواردي كه علت ناباروري مربوط به مرد مي شود و با هيچ يك از روش هاي درماني امكان دريافت اسپرم از مرد وجود ندارد و در واقع توليد اسپرم در مرد صورت نمي گيرد، تنها راه كمك به يك زوج اهدای‌ اسپرم و يا اهدای جنين است.
در خصوص روش اهدای  اسپرم نظرات شرعي متفاوتی از سوی فقها مطرح شده است و این کار در ایران انجام نمی شود.

3-اهدای‌ جنين
زمانی که جنین انتقالی حاصل از لقاح تخمک و اسپرم غیر زوج گیرنده باشد اهدای جنین محسوب میشود.اهدای جنين در دو مورد انجام مي شود. اول: در مواردي كه مشكل ناباروري مربوط به مرد است و مرد قادر به توليد اسپرم نيست و(نه در نمونه مایع منی و نه در بیوپسی بیضه ها) در این صورت با توجه به ممنوعيت از نظر تعدادی از فقها، ناگزير بايد از اهدای‌ جنين استفاده شود.
دوم: در بیمارانی که احتمال انتقال بیماری های ژنتیکی به نسل بعد وجود دارد شامل بیماری های ژنتیکی وابسته به جنس نظیر هموفیلی، دیستروفی عضلانی دوشن و یا ناهنجاری های مادرزادی که با اهدای جنین فابل برطرف شدن باشد.
منابع عمده جنین اهدایی عبارتند از:
1. زوج های ناباروری که طی سیکل درمانی میکرواینجکشن باردار شده اند و تعداد جنین های تشکیل شده بیشتر از تعداد جنین های انتقالی بوده و تمایلی به استفاده از جنین های منجمد خودشان ندارند
2. از اهدا تخمک و اسپرم یک زوج دیگری که مشکل نازایی ندارند و تمایل به اهدای جنین دارند.
 
روند اهداي جنين به اين ترتيب است كه زوجين بعد از مراجعه به مركز ناباروري و محرز شدن اين مسئله كه با هيچ كدام از روش هاي درمان ناباروري امكان درمانشان وجود ندارد به واحد مددکاری ارجاع می شوند. مددکار توضیحات کامل درباره مسائل مختلف، ناشناس ماندن، طول زمان انتظار و ... را ارائه میکند و پس از طی مدت انتظار نامه اي براي دادگاه خانواده و پزشكي قانوني برای احراز صلاحیت اخلاقی و جسمی و اجتماعی دريافت مي كنند. زوجین پس از صدور مجوز و موافقت حقوقی می تواننددر سیکل درمانی قرار بگیرند.
هم اکنون در پژوهشگاه رویان با توجه به ضوابط، اهدای جنین ناشناس فقط از طریق جنین های منجمد شده قبلی به زوج های نابارور استفاده می شود.
منظور از ناشناس بودن اینست که پژوهشگاه رویان بنا دارد تا سن 18 سالگی فرزند حاصل از اهدای جنین، زوج داوطلب و زوج نابارور همدیگر را نشناسند و فقط در صورت درخواست فرزند، هویت پدر و مادر ژنتیکی را به وی اعلام کنند. اهدا کنندگان و اهداگیرندگان پیش از ورود به سیکل باید درباره مسائل حقوقی و شرعی این کار تحقیق کرده باشند و آن را پذیرفته باشند.

4-رحم جايگزين (Surrogacy)
در پاره اي موارد، زوجين از نظر تخمك و اسپرم و تشكيل جنين مشكلي ندارند، اما به چند علت ممكن است جنين نتواند در رحم مادر مراحل رشد و تكامل خود را طي كند:
1) رحم قدرت نگهداري جنين را ندارد و جنين را سقط مي كند.
2)  بارداري براي جان زن به علت يك بيماري طبي ديگر خطرناك است.
3) زن به طور مادرزادي فاقد رحم و يا داراي يك رحم بسيار كوچك است.
4) رحم زن به علت دستكاري هاي پزشكي نظير كورتاژ خشن و غيراصولي و يا به علت عفونت هايي نظير بيماري سل دچار چسبندگي شده است.
در اين صورت جنين را به رحم زن بيگانه اي وارد مي كنند و آن زن جنين را در رحم خود نگهداري مي كند و پس از وضع حمل كودك را به پدر و مادرش برمي گرداند.
اين كار به لحاظ شرعي و قانوني هيچ مشكلي ندارد و در كشور ما هم از اين روش استفاده مي شود. زوجين مي توانند خود، فردي كه داوطلب ارائه رحم جايگزين است را به مركز درمان ناباروري معرفي كنند و يا از مركز در اين زمينه كمك بگيرند.
در پژوهشكده رويان ليستي از زنان داوطلب ارائه رحم جايگزين وجود دارد كه در صورت نياز زوجين به آنها در اين زمينه كمك مي شود.
با توجه به اينكه فرد ارائه دهنده رحم جايگزين در طول مدت بارداري متحمل رنج و مشقت مي شود پرداخت اجرت از سوي زوجين به اين فرد طبق عرف مقبول است. از نظر شرعي نيز چنين زني به خاطر اينكه با جنين رابطه خوني برقرار كرده است حكم مادر رضاعي طفل را پيدا مي كند و طبق قانون، مشمول ارث و حق و حقوق مادر و كودك واقعي نمي شوند.

 

تکنیک های تشخیصی ناباروری

آشنایی با  تکنیک های تشخیصی- درمانی

سونوگرافي ساده:

سونوگرافي تفسير امواج منعكس شده از بافت هاي مختلف بدن است. اين روش تشخيصي بيش از 35 سال است كه به كار برده مي شود و تاكنون هيچگونه خطري ناشي از آن به اثبات نرسيده است. سونوگرافي ساده معمولا" ده دقيقه زمان نياز دارد و بايد توجه داشت سونوگرافي هيچ گاه به ميزان صد در صد تولد نوزاد سالم را تضمين نمي كند.

سونوگرافي كالر داپلر:
جهت بررسي ميزان خونرساني به ارگان هاي مختلف در بدن از اين روش سونوگرافي استفاده مي شود. امواج ناشي از جريان خون هم به صورت تصاوير موجي و هم به صورت تصاوير بازسازي شده سياه و سفيد و رنگي سونوگرافي مشاهده مي شود و درصورت وجود كاهش و يا افزايش جريان خون رساني در اعضاء اين موضوع قابل بررسي است و ارزش قابل توجهي در تشخيص برخي از ناهنجاري هاي مادرزادي و بيماري هاي اكتسابي دارد.


سونوگرافي سه بعدي و چهاربعدي:‌
در سونوگرافي سه بعدي امواج صوتي با زواياي مختلف به بدن جنين تابانده مي شود و انعكاس اين امواج با كمك نرم افزارهاي پيشرفته كامپيوتري تغيير مي شود. در سونوگرافي چهار بعدي علاوه بر ايجاد تصاوير سه بعدي از جنين حركات جنين را نيز به صورت زنده نشان مي دهد. سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي جايگزين سونوگرافي ساده نيستند و بايد به عنوان مكمل سونوگرافي ساده در صورت تشخيص پزشك مبني بر احتمال وجود ناهنجاري استفاده شود. سونوگرافي سه بعدي و چهار بعدي در صورتي كه جنين در وضعيت مطلوبي قرار داشته باشد حدود 25 دقيقه طول مي كشد و در موارد چند قلويي مدت زمان بيشتري نياز دارد.

لاپاراسكوپي:
نوعي عمل جراحي است كه تحت بيهوشي عمومي از طريق يك يا چند برش كوچك در ناحيه زير ناف انجام مي شود. در اين عمل وسيله تلسكوپ مانند ظريفي را از طريق برش ايجاد شده داخل حفره شكم هدايت مي شود كه به وسيله آن اعضاء حفره لگني و حفره شكمي قابل رؤيت و بررسي مي شوند. اين عمل به خصوص براي بررسي و تشخيص چسبندگي ها،‌ كيست هاي تخمداني، فيبروم هاي رحمي، باز و بسته بودن لوله هاي رحمي و بررسي وجود  احتمالي آندومتريوز به كار مي رود.
لاپاراسكوپي علاوه بر كاربردهاي تشخيصي، كاربردهاي درماني نيز دارد. آزاد كردن چسبندگي ها، برداشتن كيست هاي تخمداني، برداشتن فيبروم هاي رحمي و از بين بردن آندومتريوز، با لاپاراسكوپي كه با روش هاي مكانيكي و ليزري قابل انجام است صورت
مي گيرد.

هيستروسكوپي:
هيستروسكوپي يك روش آندوسكوپي تشخيصي داخل رحمي است. اين عمل تحت شرايط بيهوشي عمومي و با وسيله تلسكوپ مانندي كه از طريق دهانه رحم وارد حفره مي شود صورت مي گيرد. از طريق هيستروسكوپي بررسي مستقيم رحم از نظر وجود انواع چسبندگي هاي داخل رحمي، پوليپ يا فيبروم و ديواره هاي رحمي امكان پذير است. هيستروسكوپي نيز كاربرد درماني دارد. با هيستروسكوپي از بين بردن چسبندگي ها برداشتن پوليپ و انجام بيوپسي هاي متعدد ميسر مي شود.

هيستروسونوگرافي:
بررسي بازبودن يا انسداد لوله هاي رحمي است. در اين روش با قراردادن لوله باريكي در دهانه لوله رحم و تزريق سرم نرمال سالين و همزمان انجام سونوگرافي مي توان از عبور مايع از لوله هاي رحمي و رها شدن آنها در حفره لگن كه دليل بازبودن لوله ها است اطلاع حاصل كرد.

سيستوسكوپي:
سيستوسكوپي روشي براي بررسي مجاري ادراري خارجي، پروستات و مثانه است. در مواردي كه آزواسپرمي ناشي از انسداد مجاري انتقال اسپرم به خارج از بدن باشد مي توان از اين تكنيك ضمن بررسي مجاري انتقال اسپرم و پروستات عوامل انسدادي نظير كيست و چسبندگي و يا سنگ را برطرف كرد تا جريان خروج اسپرم به خارج از بدن برقرار شود.

وازووازوستومي:
در مواردي كه به هر علت در مسير لوله مردان انسداد ايجاد شود، مانند ‌آسيب به لوله هاي اسپرم بر بعد از عمل فتق و يا در اثر ضربات وارده به بيضه و يا انجام عمل وازكتومي، لازم است براي رفع انسداد مجددا لوله هاي اسپرم بر را پيوند دهند كه به اين عمل وازووازوستومي مي گويند.
اين جراحي به زمان طولاني نياز دارد و با ميكروسكوپ و با كمك رشته های نخ  بسيار ظريفي انجام مي شود و طبق آمار 90 درصد احتمال باز شدن و رفع انسداد بعد از عمل وجوددارد. اين عمل با بيهوشي عمومي انجام مي شود.

وازواپيديديموستومي:
به ترميم و پيوند بين لوله هاي اسپرم بر و لوله هاي اپيديديم بيضه، وازواپيديديموستومي (VEA) مي گويند.
اين عمل نيز يك عمل ميكروسكوپي است كه طي زمان طولاني و با كمك نخ هاي بسيار ظريف انجام مي شود و طبق آمار احتمال بازشدن مسير 50 درصد است. اين عمل با بيهوشي عمومي انجام مي شود.

عمل تشخيصي PESA:
در مواردي كه مرد دچار آزواسپرمي انسدادي باشد. يعني عمل اسپرم سازي در بيضه انجام مي شود ولي نقص يا گرفتگي در مسير خروجي اسپرم وجود دارد،  محتويات لوله هاي مجاور بيضه كه اپيديديم نام دارد با سوزن كشيده مي شود. به اين عمل PESA گفته مي شود. اين عمل با بي حسي موضعي و بدون بيهوشي عمومي انجام مي گيرد و نمونه بلافاصله جهت بررسي وجود اسپرم به آزمايشگاه ارسال مي شود و جواب آن نيز بلافاصله مشخص مي شود.

عمل تشخيصي TESE:
در مواردي كه آزواسپرمي انسدادي نباشد ممكن است اسپرم سازي به صورت بسيار محدود داخل بافت بيضه انجام شود ولي به علت محدود بودن ميزان آن در مايع  اسپرم مشاهده نشود. لذا براي بررسي بافت بيضه و وجود اسپرم در آن قطعه بسيار كوچكي از بيضه برداشته مي شود به اين عمل TESE گفته مي شود. اين عمل با بي حسي موضعي قابل انجام است و نمونه پس از تكه برداري به آزمايشگاه جنين شناسي و سيتوپاتولوژي ارسال مي شود كه جواب آن بعد از حدود يك ماه مشخص مي شود.

واريكوسلكتومي:
واريكوسل يا اتساع وريدهاي بيضه، شايع ترين علت شناخته شده ناباروري در مردان است. اين بيماري مادرزادي است و با سونوگرافي و معاينه پزشك قابل تشخيص است. در عمل جراحي واريكوسلكتومي وريدهاي متسع شده بيضه قطع مي شود و خون از وريدهايي كه مشكل نداشته اند تخليه مي شود و از عوارض واريكوسل جلوگيري مي شود. واريكوسل، درد بيضه و ناباروري ايجاد مي كند كه با عمل واريكوسلكتومي ممكن است درد به طول كامل از بين نرود. لازم به ذكر است گاهي اوقات كه آزمايش اسپرموگرام طبيعي است ولي نتيجه عمل IUI, IVF يا ICSI منفي شده است و بيمار واريكوسل دارد با عمل واريكوسلكتومي نتيجه ART  تغيير مي كند. عمل واريكوسلكتومي ساده است و حدود يك ساعت طول مي كشد و بيمار بعدازظهر روز عمل مرخص مي شود اما تا سه هفته نبايد كار سنگين انجام دهد. اين عمل جراحي با بيهوشي عمومي انجام مي شود.

سيتوژنتيك (كاريوتايپ):
در ارزيابي زوج نابارور، پس از گرفتن تاريخچه و شرح حال بيمار،‌ گاهي براي انجام كاريوتايپ ارجاع مي شوند.
درزناني كه سابقه سقط مكرر، شكست مكرر در روش هاي درمان ناباروري، سابقه تولد نوزاد با نقص مادرزادي دارند و يا خود مشكوك به نقايص ژنتيكي هستند بررسي هاي ژنتيكي و كاريوتايپ ضروري است.
در مردان نيز، در نقايص شديد اسپرم مانند آزواسپرمي غيرانسدادي يا اليگواسپرمي هاي شديد كاريوتايپ در تشخيص كمك
 مي كند.

روش تشخيصي AZF:
يكي از شايع ترين علل آزواسپرمي هاي غيرانسدادي و يا اليگواسپرمي هاي شديد حذف بخش هاي كوچكي از كروموزوم Y است كه باعث آسيب ژن هاي دخيل در توليد اسپرم مي شود. بررسي اين گونه آسيب هاي كروموزومي در روش هاي معمول سيتوژنتيك قابل تشخيص نيستند و بايد براي بررسي آن از روش هاي مولكولي استفاده كرد. اين روش تشخيصي AZF نام دارد كه مخفف فاكتور آزواسپرمي است.

اسپرموگرام:
آزمايش اسپرموگرام به منظور تجزيه و آناليز مايع اسپرم انجام مي گيرد. مايع اسپرم تركيبي از اسپرم هاي شناور در ترشحات بيضه و ساير غدد جنسي است كه هنگام انزال از بدن خارج مي شود. طي انجام اسپرموگرام وجود اسپرم در مايع اسپرم مشخص مي شود و در صورت وجود، ‌تعداد اسپرم ها، ميزان تحرك آنها، ميزان تركيبات شيميايي و عناصر سلولي اندازه گيري مي شود كه در تشخيص علت ناباروري مي تواند مؤثر باشد.
براي آزمايش اسپرموگرام فردي كه نمونه مي دهد بايد حداقل 3 روز و حداكثر 7 روز از آخرين مقاربت وي گذشته باشد و دچار بيماري هاي ويروسي و عفوني و تب نباشد و بيمار از 3 هفته قبل از آزمايش به جز داروهاي ضروري از داروي خاص ديگري استفاده نكند.

روشهای درمان ناباروری

-۱-تحريك تخمك گذاريInduction

موارد كاربرد:
اين عمل در مواردي كه مرد مشكل باروري ندارد و تنها، زن مشكل تخمك گذاري دارد استفاده مي شود.

مراحل انجام تحریک تخمدان:
پس از انجام معاينات لازم،‌ آزمايش هاي روتين،‌ آزمايش هاي هورموني و عكس برداري از رحم براي اطمينان يافتن از بازبودن لوله هاي رحمي، خانم روز دوم يا سوم قاعدگي مراجعه مي كند و در اين روز سونوگرافي براي بردن وضعيت تخمدان و رحم انجام مي گيرد.
سپس داروهاي لازم براي تحريك تخمك گذاري توسط پزشك تجويز مي شود كه نهايتا منجر به تخمك گذاري مي شود. دستورات تكميلي توسط پزشك به بيمار داده مي شود و تنها دو هفته بعد بيمار براي آزمايش مراجعه مي كند.

-۲-تلقيح درون رحمي IUI

موارد كاربرد

IUI يا تلقيح درون رحمي در دو صورت به كار مي رود:
اول:‌ در مواردي كه مرد مشكلاتي مانند كمي حجم مايع اسپرم، كم بودن تعداد اسپرم، كمي تحرك اسپرم يا كاهش ميل جنسي دارد.
دوم: در مواردي كه زن مشكلات ترشح گردن رحم و يا اختلال ايمني منجر به ناباروري دارد و يا به علت درد و شرايط خاصي مانند واژينيموس امكان مقاربت طبيعي ندارد.

مراحل انجام
اين روش نسبتا‌ ساده و بدون درد است و در مطب پزشك و بدون نياز به بيهوشي نيز قابل انجام است. در اين روش مايع اسپرم مرد تهيه مي شود.
در آميزش طبيعي حدود ده درصد از اسپرم ها از واژن به گردن رحم مي رسند اما با عمل IUI تعداد بيشتري از اسپرم هاي با كيفيت مناسب به داخل رحم راه مي يابند.

اقدامات قبل از عمل

قبل از عمل بايد معاينات لازم، آزمايش هاي روتين، آزمايش هورموني و عكس برداري از رحم براي اطمينان از بازبودن لوله هاي رحمي انجام شود.
خانم روز دوم يا سوم قاعدگي مراجعه مي كند و در اين روز سونوگرافي براي بررسي وضعيت تخمدان و رحم و درصورت نياز شروع مصرف دارو انجام مي گيرد. تجويز دارو براي تحريك تخمك گذاري و بالا رفتن شانس باروري انجام مي شود.
بعد از مصرف دارو، چند نوبت سونوگرافي در روزهاي مختلف انجام مي شود. زماني كه فوليكول (كيسه حاوي تخمك در تخمدان) به اندازه مناسب رسيد داروي HCG به صورت عضلاني تزريق مي شود كه سبب بلوغ تخمك و انجام تخمك گذاري مي شود و 40 ساعت بعد از تزريق HCG بيمار مراجعه مي كند و عمل IUI انجام مي شود.

مراقبت هاي بعد از عمل
بيمار مدت كوتاهي بعد از IUI مرخص مي شود. نيازي به استراحت مطلق نيست و بيمار مي تواند فعاليت هاي عادي خود را داشته باشد. بديهي است آرامش روحي و رواني و پرهيز از شرايط پر اضطراب مي تواند در موفقيت عمل مؤثر باشد.
معمولا دو هفته بعد از عمل IUI بيمار به آزمايشگاه هورموني مراجعه مي كند تا مقدار BHCG خون اندازه گيري شود. افزايش اين هورمون اولين نشانه حاملگي است.

-۳-لقاح خارج رحمي IVF

موارد كاربرد
در تمام مواردي كه شرايط رسيدن اسپرم به تخمك در رحم فراهم نباشد مانند انسداد لوله هاي رحمي، چسبندگي هاي حفره لگني، تعداد كم اسپرم و تحرك پايين اسپرم از روشIVF استفاده مي شود.

مراحل انجام عمل
روز عمل، نمونه اسپرم از مرد و تخمك تحت يك بيهوشي كوتاه و موقت از زن گرفته مي شود. سپس اسپرم و تخمك در آزمايشگاه جنين شناسي در محيط كشت مجاور يكديگر قرار داده مي شود تا اسپرم خودش وارد تخمك شده و آن را بارور كند.
به تخمك لقاح يافته، جنين گفته مي شود. جنين تك سلولي شروع به تقسيم مي كند و يك جنين چند سلولي ايجاد مي كند. جنين پس از 48 تا 72 ساعت به رحم زن منتقل مي شود تا در آنجا لانه گزيني كند و بارداري انجام شود. پس مي توان مراحل انجام عمل IVF  را به چهار مرحله تقسيم كرد. مرحله اول: تحريك تخمدان، مرحله دوم: تخمك گيري، مرحله سوم: لقاح اسپرم و تخمك،‌ مرحله چهارم:‌ انتقال جنين.
در مرحله اول براي تحريك تخمدان ها، از داروهاي هورموني استفاده مي شود. تزريق عضلاني آمپول HMG تخمدان ها را براي رشد فوليكول تحريك مي كند و تزريق عضلاني آمپول HCG باعث بلوغ تخمك ها و انجام تخمك گذاري مي شود.
در مرحله عمل، تخمك گيري با يكي از دو روش لاپاراسكوپي يا با مشاهدات سونوگرافي از طريق واژينال امكان پذير است كه در پژوهشكده رويان اين كار با استفاده از روش دوم انجام مي گيرد. در روش دوم نيازي به بيهوشي عمومي نيست  و با يك بيهوشي كوتاه مدت يا بي حسي موضعي قابل انجام است. با استفاده از دستگاه سونوگرافي، پزشك فوليكول ها را مشاهده مي كند و مايع فوليكولي همراه با تخمك كشيده مي شود كه به اين عمل اصطلاحا" پانكچر مي گويند.
در مرحله سوم، عمل لقاح اسپرم و تخمك در محيط كشت آزمايشگاه انجام مي گيرد. با توجه به اينكه براي بالا بردن درصد موفقيت چندين تخمك لقاح مي يابد. تعداد جنين هاي تشكيل يافته زياد است. اگر اين جنين ها كيفيت مطلوبي داشته باشند تعدادي از آنها با صلاحديد زوج منجمد و نگهداري مي شوند تا درصورت نياز براي بارداري هاي بعدي از اين جنين ها استفاده شود.
در مرحله چهارم يا انتقال جنين نيز نيازي به بيهوشي نيست. جنين يا جنين ها به وسيله يك كاتتر به داخل رحم منتقل مي شوند و يكي دو ساعت بعد از انتقال جنين، بيمار مرخص مي شود.

مزايا و محدوديت هاي عمل IVF
يكي از مزاياي IVF اين است كه قبل از انتقال جنين، عمل لقاح قابل مشاهده است و در صورتي كه اسپرم با تخمك لقاح پيدا نكند مي توان در  نوبت هاي بعدي شرايط لقاح را تغيير داد.
مزيت ديگر IVF اين است كه اگر يك بيمار فاقد لوله هاي رحمي باشد نيز بدون مشكل،‌ عمل IVF انجام مي شود. اما محدوديت IVF آن است كه ميزان بارداري در زنان بالاي 40 سال به علت پايين بودن كيفيت تخمك ها ي زن كاهش مي يابد.

اقدامات قبل از عمل
بعد از آزمايش هاي روتين،‌ آزمايش هورموني و ويزيت زوج توسط متخصصان در صورتي كه روش درماني IVF پيشنهاد شود مراحل زير طي مي شود:
1)روز دوم يا سوم قاعدگي براي بررسي وضعيت تخمدان ها و رحم سونوگرافي انجام مي شود.
2)‌بعد از انجام سونوگرافي با نظر متخصص دارو جهت تحريك تخمك گذاري تجويز مي شود.
3)‌طي مرحله مصرف دارو پنج الي شش نوبت سونوگرافي براساس ميزان واكنش تخمدان ها انجام مي شود.
4)‌زماني كه فوليكول ها به اندازه مناسب مي رسد داروي HCG تزريق مي شود و بيمار آماده عمل تخمك گيري مي شود.
5) حدود 36 ساعت بعد از تزريق HCG و هم زمان با دريافت نمونه اسپرم از مرد، عمل لقاح درون آزمايشگاه انجام مي شود.


مراقبت هاي پس از عمل
يك تا دو ساعت پس از عمل انتقال جنين بيمار مرخص مي شود. توصيه مي شود طي 3 الي 4 روز بعد از عمل فعاليتهاي شديد كه منجر به خستگي مفرط مي شود نداشته باشد. بديهي است آرامش روحي و رواني و پرهيز از شرايط پراضطراب مي تواند در موفقيت عمل مؤثر باشد. معمولا" 10 الي 12 روز بعد از انتقال جنين بيمار به آزمايشگاه هورموني مراجعه مي كند تا مقدار ‌BHCG خون اندازه گيري شود. افزايش اين هورمون اولين نشانه حاملگي است.

-۴-ميكرواينجكشن يا تزريق اسپرم داخل تخمك ICSI

موارد کاربرد
عمدتا ‌در مواردي به كار مي رود كه اسپرم مرد از نظر تعداد، تحرك و يا شكل كيفيت لازم را ندارد.  در بعضي موارد هم كه چندين مورد عمل IVF انجام شده و به نتيجه نرسيده است از عمل ميكرواينجكشن استفاده مي شود.

مراحل انجام عمل
به طور كلي در اين روش، يك اسپرم در محيط آزمايشگاه داخل يك تخمك تزريق مي شود كه به دنبال آن لقاح و تقسيم سلولي صورت مي گيرد و جنين تشكيل مي شود. ميكرواينجكشن نيز مانند IVF شامل چند مرحله تحريك تخمدان،‌ تخمك گيري، تزريق اسپرم داخل تخمك و لقاح و انتقال جنين است. در مرحله اول براي تحريك تخمدانها، از داروهاي هورموني استفاده مي شود. تزريق عضلاني آمپول HMG تخمدانها را براي رشد فوليكول تحريك مي كند و تزريق عضلاني آمپول HCG باعث بلوغ تخمك ها و انجام تخمك گذاري مي شود.
در مرحله دوم عمل تخمك گيري با يكي از دو روش لاپاراسكوپي يا با مشاهدات سونوگرافي از طريق واژينال امكان پذير است كه در پژوهشكده  رويان اين كار با استفاده از روش دوم انجام مي گيرد. در روش دوم نيازي به بيهوشي نيست و با يك بيهوشي كوتاه مدت يا بي حسي موضعي قابل انجام است. با استفاده از دستگاه سونوگرافي پزشك فوليكول ها را مشاهده مي كند و با سوزن هاي مخصوص مايع فوليكولي همراه با تخمك كشيده مي شودكه به اين عمل اصطلاحا پانكچر مي گويند.
در مرحله سوم ابتدا سلولهاي دور تخمك به كمك آنزيم جدا مي شود سپس اسپرم به داخل تخمك تزريق مي شود. در عمل ميكرواينجكشن نيز براي افزايش درصد موفقيت چندين تخمك لقاح مي يابد لذا تعداد جنين هاي تشكيل يافته زياد است كه اگر اين جنين ها كيفيت مطلوبي داشته باشند تعدادي از آنها با صلاحديد زوج منجمد و نگهداري مي شوند تا در صورت نياز براي بارداري هاي بعدي از اين جنين ها استفاده شود.
در مرحله چهارم و پاياني نيز نيازي بيهوشي عمومي نيست. جنين به وسيله يك كاتتر به داخل رحم منتقل مي شود و يكي دو ساعت بعد از انتقال جنين بيمار مرخص مي شود.

مزايا و محدوديت هاي این عمل
يكي از مزاياي ميكرواينجكشن اين است كه حتي اگر يك اسپرم سالم از مرد وجود داشته باشد اين عمل قابل انجام است. مزيت ديگر ميكرواينجكشن اين است كه اگر بيمار فاقد لوله هاي رحمي باشد نيز مشكلي در انجام اين عمل به وجود نمي آيد. اما محدوديت ميكرواينجكشن آن است كه ميزان بارداري در زنان بالاي 40 سال به علت پايين بودن كيفيت تخمك هاي زن كاهش
 مي يابد.

اقدامات قبل از عمل
بعد از آزمايش هاي روتين،‌ آزمايش هورموني و ويزيت زوج توسط متخصصان، در صورتي كه روش درماني ICSI پيشنهاد شود مراحل زير طي مي شود:
1)روز دوم يا سوم قاعدگي براي بررسي وضعيت تخمدان ها و رحم سونوگرافي انجام مي شود.
2)‌بعد از انجام سونوگرافي با نظر متخصص دارو جهت تحريك تخمك گذاري تجويز مي شود.
3)‌طي مرحله مصرف دارو پنج الي شش نوبت سونوگرافي براساس ميزان واكنش تخمدان ها انجام مي شود.
4)‌زماني كه فوليكول ها به اندازه مناسب مي رسد داروي HCG تزريق مي شود و بيمار آماده عمل تخمك گيري مي شود.
5) حدود 36 ساعت بعد از تزريق HCG و هم زمان با دريافت نمونه اسپرم از مرد، عمل لقاح درون آزمايشگاه انجام مي شود.

مراقبت هاي پس از عمل
يك تا دو ساعت پس از عمل انتقال جنين بيمار مرخص مي شود. توصيه مي شود طي 3 الي 4 روز بعد از عمل فعاليت هاي شديد كه منجر به خستگي مفرط مي شود نداشته باشد. بديهي است آرامش روحي و رواني و پرهيز از شرايط پراضطراب مي تواند در موفقيت عمل مؤثر باشد. معمولا" 10 الي 12 روز بعد از انتقال جنين بيمار به آزمايشگاه هورموني مراجعه مي كند تا مقدار ‌BHCG خون اندازه گيري شود. افزايش اين هورمون اولين نشانه حاملگي است.

 

PGD-5 يا تشخيص پيش از لانه گزيني جنين
مي دانيم افزايش سن مادر و همچنين وجود بيماري هاي ژنتيكي در زوج هاي در معرض خطر مي تواند باعث افزايش خطر بروز ناهنجاري هاي كروموزومي در نوزاد شود.
سابقا از روش هاي تشخيص ژنتيكي قبل از تولد موسوم به PND براي بررسي ناهنجاري هاي كروموزومي جنين قبل از تولد استفاده مي شد. اما در صورت تشخيص ناهنجاري در جنين، تصميم گرفتن در مورد سقط جنين براي زوج بسيار مشكل بود و صدمات جسمي و رواني  را براي آنها در پي داشت.
اكنون با استفاده از روش هاي تشخيص ژنتيكي پيش از لانه گزيني موسوم به PGD مي توان از بروز اين مشكلات جلوگيري كرد.

روشPGD
شانزده الي هیجده ساعت بعد از انجام لقاح، ‌تخمك ها را از نظر لقاح ارزيابي مي كنند و آن دسته كه داراي دو پيش هسته هستند را كشت مي دهند سپس در روز سوم هنگامي كه جنين در مرحله 6 تا 8 سلولي است يك يا دو بلاستومر را جدا و ارزيابي مي كنند.
موفقيت درمان در كنار PGD و با استفاده از اين روش جديد به چند دليل افزايش مي يابد:
1)جنين انتخاب شده جنين سالمي است.
2) از شكل گيري و تولد كودكان با ناهنجاريهاي ژنتيكي جلوگيري مي شود.
3) براي برداشتن بلاستومر يا سلول هاي جنيني ناگزير سوراخي در كمربند جنيني يا زونا ايجاد مي شود كه اين مجرا مي تواند مبدأ لانه گزيني بهتر جنين در رحم باشد.

موارد كاربرد PGD
پاره اي از موارد كاربرد PGD به شرح زير است:
1)بيماراني كه بيش از 3 بار عمل IVF يا ميكرواينجكشن انجام داده اند،‌ اما منجر به حاملگي نشده است.
2)‌ هنگامي كه سن خانم بيش از 35 سال باشد.
3) مواقعي كه ناهنجاري هاي ساختاري مانند ترانس لوكيشن (جابه جا شدن قطعات كروموزومي)‌ در آزمايش كاريوتايپ زوجين وجود دارد.
4)‌در سقط هاي مكرر كه عوامل ديگري براي سقط وجود نداشته است.
5) تشخيص جنسيت در بيماري هايي  مانند هموفيلي كه وابسته به جنس است و بروز آن به خصوص در پسران بيشتر از دختران است.
6) بيماري هاي تك ژني مانند تالاسمي كه ممكن است در نوزاد بروز كند.

6-ليزر هچینگ
اطراف تخمك را لايه اي از جنس مولكول هاي قندي پروتئيني بنام زونا پلوسيدا پوشانده است. اين لايه باعث محافظت تخمك و جنين مي شود و پس از مرحله لقاح، يكي از عوامل هدايت جنين از لوله رحم به سمت رحم است كه مانع جداشدن سلول هاي جنين از يكديگر مي شود. همچنين پس از وارد شدن يك اسپرم به تخمك ساختار آن چنان تغيير مي كند كه مانع ورود اسپرم هاي بعدي مي شود. پس از رسيدن جنين به حفره رحم و تشكيل بلاستوسيست در روز پنجم پس از لقاح به طور طبيعي اين لايه نازك شده و به كمك آنزيم هايي كه از جنين و ديواره رحم ترشح مي شوند پاره مي شود. به اين فرآيند پاره شدن، هچينگ گفته مي شود تا امكان چسبيدن جنين و نفوذ آن به داخل ديواره رحم فراهم آيد.
در مواردي كه لقاح آزمايشگاهي صورت مي گيرد، بعضي عوامل مانع نازك شدن زوناپلوسيدا و پارگي آن در اثر آنزيم ها مي شوند. اهم اين عوامل عبارتند از: سن مادر، سطح FSH بالا در خون مادر و ضخيم شدن زوناپلوسيدا به علت شرايطي كه محيط كشت به آن اعمال مي كند. به همين دليل محققان راه هايي را براي پاره كردن زوناپلوسيدا  به صورت مصنوعي ابداع كرده اند. يكي از اين روش ها استفاده از اشعه ليزر است. اين اشعه به صورت كاملا" كنترل شده به بخشي از ديواره جنين يا به عبارت ديگر زوناپلوسيدا تابيده مي شود و طولي حدود 35 تا 40 ميكرومتر از زونا را حذف مي كند. به اين فرآيند ليزر هچينگ گفته مي شود. تاكنون هيچ گونه گزارشي مبني بر اثرات نامطلوب استفاده از ليزر بر جنين ها بدست نيامده است و نوزاداني كه از اين روش در دوران جنيني آنها استفاده شده، سالم هستند. هم اكنون در پژوهشكده رويان نيز از اين روش براي بيماراني كه سن آنها بيش از 37 سال است و يا يك دوره انتقال جنين ناموفق را تجربه كرده اند استفاده مي شود. همچنين ليزر هچينگ براي بيماراني كه دوره انتقال جنين منجمد شده دارند نيز استفاده مي شود.

دلایل ناباروری

علل ناباروری


ناباروري را اين طور تعريف كرده اند: ناتواني يك زوج در باردار شدن پس از يك سال رابطه جنسي بدون جلوگيري از بارداري.
ناباروري در ده تا پانزده درصد از زوج ها ديده مي شود. علل ناباروري مي تواند مربوط به زن يا مرد يا هر دو باشد. حدود 40% از مشكلات ناباروري مربوط به مردان، 40% مربوط به زنان و حدود10% مربوط به هر دو است. در حدود 10% از زوج ها نيز عامل ناباروري مشخص نيست. به عبارت ديگر در اين زوج ها هر دو نفر با توجه به انجام آزمايش هاي موجود مشكلي ندارند ولي به علل نامشخصي بچه دار نمي شوند.
طي دو دهه اخير گام هاي بلندي در رابطه با تشخيص و درمان ناباروري برداشته شده است و حدود 65 درصد از زوج هاي نابارور با استفاده از روش هاي موجود صاحب فرزند شده اند.

علل ناباروري در زنان
1) اختلال در تخمك گذاري
اختلال در تخمك گذاري، علت عمده ناباروري در زنان است. به طوري كه 39% علل ناباروري زنان مربوط به اين مسئله است . بدون عمل تخمك گذاري لقاح انجام نمي شود و بنابراين زن باردار نمي شود . بعضي از زن ها ممكن است تخمك گذاري نكنند و يا به طور نامنظم و كم تخمك گذاري كنند و بنابراين ممكن است يا عادت ماهيانه نداشته باشند و يا عادت ماهيانه آنها كم و نامنظم باشد و حتي بعضي خانم ها با آنكه داراي عادت ماهيانه منظم هستند، داراي اختلال در تخمك گذاري هستند.

2) اختلال در لوله هاي رحمي
در بعضي زنان، لوله هاي رحمي به طور كامل و يا ناقص بسته است. در نتيجه اسپرم به تخمك نمي رسد. بسته بودن لوله هاي رحمي مي تواند به دليل عفونت، آندومتريوز و يا چسبندگي هايي پس ازعمل جراحي باشد. همچنين ممكن است اين لوله ها پس از يك حاملگي خارج رحمي بسته شوند. در كشورهاي در حال توسعه نسبت به كشورهاي توسه يافته به علت شيوع بيماري هاي عفوني دستگاه توليدمثلي، ميزان اختلال در لوله هاي رحمي بيشتر است. به طور كلي 30% علل ناباروري زن ها مربوط به اختلال در لوله هاي رحمي است .

3) آندومتريوز
آندومتريوز، حالتي است كه در آن سنگفرش رحم (آندومتر)‌ رشد می کند و از رحم هم فراتر مي رود و لوله هاي رحمي را نيز مي پوشاند و حتي آنها را مي بندد و در عمل تخمك گذاري اختلال به وجودمي آورد. آندومتريوز علت 13% موارد ناباروري است  و حدود 70% زنان داراي آندومتريوز، نابارور هستند.

4)‌اختلال درگردن رحم يا رحم
ناهنجاري هاي گردن رحم مي تواند سبب ناباروري شود كه از آن جمله مي توان به مشكلات مربوط به ساختمان بدن، عفونت هاي گردن و رحم و يا كيفيت نامناسب ترشحات رحم اشاره كرد. از طرفي تومورهاي بدخيم رحم و يا بعضي جاي زخم هاي موجود در ديواره رحم مسبب ناباروري است.

5)‌ مشكلات دستگاه ايمني بدن
مشكلات مربوط به دستگاه ايمني بدن و عوامل ايمونولوژيك نقش مهمي در ايجاد ناباروري دارند. تشخيص و درمان اينگونه بيماران مشكل است. در بعضي خانم ها،‌ عليه اسپرم مرد ماده اي بنام آنتي بادي ترشح مي شود كه اسپرم ها را از بين مي برد و يا آنها را غيرفعال مي كند و يا حتي سبب سقط خود به خود در بعضي از آبستني ها مي شود.

علل ناباروري  در مردان
1)اختلالات مربوط به اسپرم
 به طور طبيعي، در بيضه مرد اسپرم توليد مي شود و به هنگام انزال از وي خارج مي شود. اگر در موارد زير اختلالي باشد، شانس لقاح كم شده و مرد نابارور محسوب مي شود.

  • ‌تعداد كم اسپرم
  • عدم بلوغ اسپرم
  • شكل غيرطبيعي اسپرم
  • عدم توانايي حركت مناسب اسپرم

عواملي كه بر تعداد،  شكل،‌ بلوغ و حركت اسپرم تأثير منفي دارند عبارتند از:

  • بيماري هاي عفوني: بيماري هاي عفوني با شرايط التهابي نظير بيماري اوريون سبب عفونت مجاري تناسلي يا التهاب و از بين رفتن بيضه ها در مرد مي شوند. حدود 25% مرداني كه بعد از بلوغ دچار اوريون مي شوند نابارور مي شوند.
  • ‌اختلالات هورموني
  • اختلالات هورموني سبب حدود 5-2% مشكلات ناباروري در مردان مي شود. توليد نامناسب هورمون هاي FSH و LH بر توليد هورمون مردانگي يا تستوسترون و توليد اسپرم تأثير دارند.
  • مشكلات مربوط به دستگاه ايمني بدن
  • در بدن بعضي مردان عليه اسپرم خودشان ماده اي به نام آنتي بادي توليد مي شود كه سبب كاهش حركت اسپرم يا به هم چسبيدن آنها مي شود.


2)‌ ناهنجاري هاي مربوط به ساختمان بدن
بعضي عوامل نظير بسته بودن لوله هاي خروج اسپرم (دفران، اپيديديم)‌ سبب ناباروري در مردان مي شود . بسته شدن لوله هاي خروج اسپرم مي تواند به علل مادرزادي، نقص ژنتيكي، عفونت ها يا التهاب هاي دستگاه ادراري – تناسلي باشد. البته جاي جراحي هاي قبلي نيز مي تواند اين لوله ها را ببندند.
از جمله عوامل ديگر ناباروري در مردان واريكوسل است. در اين حالت رگهاي درون كيسه بيضه متسع مي شود و كيفيت اسپرم كاهش مي يابد.
3)‌ عوامل ديگر
عوامل ديگري نظير ناتواني جنسي و يا انزال زودرس نيز مي تواند عامل ناباروري  در مردان باشد.

علل ناباروری ژنتیکی
علل ناباروری اعم از مشکلات هورمونی و چاقی تا غیر طبیعی بودن سلول های جنسی (تخمک و اسپرم) همگی می تواند به نوعی تحت تاثیر عوامل ژنتیکی باشد. برای مثال استعداد چاقی، ابتلا به عفونت و حتی لزوم انجام یک جراحی که به ناباروری می انجامد همگی هر چند کوچک می توانند به عوامل ژنتیکی مربوط باشند. امروزه مطالعات بر روی ژنهای خاص در انسان و مدل های آزمایشگاهی تا حدودی تاثیر عوامل ژنتیکی بر ناباروری را آشکار ساخته اند.
بعضی از عوامل ژنتیکی بر ناباروری مردان تاثیر می گذارند، در حالی که بعضی عوامل دیگر بر روی هر دو جنس و یا فقط بر روی زنان تاثیر گذارند. برای مثال جابجایی های کروموزومی می تواند بر روی مردان و زنان تاثیر بگذارد اما سندروم کلاین فلتر که در آن ترکیب کروموزوم های جنسی به صورت XXY در می آید تنها مختص مردان است و سندروم ترنر که در آن بیمار فقط دارای کروموزوم جنسی X است تنها مختص زنان است.     

عوامل ناشناخته
گاه ممكن است پس از يك معاينه دقيق پزشكي، زن و شوهر كاملا‌ سالم تشخيص داده  شوند ولي به علل ناشناخته بارور نشوند. اگرچه معمولا بعد از دو سال تعداد زيادي از اين زوج ها بچه دار مي شوند، اما تعدادي از آنها حتي بعد از گذشت سه سال بدون استفاده از روش هاي پيشگيري بچه دار نمي شوند، در اين صورت بايد تحت درمان قرار بگيرند.


مزایا و محدودیتهای سلولهای بنیادی

برخی از مزایا و محدودیت‌های سلول‌های بنیادی جنینی و بالغ


1- اخلاق زیستی (Bioethic)
سلول‌های بنیادی جنینی، از جنین زنده گرفته می‌شود، بنابراین در بسیاری از كشورها استخراج آنها ممنوع است؛ زیرا از بین بردن جنینی كه قابلیت تبدیل شدن به یك انسان را دارد در حكم قتل نفس تلقی می‌شود. به‌عنوان مثال، در كشور آلمان این عمل ممنوع بوده و در كشور انگلستان نیز تا چندی پیش، اجازة تحقیقات در این خصوص داده نشده بود. اما در مقایسه با سلول‌های بنیادی جنینی، سلول‌های بنیادی بالغ از فرد بالغ گرفته شده و چون استخراج آن‌ها از بدن فرد موجب مرگ وی نمی‌شود، در نتیجه با این محدودیت مواجه نیستند.همچنین یكی از كاربردهای بالقوة هر دو دسته از سلول‌های بنیادی، همسانه‌سازی انسان به روش كلونینگ (Cloning) است كه بحث‌های اخلاقی زیادی را به خود معطوف داشته است. در اكثر كشورهای جهان كاربرد سلول‌های بنیادی، با هر منشأ كه باشد، برای همسانه‌سازی انسان ممنوع است. در عین حال، سایر كاربردهای بالقوه و بالفعل سلول‌های مذكور در عرصة پزشكی در اقصی‌ نقاط جهان به شدت مورد توجه و تحقیق هستند.


2- پس‌زدگی
با توجه به اینكه از سلول‌های بنیادی بالغ هر بیمار می‌توان جهت مداوای خودش استفاده كرد، بنابراین، پس از تزریق آن‌ها به بدن بیمار، سیستم ایمنی بدن فرد، سلول‌های مذكور را به‌عنوان یك سلول یا بافت بیگانه تلقی نكرده و مشكل پس‌زدگی یا رد پیوند به‌وجود نمی‌آید. شایان ذكر است، پس‌زدگی، یكی از محدودیت‌های عمده پیش روی محققان در بهره‌گیری از سلول‌های بنیادی جنینی است، زیرا آنتی‌ژن‌های سازگاری نسجی این سلو‌ل‌ها با شخص گیرنده یكی نبوده و احتمال پس‌زدگی آن‌ها بالا می‌رود. البته تحقیقاتی در حال انجام است كه مولكول‌های عرضه‌كنندة آنتی‌ژن‌ها را فرونشانند (suppress) تا این مشكل رفع شود.


3- تمایز
سلول‌های بنیادی جنینی دارای قدرت تكثیر و تمایز بالایی هستند، به‌گونه‌ای‌كه بعضاً بدون اعمال تیمار خاصی، خودبه‌خود به سلول‌های دیگر تبدیل می‌شوند. بنابراین باید جلوی تمایز ناخواسته و تصادفی آنها گرفته شود تا تبدیل به بافت‌های دیگر نشوند.
سلول‌های بنیادی بالغ نیز در محیط كشت، علاقه به تكثیر شدن دارند و با اعمال تیمارهای خاص در مسیر تمایز هدفمند قرار می‌گیرند.
بنابراین، یكی از مشكلات عمده در رابطه با تكثیر و تمایز سلول‌های بنیادی (جنینی و بالغ) این است كه جهت‌دهی و هدایت مسیر تمایز این سلول‌ها به سلول‌های دیگر، قدری سخت و ناشناخته است؛ در حالی‌كه اگر مسیر تكثیر و تمایز شناسایی شود، می‌توان به چگونگی پیدایش سلول‌های مختلف پستانداران در دوران جنینی نیز پی برد و هم‌چنین از این طریق می‌توان ژن‌های دخیل در تكوین سلول‌های مختلف (نظیر قلب، اعصاب و غیره) را شناسایی نمود. در این‌جا مزیت سلول‌های بنیادی جنینی بر سلول‌های بنیادی بالغ آن است كه سلول‌های بالغ چنین اطلاعاتی را به ما نمی‌دهند.


4- ناهماهنگی Arithmy
زمانی‌كه از سلو‌ل‌های بنیادی جنینی برای ترمیم بافت‌های آسیب‌دیدة قلب استفاده می‌شود، در برخی موارد، ناهماهنگی بین بافت قلب و بافت ترمیم‌شده به وجود می‌آید. زیرا در این حالت، سلول‌های بنیادی جنینی كه با بافت قلبی هموژنی كامل ندارند؛ به سلو‌ل‌های قلبی تبدیل شده‌اند. این مسأله باعث می‌شود در د ضربان این دو قسمت ناهمخوانی پیش آید و ریتم ضربان قلب به هم بخورد. مشكل ناهماهنگی در برخی از آزمایشاتی كه روی موش‌ها انجام‌شده، دیده شده است.
اما این مشكل در مورد سلول‌های بنیادی بالغ، كه از خود فرد بیمار دریافت شده‌اند، به چشم نمی‌خورد.


5- قدرت تكثیر و نامیرا بودن
یكی از مهم‌ترین خصوصیات سلول‌های بنیادی جنینی این است كه نامیرا هستند؛ یعنی برخلاف سلول‌های بنیادی بالغ كه میرا بوده و پس از چند مرحله كشت و تكثیر، دچار فرآیند پیری می‌شوند، سلول‌های بنیادی جنینی دارای بقای زیادی بوده و پیر نمی‌شوند. سلول‌های بنیادی بالغ، علیرغم این‌كه قابلیت تكثیر و تمایز در محیط آزمایشگاه را دارند، اما نكتة جالب آن است كه تعداد تكثیرشان در شرایط آزمایشگاهی، محدود است، یعنی در شرایط مذكور تنها می‌توان آن‌ها را 30 و یا حداكثر 50 بار وادار به تقسیم كرد. پس از آن، این سلول‌ها دچار فرآیند پیری شده و امكان تكثیر را از دست می‌دهند. با این حال می‌توان از تمایز این سلول‌ها، رده‌های دیگری از سلول‌ها نظیر سلو‌ل‌های چربی، سلول‌های استخوانی، غضروفی و یا حتی سلول‌های قلبی و عصبی را تولید كرد.


6- قدرت پُرتوانی
ویژگی دیگر سلول‌های بنیادی جنینی در مقایسه با سلول‌های بنیادی بالغ این است كه دارای قدرت پُرتوانی (Pluripotency) بسیار بیشتری هستند. به‌عبارت دیگر، در محیط آزمایشگاهی، قدرت تمایز این سلول‌ها به انواع دیگر سلول‌ها، بیش از سلول‌های بنیادی بالغ است.


برخی دیگر از مزایای سلول‌های بنیادی جنینی
- در مقایسه با سلول‌های بنیادی بالغ، توانایی تمایز و تولید انواع بیشتری از سلول‌ها را دارند.
- كنترل مراحل رشد و تمایز آن‌ها، ساده‌تر از سلول‌های بنیادی بالغ است.
- به علت فراوانی نسبتاً بیشتر، جداسازی آن‌ها راحت‌تر از سلول‌های بنیادی بالغ است.
- دانش بدست آمده از سلول‌های بنیادی جنینی حیوانات، در مطالعات انسانی نیز كاربرد دارد.
- تحقیقات انجام شده بر روی سلول‌های بنیادی جنینی، موجب ارتقاء تكنیك‌های تكثیر و استفاده از سلول‌های بنیادی بالغ می‌شود.

http://stemcelldreammz.mihanblog.com

سلولهای بنیادی 2

سلول های بنیادی از مغز استخوان تا موی سر

سلولهای بنیادی (‏‎(stem Cell‏ سلول های اولیه ای هستند که قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. این سلول ها می توانند تحت تأثیر بعضی شرایط فیزیولوژیک یا آزمایشگاهی به سلول هایی با عملکردهای اختصاصی مانند سلول های عضلانی قلب یا سلول های تولیدکننده انسولین در پانکراس و... تبدیل شوند.‏
● خصوصیات سلول های بنیادی
سلول های بنیادی با دیگر انواع سلول های موجود در بدن متفاوت هستند. از جمله خصوصیات مشترک این سلول ها:
۱) توانایی تکثیر و افزایش تعداد آنها برای مدت طولانی
stem cell‏ ها قادربه تقسیم شدن (‏dividing‏) ونوسازی خودشان برای مدت طولانی هستند. پدیده ای که در سلول های عضلانی، خونی و یا عصبی به صورت طبیعی دیده نمی‌شود.اما سلول های بنیادی این عمل را بارها و بارها انجام می دهند. هنگامی که عمل تکثیر برای مدت طولانی اتفاق می افتد آن را ‏proliferation‏ می نامند.
یک جمعیت آغازگر سلول بنیادی که شروع به ‏proliferation‏ می کند می تواند میلیون‌ها سلول را ایجاد کند، حال اگر این سلول ها نیز به مانند سلول های مادری اولیه غیر تخصصی (‏unspecialized‏) باشند می گویند که این سلول ها قادر به ‏long-term self renewal‏ هستند. ‏
۲) توانایی تمایز و تبدیل به سلول های تخصص یافته
در سال های اخیر تحقیقات زیادی در مورد امکان تبدیل سلول بنیادی مخصوص یک بافت به سلول های تخصصی یک بافت کاملا متفاوت انجام شده است . این فرایند را در اصطلاح ‏plasticity‏ می نامند. برای مثال تبدیل سلول های بنیادی مغز استخوان به نورون ها و یا تبدیل سلول های بنیادی کبدی به سلول های تولید کننده انسولین و یا تبدیل سلول های خون ساز به سلول های عضله قلبی. ‏
این سلول ها پس از دریافت پیام های شیمیایی معین می توانند تمایز حاصل کنند یا به‏‎ ‎سلول های تخصص یافته با عملکردهای خاصی، تبدیل شوند‎. ‎‏ عملکرد این سلول ها در بدن به این شکل است که به هنگام اختلال و بیماری، تکثیر پیدا کرده و سلول‏‎ ‎های جدیدی به بافت ارائه می کنند که اساس سلول های درمانی را تشکیل می دهد.‏
فرایندی که در آن سلول های غیرتخصصی به سلول های تخصصی یک بافت خاص تبدیل می شوند را تمایز( ‏differentiation‏) می نامند.‏
این پدیده تحت تاثیر ‏signalهای داخلی و خارجی قرار می گیرد که بخش مهمی از تحقیقات امروزه دانشمندان را به خود معطوف کرده است.‏Internal signals‏ آن دسته از علائمی هستند که توسط ژن ها کنترل می شود و در واقع به اطلاعاتی گفته می شود که خصوصیات و عملکرد ساختاری یک سلول را با کد کردن اطلاعات لازم در یک زنجیره ‏DNA‏ تعیین می کند.‏
اما منظور از ‏external signals‏ علائمی است که منشا خارج سلولی دارند و شامل مواد شیمیایی ترشح شده، تماس فیزیکی با سلول های مجاور و مولکول های مخصوص در محیط میکروسکپی اطراف سلول( ‏‎ microenvironment‎‏) هستند.‏‎
‎سلولهای بنیادی خود بر دو نوع هستند:
▪ سلولهای بنیادی جنینی
▪ سلولهای بنیادی بالغ
در سال ۱۹۶۰ محققان کشف کردند که مغز استخوان دارای حداقل دو نوع سلول بنیادی است : سلول های بنیادی خون ساز( که انواع سلول های خونی را در بدن می سازند) و سلول های استرومال( که می توانند بافت های غضروف، استخوان، چربی و بافت های همبندی فیبروز را در بدن بسازند). در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی، دانشمندان توانستند سلول های بنیادی را از جنین ابتدایی موش جدا کنند. بیشتراین دانشمندان معتقد بودند که سلول های عصبی جدید در مغز افراد بالغ نمی تواند تولید شود تا اینکه در سال ۱۹۹۰ دانشمندان توافق کردند که مغز بالغین شامل سلول های بنیادی است که قادر به تولید سه نوع اصلی سلول های مغزی ( که شامل آستروسیت ها، الیگودندروسیت ها (سلول های غیرعصبی) ، نورون ها (ســلول هـای عصـبی)) است. ‏
سلول های بنیادی افراد بالغ ‏‎(stem cell adult)‎‏ در ارگان ها و بافت های زیادی از بدن جدا شده اند، اما نکته مهم این است که تعداد بسیار محدودی از این سلول ها در هر بافت وجود دارد که در منطقه خاصی از آن بافت برای سالها ساکن باقی مانده و با ظهور بیماری یا آسیب بافتی فعال می شوند.‏
بافت هایی که سلول های بنیادی بالغین در آنها یافت می شوند عبارتند از: مغز استخوان، خون محیطی، مغز، عروق خونی، پالپ دندان، عضله اسکلتی، پوست، کبد، پانکراس، قرنیه، شبکیه، سیستم گوارش.‏
‏ در سال ۱۹۹۸دانشمندان موفق به جدا کردن سلول های بنیادی جنینی انسان و رشد آنها در محیط آزمایشگاه شدند و این سلول ها را سلول های بنیادی جنینی انسان نامیدند. این سلول ها همانطور که از نامشان پیداست از جنین های ۳ تا ۵ روزه که از تخمک های آزمایشگاهی بارور می شوند به دست می آیند و در محیط های اختصاصی کشت داده می شوند. ‏
جنین ۳ تا ۵ روزه را بلاستوسیست می‌نامند. یک بلاستوسیست توده ای متشکل از ۱۰۰ سلول و یا بیشتر است. سلول های بنیادی سلول های درونی یک بلاستوسیست هستند که در نهایت به یک سلول ، بافت و یا اندام درون بدن تبدیل می‌شوند. دانشمندان سلول های بنیادی را از بلاستوسیست جدا کرده و آنها را درون ظرف پتری دیش در آزمایشگاه کشت می‌دهند.
پس از آنکه سلول ها چندین بار تکثیر شدند و میزان آنها از گنجایش ظرف کشت فراتر رفت آنها را از آن ظرف برداشته و درون چندین ظرف قرار می‌دهند به این کار اصطلاحا" پاساژ گفته می‌شود. سلولهای بنیادی جنینی که چندین ماه بدون ایجاد تمایز پرورش یافته‌اند خط سلول بنیادی ‏‎ (cell line)‎نامیده می‌شوند.‏
کار با سلول های بنیادی بالغ سخت‌تر است. زیرا استخراج و کشت آنها نسبت به سلول های بنیادی جنینی دشوارتر است.
با این وجود یکی از موانع موجود برای استفاده از سلول های بنیادی جنینی، پس زدن آن ها توسط سیستم ایمنی است. اگر سلول های بنیادی جنینی اهدا شده به یک بیمار تزریق شوند ممکن است سیستم ایمنی بدن بیمار این سلول ها را مهاجمان خارجی تلقی کرده و به آنها حمله کند. اما استفاده از سلولهای بنیادی بالغ تا حدودی از این مشکل می‌کاهد. زیرا سیستم ایمنی بدن بیمار سلولهای بنیادی خود بیمار را پس نمی‌زند.
سلول های بنیادی بر اساس توانایی تکثیر و تمایز به انواع زیر تقسیم می شوند:‏‎
‎۱) سلول های بنیادی‎ TOTIPOTENT ‎یا همه توانی:‏‎
‎این سلول ها می توانند به هر نوع سلولی در بدن تغییر پیدا کرده و تبدیل شوند.از جمله این سلول ها‎ ‎تخمک بارور شده یا سلول های تولید شده در‎ ‎تقسیمات یک تخمک بارور شده می باشد.‏
۲) سلول های بنیادی‎ PLURIPOTENT ‎یا پرتوانی‎:
‎این سلول ها که از سلول های بنیادی رویان منشا می گیرند، حدود ۴ روز پس از لقاح‏‎ ‎به وجود می آیند و می توانند به هر نوع سلولی به جز سلول های بنیادی همه توانی و‎ ‎سلول های جفت تبدیل شده و تمایز حاصل کنند‎.
‎۳) سلول های بنیادی‎ MULTIPOTENT ‎یا چند توانی‎ :
‎این سلول ها از سلول های بنیادی پرتوانی منشا می گیرند و سلول های تخصص یافته از آنها ناشی‎ ‎می شوند. برای مثال سلول های بنیادی خون ساز که در مغز استخوان وجود دارند می توانند به همه‏‎ ‎انواع سلول موجود در خون تبدیل می شوند‎;‎‏ مثل گلبول قرمز، گلبول سفید و پلاکت . یا‏‎ ‎سلول های بنیادی عصبی که می توانند به سلول های عصبی و سلول های حمایت کننده عصبی‎ ‎تبدیل شوند.‏
۴) سلول های بنیادی‎ UNIPOTENT ‎یا تک توانی‎ :
‎این نوع سلول ها می توانند فقط به یک نوع سلول تبدیل شده و آن را تولید کنند.‏
● کاربرد سلول های بنیادی
از سلول های بنیادی می‌توان برای بازسازی سلول ها یا بافت هایی استفاده کرد که بر اثر بیماری یا جراحت صدمه یافته اند. این نوع درمان به درمان سلولی معروف است. یکی از کاربردهای بالقوه این شیوه درمان ، تزریق سلول های بنیادی جنینی در قلب برای بازسازی سلول هایی است که بر اثر حمله قلبی صدمه دیده‌اند. ‏
توصیه می‌شود برای افرادی که در مراحل وخیم بیماری قلبی بوده و در انتظار دریافت قلب پیوندی به‌سر می‌برند، در کنار تجویز داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی، از روش پیوند سلول‌های بندناف به‌عنوان یک روش کمکی استفاده کرد.
بر این اساس، این ایده در دنیا مطرح شده است که نمونه سلول‌های بندناف هر شخص در ابتدای تولد گرفته و برای سال‌های بعد برای خود فرد ذخیره شود. با این عمل، بیمار شانس بیشتری برای زنده ماندن تا زمان دریافت قلب را خواهد داشت.
این روش به‌ویژه در بیماران کهنسال که سلول‌های بنیادی مغز استخوان آنها برای پیوند کافی نیست، از اهمیت بالاتری برخوردار است. از این‌رو، امروزه در اغلب کشورها بانک‌های ویژه‌ای برای جداسازی و نگهداری سلول‌های بنیادی بندناف نوزادان تاسیس شده است.‏
از سلول های بنیادی می‌توان برای بازسازی سلول های مغزی بیماران مبتلا به پارکینسون استفاده کرد. این بیماران فاقد سلول هایی هستند که ناقل عصبی موسوم به دوپامین را تولید می‌کنند. بدون وجود این پیک شیمیایی حرکت بیماران مبتلا به پارکینسون نامنظم و منقطع است و این افراد از لرزش های غیر قابل کنترل رنج می‌برند.
در تحقیقات انجام شده روی موش ها پژوهشگران سلول های بنیادی جنینی را در مغز موش های مبتلا به بیماری پارکینسون تزریق کردند و شاهد آن بودند که سلول های بنیادی ، موش ها را بهبود بخشیدند. دانشمندان امیدوارند که روزی بتوانند این موفقیت خود را در انسانهای مبتلا به پارکینسون هم تکرار کنند. ‏
با استفاده از سلول های بنیادی می‌توان یک اندام کامل را در آزمایشگاه پرورش داده و آن را جایگزین اندامی کنند که بر اثر بیماری آسیب دیده است. برای این کار باید نوعی چارچوب از جنس پلیمر زیست تجزیه پذیر را به شکل اندام مورد نظر بسازند و سپس آن را با سلول‌های بنیادی جنینی یا بالغ بارور سازند. پس از آن عوامل رشد(‏growth factor‏) مخصوص آن اندام افزوده می‌شوند تا پرورش اندام را تحت کنترل و هدایت درآورند.‏
پس از آنکه چارچوب با بافت خاص آن اندام پوشیده شد آن را به بیمار پیوند می‌زنند. با به وجود آمدن بافت از سلول های بنیادی چارچوب تجزیه شده و در نهایت یک گوش ، کبد یا هر اندام دیگر باقی خواهد ماند.
برای مثال، در حال حاضر اگر بیماری دچار سرطان کبد باشد، جراح مجبور است برای جلوگیری از انتشار سرطان (متاستاز) به بخش‌های دیگر بدن، بخش سرطانی کبد را نابود کند. برای این منظور معمولاً طی دو عمل جراحی همزمان، خون ناحیه سرطانی کبد را قطع می‌کنند تا بافت سرطانی به تدریج نابود شود. در عین حال چون بخش باقیمانده کبد باید بتواند وظایف کل کبد را به عهده گیرد، لازم است تا این اعمال جراحی به نحوی انجام شود که بخش سالم باقیمانده، فرصت تکثیر را پیدا کند و در نهایت عملکرد کبد کامل را ایفا کند.
برای این منظور، حداقل ۶ هفته زمان لازم است تا بخش باقیمانده و سالم کبد تکثیر شود. اما پیوند سلول‌های بنیادی بخش سالم کبد، این مدت زمان به ۲ هفته کاهش می‌یابد. با این کار نه تنها کبد فرد بیمار در مدت زمان کمتری ترمیم می‌شود، بلکه با خارج کردن سریع‌تر بخش سرطانی از بدن، احتمال بروز متاستاز و دست‌اندازی سرطان به بخش‌های دیگر بدن فرد نیز کاهش می‌یابد.‏
از جمله کاربردهای دیگر سلول های بنیادی، جایگزینی سلول های از بین رفته انسولین ساز در دیابت نوع ۱ است. از لحاظ تئوری سلول های بنیادی جنینی را می توان در خارج بدن کشت داد و آنها را با استفاده از روش های مختلفی از جمله استفاده از "فاکتورهای رشد" به سلول‌های انسولین ساز تبدیل کرد و وقتی مقدار کافی از این سلول ها در دسترس باشد می توان از آنها برای درمان هر فرد دیابتی که نیاز به این سلول ها داشته باشد استفاده کرد.
همچنین می توان این سلول ها را با دستکاری ژنتیکی در برابر سیستم ایمنی شخص گیرنده و رد پیوند مقاوم کرد، کاری که در مورد سلول های بنیادی بالغ امکان پذیر نیست. این امکان نیز وجود دارد تا با قرار دادن این سلول ها در یک ماده غیر ایمنی زا کاری کرد که از رد شدن آنها توسط دستگاه ایمنی جلوگیری شود و دیگر نیازی به استفاده از داروهای ضد رد پیوند نباشد.‏
‏ در یکی از تحقیقات جالب که به تازگی در باره سلول های بنیادی در افراد بالغ صورت گرفت نشان داده شد که اگر سلول های بنیادی موجود در دیواره مجاری غدد لوزالمعده در بالغین در محیط آزمایشگاه کشت داده شوند می توان با تحریک آنها، یک توده سلولی درست کرد که نه تنها قادر به ترشح انسولین است بلکه قادر است تا میزان ترشح را براساس قند خون محیط کم یا زیاد کند، کاری که برای موفق بودن پیوند بسیار ضروری و حیاتی است.‏

كاربردهای سلول‌های بنیادی


1- كاربرد فعلی سلول‌های بنیادی
نكته بسیار مهمی كه باید مورد توجه قرار گیرد آن است كه در حال حاضر، تنها كاربرد بالقوه سلول‌های بنیادی، ساخت سلول‌های مختلف و تا حدی بافت است. به‌عبارت دیگر، در حال حاضر سلول‌های بنیادی (بالغ و جنینی) را صرفاً می‌توان برای ترمیم بافت‌ها و اندام‌های آسیب‌دیده استفاده كرد. در یك جمله، مهم‌ترین كاربرد فعلی سلول‌های بنیادی، در سلو‌ل‌درمانی یا Cell Therapy است و این تصور كه می‌توان از سلول‌های بنیادی برای تولید اندام‌هایی مثل قلب، كبد، كلیه و غیره استفاده كرد، لااقل در شرایط فعلی اشتباه است.تولید اندام شرایط بسیار پیچیده‌ای را طلب می‌كند كه در حال حاضر بشر تكنولوژی آن را در اختیار ندارد. زیرا برای این منظور، اولاً باید سلول‌ها را كشت صعودی داد؛ ثانیاً باید به سلول‌هایی كه در عمق كشت سلولی قرار گرفته‌اند، غذارسانی كرد. یعنی باید كشت سلولی و غذارسانی به آن‌ها در یك مقیاس سه‌بعدی صورت گیرد، كه در حال حاضر امكان آن وجود ندارد. البته شاید بتوان در سال‌های آتی به این امر نیز دست پیدا كرد.
از كاربردهای بالقوه این سلول‌ها در روش "سلول‌درمانی" می‌توان به ترمیم بافت‌های آسیب دیده بدن از جمله غضروف، كبد، ماهیچه و غیره اشاره كرد كه می‌تواند دامنه كاربرد سلول‌های بنیادی را در آینده افزایش دهد.


2- كاربرد‌های قریب‌الوقوع و مورد انتظار سلول‌های بنیادی در علوم پزشكی
هر چند استفاده از سلول‌های بنیادی، در مراحل اولیه خود به سر می‌برد، اما متخصصان معتقدند در آینده‌ای نه‌چندان دور، این سلول‌ها كاربردهای وسیعی در علم پزشكی خواهند داشت. با این اعتقاد، هم‌اكنون در اقصی نقاط جهان تحقیقات وسیعی در خصوص استفاده از سلول‌های بنیادی برای تأمین سلامت انسان در حال انجام است. در ذیل به چند نمونه از كاربردهای نزدیك به حصول سلول‌های بنیادی اشاره می‌شود:


2-1- ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده قلب
امروزه شمار زیادی از مردم دنیا از بیماری‌های قلبی ناشی از آ?سیب‌دیدگی بافت‌های آن رنج می‌برند كه بعضاً منجر به مرگ نیز می‌شود. ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده، همواره یكی از دغدغه‌های پزشكان و متخصصان علوم پزشكی بوده و بهره‌گیری از سلول‌های بنیادی، امید تازه‌ای در این عرصه به وجود آورده است. متخصصان امیدوارند سلول‌های بنیادی را از مغز استخوان افراد بیمار (یا جنین نوظهور) استخراج و آنها را در محیط آزمایشگاه به سلول‌های قلبی تبدیل نمایند و نهایتاً با تزریق این سلول‌های تمایزیافته به بدن، امكان ترمیم بافت‌های آسیب‌دیده قلب را فراهم آورند.
البته این تكنیك هنوز در مرحله آزمایشگاهی است، اما موفقیت‌های به‌دست آمده در حیوانات آزمایشگاهی، احتمال بهره‌گیری از آن را در انسان قوت بخشیده است.


2-2- ترمیم بافت‌های استخوانی
در افرادی كه شكستگی وسیع استخوان دارند و یا كسانی كه مورد عمل جراحی مغزی قرار گرفته و كاسه سر آنها برداشته شده و همچنین اشخاصی كه استخوان‌های آنها به‌كندی جوش می‌خورد، از سلول‌های بنیادی برای جوش‌خوردگی سریع و جلوگیری از عفونت‌های بعدی استفاده می‌شود. در این تكنیك، سلول‌های بنیادی بالغ از فرد گرفته شده و در محیط آزمایشگاه به سلول‌های استئوپلاست (استخوانی) تبدیل می‌شوند، سپس این سلول‌ها در كنار بافت‌های آسیب‌دیده استقرار می‌یابند تا باعث جوش‌خوردگی سریع این بافت‌ها گردند. در این مورد، سلول‌ها از خود شخص جدا می‌شوند؛ بنابراین مشكل پس‌زدگی و عوارض جانبی را نیز در برندارد.تكنیك مذكور از مرحله آزمایشگاهی خارج شده و هم‌اكنون دركشورهای پیشرفته دنیا از جمله آمریكا و ژاپن به طور عملی و كاربردی بر روی بیماران انجام می‌شود.


2-3- درمان بیماری‌ها و ضایعات عصبی
پیشرفت‌های بشر در زمینه تولید، تكثیر و تمایز سلول‌های بنیادی، این امید را به‌وجود آورده است كه بتوان از این سلول‌ها در مداوای ضایعات عصبی مانند قطع نخاع و بیماری‌های عصبی همچون آلزایمر، پاركینسون، MS و غیره نیز بهره برد. در این مورد نیز پس از تهیه سلول‌های بنیادی از شخص موردنظر، آن‌ها را به سلول عصبی تبدیل نموده و برای ترمیم یا مداوا مورد استفاده قرار می‌دهند. البته بخش اعظم این تكنولوژی، در مرحله آزمایشگاهی است؛ اما با پیشرفت‌های خوبی همراه بوده است. به‌عنوان مثال، طی گزارشی كه اخیراً منتشره شده، متخصصین فرانسوی موفق شدند با استفاده از سلول‌های بالغ، موش قطع نخاع شده‌ای را تا حدی بهبود بخشند كه قادر به حركت باشد ( البته نه با تعادل صددرصد). این موضوع در صورتی‌كه با موفقیت نهایی توأم شود، انقلاب بزرگی در پزشكی به شمار می‌رود.ضمن اینكه یك شركت آمریكایی بنام اورسی كه یك مركز تحقیقاتی خصوصی بوده و متخصصان ارشد جهان در زمینه سلول‌های بنیادی را گرد هم آورده، ادعا كرده است كه با استفاده از سلول‌های بنیادی خود شخص، قادر به مداوای بیماری‌هایی مانند آلزایمر، پاركینسون، MS و غیره می‌باشد. البته در قبال آن هزینه‌‌های بالایی تا حد 100 هزار دلار دریافت می‌نمایند.


2-4- ترمیم سوختگی‌ها و ضایعات پوستی
جراحات پوستی ناشی از سوختگی‌ها یا صدمات دیگر، سالانه بسیاری از بیماران را دچار مشكل می‌كند. در روش معمول برای ترمیم قسمت‌های صدمه‌ دیده، از پوست بخش‌های سالم بدن استفاده می‌شود كه مشكلاتی را برای بیمار به‌وجود می‌آورد. اما با استفاده از سلول‌های بنیادی می‌توان سلول‌های پوستی را در محیط آزمایشگاه تولید نمود و درترمیم بافت‌های صدمه ‌دیده از آن‌ها استفاده كرد. این تكنولوژی در حال حاضر، كاربردی شده و توسط یكی از بیمارستان‌های انگلستان مورد استفاده قرار می‌گیرد.


2-5- ترمیم لوزالمعده (پانكراس) و ترشح انسولین
اخیراً متخصصان دانشگاه آلبرتا كانادا، موفق شده‌اند سلول‌های بنیادی بالغ را به سلول‌های پانكراس انسانی تبدیل نموده و به بیماران دیابتی منتقل نمایند. این آزمایش بر روی 23 نفر انجام شد كه 16 نفر از تزریق انسولین بی‌نیاز شدند. یادآوری می‌شود كه این پیوند از نوع اتولوگ بود (برای مداوای هر شخص از سلول‌های بنیادی خود وی استفاده شد) و مشكلات جانبی در بر نداشت.


2-6- آزمون تأثیر داروهای جدید
از جمله مشكلاتی كه همواره در مورد داروهای سنتتیك جدید وجود دارد آن است كه این تركیبات ممكن است روی سلول‌ها یا بافت‌های انسانی تأثیرات منفی داشته باشند؛ اما به دلیل مسایل اخلاق پزشكی، امكان ارزیابی‌های اولیة آن‌ها بر روی انسان‌ وجود ندارد. به‌عنوان مثال، یك داروی سنتتیك قلبی ممكن است بر سلول‌ها یا بافت‌های قلبی تأثیر نامطلوبی داشته باشد. در این موارد می‌توان سلول‌های قلبی یا هر بافت دیگر را با استفاده از سلول‌های بنیادی تولید نمود و داروهای جدید را بر روی آن‌ها آزمایش كرد، بدون این‌كه نیاز به بررسی دارو در بدن انسان باشد. به‌عبارت دیگر، استفاده از سلول‌های بنیادی، انجام آزمایش‌های اولیه انسانی را با سهولت بیشتر و همان دقت اولیه ممكن می‌سازد. در این خصوص سلول‌های بنیادی جنینی می‌توانند كاربرد وسیعی داشته باشند.


2-7- استفاده از سلول‌های بنیادی بالغ برای طب پیوند
همان‌گونه كه قبلاً نیز اشاره شد، سلول‌های بنیادی بالغ كاندیدای بسیار خوبی برای طب پیوند به‌شمار می‌روند. در واقع می‌توان این سلول‌ها را از مغز استخوان یك فرد گرفته و دوباره به بخش آسیب‌دیدة بدن همان فرد پیوند زد. بنابراین چون این سلول‌ها از خود فرد اخذ شده‌اند، مشكل رد پیوند به‌وجود نخواهد آمد.
البته این مسأله در مورد سلول‌های بنیادی جنینی هم مشاهده شده است. به‌عنوان مثال، پیوند سلول‌های بنیادی جنینی قلب موش به موشی كه دچار سكته قلبی شده موجب بهبود حیوان گردیده است. این نتایج، حتی در مورد پیوند سلول‌های بنیادی جنینی انسان به موش یا رت (نوعی موش آزمایشگاهی) قطع نخاع شده، بسیار امیدواركننده بوده و موجب برطرف شدن بسیاری از علایم آسیب در حیوان شده است. ولی باید توجه داشت كه یكی از محدودیت‌های سلول‌های بنیادی جنینی در طب پیوند، امكان رد شدن آن‌ها به‌دلیل واكنش‌های ناسازگاری نسجی است.

2-8- تلاش برای تولید سلول‌های یونیورسال
از آنجا كه سلول‌های بنیادی جنینی نامیرا هستند، دانشمندان در تلاشند با مداخله و دست‌كاری ژن‌های مؤثر در پیوند و فاكتورهای سازگاری نسجی (MHC) آن‌ها، ردة سلولی فراگیر یا یونیورسال (Universal) تولید نمایند. به‌عبارت دیگر، با حذف ژن‌های سازگاری نسجی در سلول‌های بنیادی جنینی، سلول‌هایی تولید نمایند كه قابلیت پیوند به تمام افراد را داشته باشند. اگر بتوان چنین سلول‌هایی را تولید كرد، به‌علت نامیرا بودن‌ آن‌ها، منبع لایزالی از سلول‌های یونیورسال خواهیم داشت كه به‌طور نامحدود قابلیت نگهداری، تكثیر و پیوند را دارا بوده و از این راه مشكل پس‌زدگی پیوند حل خواهد شد. البته علیرغم كار و تحقیق گسترده در این زمینه، هنوز كسی موفق به تولید ردة سلولی یونیورسال نشده و این موضوع فعلاً در حد یك ایده است. علت این امر آن است كه روند و مكانیسم انتقال ژن به درون سلول‌های بنیادی جنینی برای از كار انداختن یا اصطلاحاً Knock-out كردن ژن‌های مربوط به رد پیوند، ناشناخته و بسیار پیچیده است.
البته فرضیة دیگری هم برای جلوگیری از دفع پیوند سلول‌های بنیادی جنینی انسان پیشنهاد شده است كه استفاده از هماتوپوئیتیك كایمریسم (Chimerism Hematopoietic) است. در این شیوه اگر بخواهند به فردی، مثلاً سلول عصبی حاصل از سلول‌های بنیادی جنینی را پیوند بزنند، از همان سلول‌های بنیادی علاوه بر سلول‌های عصبی، یكسری سلول‌های خونی نیز تولید كرده و به گیرنده سلول‌های عصبی پیوند می‌زنند و اصطلاحاً سیستم خونی فرد را كایمریك (ناهمسان) می‌كنند. البته این روش هم فعلاً به‌صورت یك ایده است؛ ولی در افراد دریافت‌كنندة پیوند، تا حدی اجرا می‌شود. به‌طور مثال، امروزه برای كاهش دادن مشكل دفع پیوند در بیماران دریافت‌كنندة كلیه، علاوه بر خود كلیه، مقداری سلول خونی هم از فرد دهندة كلیه گرفته شده و به بیمار گیرندة كلیه، پیوند زده می‌شود؛ بنابراین شاید بتوان در آینده از این راهكار برای پیوند سلول‌های بنیادی نیز بهره جست.


2-9- كاربرد سلول‌های بنیادی جنینی برای تولید ساده‌تر حیوانات تراریخته
از جمله قابلیت‌های بسیار مهم سلول‌های بنیادی جنینی آن است كه برخلاف سلول‌های بنیادی بالغ، امكان تولید یك فرد كامل توسط آن‌ها وجود دارد. البته باید توجه داشت كه این فرآیند با تكنیك همسانه‌سازی یا كلونینـگ (Cloning) كاملاً متفاوت است. به‌عبارت دیگر، با استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی می‌توان حیوانات تراریخته (Transgenic) ویژه‌ای با خصوصیات مورد نظر تولید نمود. لازم به ذكر است كه برای تولید حیوانات تراریخته، دو راه وجود دارد؛ راه اول كه معمولاً متداول است، تزریق ژن مورد نظر به درون پیش‌هسته (Pronucleous) نر و انتقال سلول تخم لقاح یافته (زیگوت) به لوله رحم حیوان ماده است. اما راه دوم كه در واقع همان استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی است، در مقایسه با روش اول بازده بسیار بالاتری داشته و روش انجام آن نیز ساده‌تر است. در این روش، ژن مورد نظر را با استفاده از پالس‌های الكتریكی یا الكتروپوریشن (Electroporation)، به داخل سلول‌های بنیادی جنینی انتقال داده و سپس سلول‌های بنیادی تراریخته را به درون بلاستوسیست حیوان تزریق كرده و طی نسل‌های متوالی، حیوان مورد نظر را به‌ دست می‌آورند. این فرآیند كاملاً با فرآیند Embryo Cloning یا Reproductive Cloning متفاوت است؛ چرا كه در بحث كلونینگ، یك تخمك اخذ شده و پس از تخلیه هستة آن، هسته یك سلول غیرجنسی (سوماتیك) را كه از همان فرد یا فرد دیگری گرفته شده، با آن جایگزین می‌كنند.
نكته دیگر این‌كه تولید یك فرد كامل با استفاده از سلول‌های بنیادی، فقط با استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی امكان‌پذیر است. البته می‌توان از سلول‌های بنیادی بالغ یا سلول‌های سوماتیك (غیرجنسی) بزرگسالان هم برای این منظور استفاده كرد كه در این صورت باید از روش كلونینگ استفاده نمود؛ ولی در مورد سلول‌های بنیادی جنینی نیازی به كلونینگ نیست.


2-10- استفاده از سلول‌های بنیادی جنینی برای تولید اسپرم و تخمك
سلول‌های بنیادی جنینی به واسطة ویژگی پُرتوانی بالا، قادرند به انواع مختلفی از سلول‌ها تبدیل شوند. حتی بر اساس گزارش‌های اخیر، محققان توانسته‌اند در شرایط آزمایشگاهی، با استفاده از این سلول‌ها، تخمك و اسپرم نیز تهیه كنند. این توانایی كه بتوان سلولی مانند اسپرم یا تخمك تولید نمود كه تقسیم میوز انجام داده و زایا باشد، از ارزش بسیار بالایی برخوردار است. این ایده روش بسیار ارزشمندی است كه در آینده، تحول بسیار بزرگی در درمان افراد نابارور ایجاد خواهد كرد.

http://stemcelldreammz.mihanblog.com

برخی از مزایا و محدودییت های سلولهای بنیادی جنینی و بالغ   

برخی از مزایا و محدودیت‌های سلول‌های بنیادی جنینی و بالغ


1- اخلاق زیستی (Bioethic)
سلول‌های بنیادی جنینی، از جنین زنده گرفته می‌شود، بنابراین در بسیاری از كشورها استخراج آنها ممنوع است؛ زیرا از بین بردن جنینی كه قابلیت تبدیل شدن به یك انسان را دارد در حكم قتل نفس تلقی می‌شود. به‌عنوان مثال، در كشور آلمان این عمل ممنوع بوده و در كشور انگلستان نیز تا چندی پیش، اجازة تحقیقات در این خصوص داده نشده بود. اما در مقایسه با سلول‌های بنیادی جنینی، سلول‌های بنیادی بالغ از فرد بالغ گرفته شده و چون استخراج آن‌ها از بدن فرد موجب مرگ وی نمی‌شود، در نتیجه با این محدودیت مواجه نیستند.همچنین یكی از كاربردهای بالقوة هر دو دسته از سلول‌های بنیادی، همسانه‌سازی انسان به روش كلونینگ (Cloning) است كه بحث‌های اخلاقی زیادی را به خود معطوف داشته است. در اكثر كشورهای جهان كاربرد سلول‌های بنیادی، با هر منشأ كه باشد، برای همسانه‌سازی انسان ممنوع است. در عین حال، سایر كاربردهای بالقوه و بالفعل سلول‌های مذكور در عرصة پزشكی در اقصی‌ نقاط جهان به شدت مورد توجه و تحقیق هستند.


2- پس‌زدگی
با توجه به اینكه از سلول‌های بنیادی بالغ هر بیمار می‌توان جهت مداوای خودش استفاده كرد، بنابراین، پس از تزریق آن‌ها به بدن بیمار، سیستم ایمنی بدن فرد، سلول‌های مذكور را به‌عنوان یك سلول یا بافت بیگانه تلقی نكرده و مشكل پس‌زدگی یا رد پیوند به‌وجود نمی‌آید. شایان ذكر است، پس‌زدگی، یكی از محدودیت‌های عمده پیش روی محققان در بهره‌گیری از سلول‌های بنیادی جنینی است، زیرا آنتی‌ژن‌های سازگاری نسجی این سلو‌ل‌ها با شخص گیرنده یكی نبوده و احتمال پس‌زدگی آن‌ها بالا می‌رود. البته تحقیقاتی در حال انجام است كه مولكول‌های عرضه‌كنندة آنتی‌ژن‌ها را فرونشانند (suppress) تا این مشكل رفع شود.


3- تمایز
سلول‌های بنیادی جنینی دارای قدرت تكثیر و تمایز بالایی هستند، به‌گونه‌ای‌كه بعضاً بدون اعمال تیمار خاصی، خودبه‌خود به سلول‌های دیگر تبدیل می‌شوند. بنابراین باید جلوی تمایز ناخواسته و تصادفی آنها گرفته شود تا تبدیل به بافت‌های دیگر نشوند.
سلول‌های بنیادی بالغ نیز در محیط كشت، علاقه به تكثیر شدن دارند و با اعمال تیمارهای خاص در مسیر تمایز هدفمند قرار می‌گیرند.
بنابراین، یكی از مشكلات عمده در رابطه با تكثیر و تمایز سلول‌های بنیادی (جنینی و بالغ) این است كه جهت‌دهی و هدایت مسیر تمایز این سلول‌ها به سلول‌های دیگر، قدری سخت و ناشناخته است؛ در حالی‌كه اگر مسیر تكثیر و تمایز شناسایی شود، می‌توان به چگونگی پیدایش سلول‌های مختلف پستانداران در دوران جنینی نیز پی برد و هم‌چنین از این طریق می‌توان ژن‌های دخیل در تكوین سلول‌های مختلف (نظیر قلب، اعصاب و غیره) را شناسایی نمود. در این‌جا مزیت سلول‌های بنیادی جنینی بر سلول‌های بنیادی بالغ آن است كه سلول‌های بالغ چنین اطلاعاتی را به ما نمی‌دهند.


4- ناهماهنگی Arithmy
زمانی‌كه از سلو‌ل‌های بنیادی جنینی برای ترمیم بافت‌های آسیب‌دیدة قلب استفاده می‌شود، در برخی موارد، ناهماهنگی بین بافت قلب و بافت ترمیم‌شده به وجود می‌آید. زیرا در این حالت، سلول‌های بنیادی جنینی كه با بافت قلبی هموژنی كامل ندارند؛ به سلو‌ل‌های قلبی تبدیل شده‌اند. این مسأله باعث می‌شود در د ضربان این دو قسمت ناهمخوانی پیش آید و ریتم ضربان قلب به هم بخورد. مشكل ناهماهنگی در برخی از آزمایشاتی كه روی موش‌ها انجام‌شده، دیده شده است.
اما این مشكل در مورد سلول‌های بنیادی بالغ، كه از خود فرد بیمار دریافت شده‌اند، به چشم نمی‌خورد.


5- قدرت تكثیر و نامیرا بودن
یكی از مهم‌ترین خصوصیات سلول‌های بنیادی جنینی این است كه نامیرا هستند؛ یعنی برخلاف سلول‌های بنیادی بالغ كه میرا بوده و پس از چند مرحله كشت و تكثیر، دچار فرآیند پیری می‌شوند، سلول‌های بنیادی جنینی دارای بقای زیادی بوده و پیر نمی‌شوند. سلول‌های بنیادی بالغ، علیرغم این‌كه قابلیت تكثیر و تمایز در محیط آزمایشگاه را دارند، اما نكتة جالب آن است كه تعداد تكثیرشان در شرایط آزمایشگاهی، محدود است، یعنی در شرایط مذكور تنها می‌توان آن‌ها را 30 و یا حداكثر 50 بار وادار به تقسیم كرد. پس از آن، این سلول‌ها دچار فرآیند پیری شده و امكان تكثیر را از دست می‌دهند. با این حال می‌توان از تمایز این سلول‌ها، رده‌های دیگری از سلول‌ها نظیر سلو‌ل‌های چربی، سلول‌های استخوانی، غضروفی و یا حتی سلول‌های قلبی و عصبی را تولید كرد.


6- قدرت پُرتوانی
ویژگی دیگر سلول‌های بنیادی جنینی در مقایسه با سلول‌های بنیادی بالغ این است كه دارای قدرت پُرتوانی (Pluripotency) بسیار بیشتری هستند. به‌عبارت دیگر، در محیط آزمایشگاهی، قدرت تمایز این سلول‌ها به انواع دیگر سلول‌ها، بیش از سلول‌های بنیادی بالغ است.


برخی دیگر از مزایای سلول‌های بنیادی جنینی
- در مقایسه با سلول‌های بنیادی بالغ، توانایی تمایز و تولید انواع بیشتری از سلول‌ها را دارند.
- كنترل مراحل رشد و تمایز آن‌ها، ساده‌تر از سلول‌های بنیادی بالغ است.
- به علت فراوانی نسبتاً بیشتر، جداسازی آن‌ها راحت‌تر از سلول‌های بنیادی بالغ است.
- دانش بدست آمده از سلول‌های بنیادی جنینی حیوانات، در مطالعات انسانی نیز كاربرد دارد.
- تحقیقات انجام شده بر روی سلول‌های بنیادی جنینی، موجب ارتقاء تكنیك‌های تكثیر و استفاده از سلول‌های بنیادی بالغ می‌شود.

http://stemcelldreammz.mihanblog.com

تصاویر رشد نوزاد در رحم

در این تصاویر مراحل رشد نوزاد از ابتدای لقاح تا کامل شدن جنین و تبدیل به یک نوزاد را میبینیم.



برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید...

برای دیدن عکس ها در سایز و کیفیت اصلی روی آنها کلیک کنید.


Click this bar to view the small image.


اسپرم در لوله فالوپ (لوله شیپور رحمی)


Click this bar to view the small image.


تخمک

Click this bar to view the small image.


یه قرار ملاقات... اما نه معمولی!

Click this bar to view the small image.


لوله فالوپ

Click this bar to view the small image.


دو اسپرم در تماس با تخمک

Click this bar to view the small image.


اسپرم برنده!

Click this bar to view the small image.


اسپرم

Click this bar to view the small image.


روز پنجم-ششم

Click this bar to view the small image.


روز هشتم. جنین به دیوار رحم چسبده است.

Click this bar to view the small image.


مغز جنین شکل می گیرد.

Click this bar to view the small image.


روز ۲۴ام. بعد از ۱۸ روز قلب شروع به شکل گیری می کند. می دانیم که جنین یک ماه هیچ استخوانی ندارد.

Click this bar to view the small image.


4 هفته

Click this bar to view the small image.


4-5 هفته

Click this bar to view the small image.


هفته پنجم: تقریبا ۹ میلی متر. به وضوح صورت جنین با سوراخ چشم و بینی و دهان مشخص است.

Click this bar to view the small image.


40 روز بعد.

Click this bar to view the small image.


هفته هشتم. جنین به سرعت در کیسه رحمی رشد می کند.

Click this bar to view the small image.


هفته دهم. پلک ها نیمه باز هستند. در روزهای آتی کاملا بسته خواهند شد.

Click this bar to view the small image.


هفته شانزدهم. جنین از دست هایش برای شناخت محیط پیرامونش استفاده می کند.

Click this bar to view the small image.


شبکه ای از رگ های خونی را مشاهده می کنید. در واقع بدن در حال ساخت استخوان است و این رگ ها تغذیه کننده استخوان بدن خواهند بود.

Click this bar to view the small image.


هفته هجدهم. ابعاد تقریبا ۱۴ سانتی متر. اکنون می تواند صدا های بیرون را درک کند.

Click this bar to view the small image.


هفته نوزدهم.

Click this bar to view the small image.


هفته بیستم. تقریبا ۲۰ سانتی متر. موهای پشمالویی بر روی سر و صورت نوزاد ایجاد می شود. این موها را با نام لانوگو (lanugo) می شناسند.

Click this bar to view the small image.


هفته بیست و چهارم

Click this bar to view the small image.


هفته بیست و ششم

Click this bar to view the small image.


6 ماه بعد. جنین کامل شده و نوزاد آماده ترک رحم می شود. در این زمان جنین به سمت پایین می چرخد تا راحت تر بتواند خارج شود.

Click this bar to view the full image.


هفته ۳۶ ام. نوزاد چهار هفته دیگر دنیای بیرون را خواهد دید.
_________________________________________________________________________

مراحل لقاح تا رشد جنین

 

تمام موجودات زنده تولید مثل می کنند. در انسان تولید مثل به وسیله دو نوع سلول انجام می پذیرد. اسپرم ها که به وسیله بیضه های مرد ساخته می شوند و تخمک ها که به وسیله تخمدان های زن تولید می شوند. هر یک از این سلول ها نیمی از مجموعه DNA (ماده ژنتیک) را در خود دارند. آنها از طریق مقاربت جنسی، کنار هم قرار می گیرند؛ اگر یک اسپرم وارد یک تخمک شود و آن را بارور کند، DNA مرد و زن ترکیب شده، سلول های جدیدی حاصل می شوند. بارداری زمانی رخ می دهد که این سلول ها خود را در رحم جای می دهند. در طول بارداری که حدود۴۰ ‌هفته (۹‌‌ماه) طول می کشد، این سلول ها تکامل یافته، نوزاد را به وجود می آورند.

آغاز بارداری

۱۴۸۴۷۸۳۴۳۲۴۳۵۴۳۵.jpg
سلولی که از اتصال تخمک و اسپرم حاصل می شود، تخم نام دارد. در عرض۲ ‌روز پس از بارداری، تخم سفر خود را از طریق لوله حمل تخمک به سمت رحم آغاز می کنند که این امر با فعالیت عضلات جدار لوله میسر می شود. در همین زمان، تخم خود را مکرراً‌ تقسیم می کند تا مجموعه ای از سلول ها به نام مورولا حاصل شود. پس از۵ ‌تا۷ ‌روز این مجموعه سلول به رحم می رسد. این مجموعه خود را به صورت امنی در آندومتر (سطح داخلی رحم) جای می دهد و به رشد خود ادامه می دهد. از این لحظه به بعد از بارداری به خوبی تثبیت می شود. یک بخش از مجموعه سلولـی به داخل آندومتر رشد می کند و تبدیل به جــفت می شود کـه نوزاد در حال تکامل را تغذیه می کند. بقیه سلول ها که نوزاد به وسیله آنها رشد خواهد کرد، تبدیل به جنین می شوند
از تخمک تا جنین 
با تقسیم سلول های در حال عبور از لوله حمل تخمک،‌ تعداد آنها هر ۱۲ ‌ساعت دو برابر می شود. وقتی مجموعه سلولی به رحم می رسد، شامل صدها سلول است. وقتی سلول ها در سطح داخلی رحم جای می گیرند،‌ تکامل خود را برای تشکیل یک جنین آغاز می کنند
چگونگی تغذیه جنین

 ۲۸۷۴۵۶۸۹۵۶۵.jpg
جنین برای برآوردن نیازهای خود به اکسیژن، مواد غذایی و پادتن های ضد عفونت و همچنین برای دفع مواد زاید خود به مادرش وابسته است. این مواد در داخل جفت که عضوی متصل به سطح داخلی رحم است و از طریق طناب نافـی به نـوزاد مرتبـط مـی شود، بین خـون مادر و خـون جنیـن مبادله مـی شوند. در جفت، خون مادر و جنین نزدیک هم قرار می گیرند ولی واقعاً مخلوط نمی شوند .

عروق خونی در جفت
 عروق خونی طناب نافی در جایی که به جفت می رسند، ساختارهایی به نام پرز را تشکیل می دهند و پرزها به سمت نواحی حاوی خون مادر پیشروری می کنند. کوریون که غشایی است که مواد غذایی و سـایر مـواد از طـریق آن عبــور مـی کنند، آنها را محصور می کند
تکامل جنین

 ۳۶۵۹۸۶۸۵۶۵.jpg
جنین در کیسـه ای در داخـل رحم تـکامـل می یابد. مایع آمنیوتیک مثل یک ضربه گیر برای این کیسه عمل می کند و تغذیه آن نیز به وسیله خون بندناف انجام می گیرد. محصول بارداری در۸ ‌هفته اول، رویان نام دارد. در این مدت، اندام ها، سر و ظاهر صورت شکل می گیرد؛ بیشتر اعضا تشکیل می شوند و قلب شروع به ضربان می کند. رویـان بعـد از۸‌‌ ‌هـفـتـه، جنیـن نامیـده مـی شود. تکامل ساختارهای بدن در سراسر بارداری ادامه می یابد 

عموما در انسان ھا دوران بارداری تقریبا ۳۸ هفته طول می کشد ‏که از زمان لقاح، یا از حاملگی، ‏تا تولد محاسیه می شود. در مدت ۸ هفته بعد از لقاح، ‏آن انسان در حال رشد را جنین می نامند، ‏که معنی آن “بزرگ شدنی در داخل” است. ‏این زمانی که دوران جنینی نامیده می شود، ‏با تشکیل سیستمھای اصلی بدن ‏مصادف می باشد.

از زمان تکمیل ۸ هفته ای تا آخر وضع حمل، ‏” انسان در حال رشد را رویان می نامند،” ‏که به معنی “اولاد زاییده نشده” می باشد. ‏در خلال این دوران، که دوران رویانی نامیده می شود. ‏بدن بزرگتر شده و سیستمهای آن شروع به کار می کنند.

۴۹۶۵۹۶۵۶۵.jpg

تمام سنین جنینی و رویانی در این برنامه ‏به زمان آغاز شده از زمان لقاح اشاره می کنند.

از دیدگاه زیست شناسی، ‏”رشد انسان از لقاح شروع می شود،” ‏وقتیکه یک زن و یک مرد ‏از هر دو ۲۳ کروموزوم خود را بواسطه ‏اپیوند سلولھای تناسلی خود ترکیب می کنند.

سلول تناسلی یک زن را عموما “تخمک” می نامند ‏ولی کلمه صحیح آن اوسیت است.

‏ھمچنین، سلول تناسلی یک مرد را بیشتر افراد ‏به عنوان “اسپرم” می شناسند ‏ولی اصطلاح صحیح آن منی دانه (اسپر ما تو زون) است.

۵۹۶۵۹۸۶۹۵۶۵.jpg

‏بعد از رھا شدن اوسیت تولید از تخم دان زنی در نتیجه عملی که آن را ‏تولید اوول کردن نامیده می شود. ‏اوسیت و اسپرماتوزون ‏در داخل یکی از مجری ھای رحمی متحد می گردند، ‏که غالبا بنام لوله فالوپ نامیده می شوند.

‏این مجری ھای رحمی تخم دان ھای زن را ‏به بچه دان یا رحمش متصل می کنند.

‏این باعث ایجاد یک جنین تک سلولی که زیگوت نامیده می شود، میگردد.، ‏که معنی آن “جفت یا به ھم وصل شده” می باشد.

۴۶ کروموزوم زیگوت ‏نسخه بی نظیر ‏کامل ژنتیکی فرد جدید را نمایش می دهد. ‏این طرح کلی ‏در ملکولهای بهم پیچیده DNA قرار دارد. ‏آنها حاوی دستورالعملهای رشد ‏برای تمام بدن ھستند.

۶۹۸۴۳۷۹۸۴۳۳.jpg

‏مولکل ھای DNA شبیه یک نردبان مارپیچ می باشند ‏که آن بنام مارپیچ دوبل می شناسند. ‏پله ھای این نردبان از مولکل ھای جفتی ‏یا پایه هایی که گوانین، ‏سیتو سائین، ایندنائین، و تایمائین می نامند،ساخته می شود.

گوانین فقط با سیتو سائین جفت می شود، ‏و ایندنائین با تایمائین. ‏ھر سلول انسان تقریبا ۳ میلیارد از ‏این جفت ھای بنیادی را دارا است.

‏DNA یک تک سلولی حاوی اطلاعات بسیار زیادی است ‏که اگر این اطلاعات در بصورت کلمه آنهم ‏فقط با حرف اول نمایش داده شوند ‏به ۵/۱ میلیون صفح نیاز خواهیم داشت!

‏اگر آن را سرتاسری پخش کنیم ‏در یک سلول انسان این DNA برابر با ۳/۱ ۳ فوت ‏یا یک متر خواهد شد.

اگر ما ھر یک از DNA در داخل ۱۰۰ تریلین سلولھای فرد را، ‏می توانستیم باز کنیم، ‏طول آن به متجاوز از ۶۳ میلیارد مایل می رسید. ‏این مسافت ۳۴۰ برابر مسافت بین ‏زمین و خورشید است.

۷۰۳۷۴۹۸۸۳۴۳.jpg

تقریبا ۲۴ تا ۳۰ ساعت بعد از لقاح، ‏زیگوت نخستین تقسیم سلولی را ‏با استفاده از فرآیند میتوز انجام می دهد ‏یک سلول به دو قسمت، دو به چهارشنبه و به همین صورت این کار ادامه مییابد

بعد از ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از شروع لقاح، ‏آبستنی را می توان با شناسایی یک هورمون ‏که به آن “عامل آبستنی اولیه” می گویند آبستنی را تایید کنند.

در مدت ۳ تا ۴ روز بعد از لقاح، ‏سلولهای تقسیم شونده جنین دارای یک شکل کروی می گردند. ‏و این جنین را مورولا می خوانند.

‏در مدّت ۴ تا ۵ روز، در داخل توپ سلولی حفره ای ایجاد می شود. ‏و پس از آن این جنین بلاستوسیست نامیده می شود.

‏سلولھایی که در داخل بلاستوسست ھستند ‏توده داخلی سلول نامیده می شوند. ‏و رشد سر، بدن و ساخت ھای دیگر را ‏که برای انسان در حال رشد حیاتی است را باعث می شود.

‏سلولھای داخل توده سلولی داخلی ‏سلولھای بنیادین نامیده می شوند چون آنها توانایی ساخت ‏بیش از ۲۰۰ نوع سلول که در بدن انسان ‏هستند را تشکیل دهند.

بعد از جابجا شدن بطرف پایین مجرای رحمی، ‏جنین ابتدایی خود را در دیوار داخلی رحم مادر ‏جاسازی می کند. ‏این عمل را القاء می نامند، که ۶ روز بعد از لقاح ‏آغاز و ۱۰ تا ۱۲ روز بعد از آن به پایان می رسد.

‏سلول ھا از جنین ر حال رشد شروع به تولید کردن ھورمون می کنند ‏که نام آن کوریونک گونادوتروفین انسانی ، یا HCG می باشد. ‏ماده ای که در اکثر آزمایشهای آبستنی شناسایی می شود.

‏HCG ھورمن ھای مادری را ‏برای اینکه بعد از لقاح آبستنی را ادامه دهد ‏ بسوی قطع کردن دوره قاعدگی عادی زنان متوجه می سازد. ‏سلولھایی که پیرامون بلاستوسیست قرار گرفته اند ‏قسمتی از یک ساخت را فعال می کنند که آن را جفت جنین (مشیمه) می نامند، ‏که میان سیستمھای گردش خون مادر و جنینی ‏نقش واسطه را ایفا می کند.

‏مشیمه مادری اکسیژن، مواد مغذّی، ھورمن ھا، و داروھا را ‏به انسان در حال رشد می رساند؛ ‏ھمه مواد زائد را برطرف می کند؛ ‏و خون مادر را از مخلوط شدن با خون جنین و رویان ‏باز می دارد.

‏و ھمچنین این مشیمه ھورمن ھا را تولید کرده ‏و درجه حرارت بدن جنینی و رویانی را کمی بالاتر از ‏درجه حرارت بدن مادر نگاه می دارد.

‏این مشیمه بواسطه رگ ھای ریسمان نافی با انسان در حال رشد ‏ارتباط برقرار می کند.

‏توانائی ھای شیمه با دستگاه ھای مراقبت ویژه که در بیمارستان ھای ‏امروزی یافت می شوند رقابت می کند.

در مدّت ۱ هفته، سلولھای توده داخلی سلول دو تا لایه را تشکیل می دھند ‏که آنھا را ‏هیوبلاست و. ‏و اپی بلاست می نامند.

‏غشاء داخلی جنین ‏کیسه محتویات نطفه را ایجاد می کند. ‏که یکی از ساختارهایی است ‏که مادر بواسطه آن مواد مغذّی را ‏برای جنین اولیه تامین می کند.

‏سلولھایی از اپی بلاست ‏پرده ای را تشکیل می دھد که آن آمنیون می نامند ‏که در داخل آن جنین ‏و بعد از آن تا زمان تولد ‏رویان رشد می کند.

در مدت تقریبا ۵/۲ هفته، ‏اپی بلاتست ۳ بافت تخصصی ‏یا طبقات سلول ابتدایی جنین ‏را تشکیل داده است ‏که آنھا را اکتودرم ‏ایندودرم و ‏میزودرم (لایه وسطی جرثومه) می نامند.

۸۴۳۷۴۷۳۶۴۳۴۳.jpg

‏اکتودرم ‏منشاء ساختارهای بسیاری است ‏مانند مغز، ‏نخاع، ‏عصب ھا، ‏پوست، ‏ناخن ھا، ‏و مو.

‏ابندودرم دستگاہ تنفس و مسیر ھاضمه ‏را ایجاد می کند، ‏نیز یخشھایی از اعضای اصلی را بوجود می آورد ‏مانند جگر ‏و لوز المعده.

‏مزودرم قلب، ‏کلیه ھا، ‏استخوان ھا، ‏غضروفها، ‏عضلات، ‏یاخته ھای خون، ‏و ساختھای دیگر را تشکیل می دھد.

در مدّت ۳ هفته ‏مغز به ۳ قسمت اصلی تقسیم می شود ‏که آنھا را جلو مغز ‏مغز میانی ‏و عقب مغز می نامند.

‏رشد دستگاه ھای تنفّس و ھاضمه ھم ‏در پجریان است. در ابتدا یاخته ھای خون ‏در کیسه محتویات نطفه ظاهر می شوند، ‏رگ ھای خونی در سرتاسر ‏جنین تشکیل می شوند، ‏و قلب لوله ای پدیدار می شود.

‏تقریبا بلافاصله، ‏قلب با رشد سریع بزرگ شدنی ‏در خود ‏محفظه هایی را ایجاد ‏و شروع بع رشد می کند.

‏۳ هفته و یک روز ‏بعد از لقاح ‏قلب شروع به تپیدن می کند.

‏دستگاه گردش خون ‏یا گروهی از اعضای مربوطه نخستین دستگاه بدن است که ‏به حالت عملیاتی می رسد.

بی ۳ و ۴ هفته ‏نقشه بدن پدیدار می شود ‏مانند مغز، ‏نخاع، ‏و قلب جنین ‏در کیسه محتویات نطفه ‏به آسانی شناخته می شود.

‏رشد سریع موجب پیچیدن ‏نسبتا جنین مسطح می شود. ‏این عمل شامل پیچیدن قسمتی از کیسه محتویات نطفه ‏را در داخل آستر ‏دستگاه ھاضمه ‏می گردد ‏و قفسه سینه ‏و حفره های شکمی انسان در حال رشد را ‏تشکیل می دھد.

در مدّت ۴ هفته ‏مشیمه زلالی ‏جنین را در کیسه پر از مایع احاطه می کند. ‏این مایع استرلیزه، ‏که مائع مشیمه نامیده می شود، ‏محافظت از جنین در برابر آسیب را برعهده می گیرد.

قلب در یک دقیقه عموماً ۱۱۳ مرتبه ضربان می کند.

‏توجه کنید که رنگ قلب چگونه عوض می شود و خون وارد محفظه ها ‏گردیده و آن را ترک می کند.

‏قبل از تولد قلب تقریبا ‏۵۴ میلیون مرتبه ضربان می کند ‏و در کل دوره ۸۰ ساله زندگی ‏متجاوز از ۲/۳ میلیارد مرتبه می تپد.

بواسطه تبدیل کردن ظواھر جلو مغز، ‏وسطی مغز، ‏و عقب مغز ‏نمود سریع مغز قابل مشاهده است.

با ظھور جوانه های دست و پا رشد عضو بالا و زیرین ‏در مدّت ۴ هفته شروع می شود.

در این مرحله پوست شفاف است ‏زیرا که ضخامتش فقط برابر یک سلول است.

‏هنگامی که پوست ضخیم می شود، ‏این شفافیت را از دست خواھد داد، ‏یعنی ما فقط قابل دیدن اعضاء داخلی خواھیم شد ‏که آنھا برای حدود یک ماه دیگر رشد می کنند.

زنـدگی شـمـا بـا لـقـاح یـافـتـن یـک اسپرم و یک تخمک آغاز گــردیده. در این لحظه ۴۶ کروموزوم با ۳۰ هزار ژن با یکدیگر  ترکـیب می گردند تا تمام مشخصات فیزیکی شما همچون جـنـسیت، تـیـپ بـدن، ویـژگــیهای چهره، رنگ پوست،مو و چـشمـان شمـا را تعیـیـن کنـنـد. هنـگـامی که لقاح صورت می گیرد زیگوت ایجاد می گردد. این زیگوت یا همان تخمک بــارور شده  تکثیر یافته و  پس از گذشت ۵ روز از یک سلول به ۱۰۷ سلول میرسد.

شما در طول مدتی که درون رحم قرار دارید توسط کیسه آمنیوتیک احاطه گشته اید. کیسه آمنیوتیک کیسه ای ست نازک که درون آن از مایع آمنیوتیک پر گردیده است. وظیفه این کیسه محافظت از جنین (شما) در برابر صدمات و همچنین تنظیم درجه حرارت بدن جنین میباشد. شما توسط عضوی بنام جفت که به شکل یک کیک تخت میباشد به رحم متصل گردیده اید. جفت وظیفه تبادل مواد متابولیک را میان شما و مادر به عهده دارد. در واقع شما غذا، خون، اکسیژن را از مادر دریافت کرده و دی اکسید کربن ودیگر مواد زائد را از طریق جفت دفع میکنید. البته شما مستقیما به جفت متصل نشده اید و این بند ناف است که با ۲ سرخرگ و یک سیاهرگ شما را به جفت متصل میسازد. تمام سطح بدن جنین نیز از هفته ۲۰ م به بعد کاملا از یک لایه پنیری و مومی شکل پوشیده میگردد که از پوست جنین در برابر مایع آمنیوتیک محافظت میکند. در غیر اینصورت پوست جنین بسیار چروکیده خواهد شد.

 ۹۴۳۵۴۷۳۶۴۳۴۳.jpg

تقریبا از روز هفتم پس از لقاح جنین ریز در رحم مادر لانه گزینی میکند. از روز ۱۰م نیز قاعدگی مادر متوقف میگردد. از روز ۱۸م قلب و چشمها شروع به شکل گیری میکنند و از روز ۲۱ م به بعد تپش قلب جنین آغاز گردیده و خون جنین را در بدنش به گردش در می آورد البته این خون با خون مادر ارتباطی نداشته و گروه خونی متفاوتی نیز دارا میباشد.

از روز  ۲۸م  به بعد چشمها، گوشها و سیستم تنفسی شروع به شکل گیری میکند. از روز ۴۲م اسکلت بدن کامل میگردد (غضروف) و امواج مغزی قابل ثبت است.

از هفته ۵ م دستها، پاها و چشمها شروع به رشد میکنند. از هفته ۷م پلکها و انگشتان شکل میگیرند و بینی متمایز میگردد. در هفته ۸ م تمام سیستمهای بدن شکل گرفته اند و رشد ناخنها آغاز میگردد.

از هفته ۱۱م (ماه دوم) جنین شروع به تنفس مایع آمنیوتیکی میکند. این روند تا زمان زایمان ادامه می یابد. البته کودک با این عمل خفه نمیشود زیرا اکسیژن را از طریق جفت دریافت میکند. نقش جریان یافتن این  مایع تنها به تکامل و شکل گیری ششها و دیگر اعضای تنفسی مربوط میگردد.

* قلب جنین ۱۲۰ تا ۱۶۰ بار در دقیقه میزند.

* در هـــفته ۸ م شما بصورت یک انسان با ابعاد مینیاتوری میباشید. با ۳ ساتنی متر قد و وزن یک گرم!

* در هـفـتـه ۹ م اثــــر انگشت شما شکل می گـیـرد و کف دستتان حساس به لمس میگردد. اگر کف دست یک جنین را در این زمان لمس کنیم جنین دستانش را مشت خواهد کرد!

*  اگر  یـک جــنـیـن ۸ هفـتـه ای را قـلـقلـک دهیم سرش را بسمت عقب خم خواهد کرد!

* در هفته ۷م تمام جوانه دندانهای شیری شکل گرفته اند. و جنین معمولا انگشتان خود را می مکد!

* جوانه های  چشایی در شما از هفته ۱۳ م تا ۱۵ م  به بعد فعال میگردند!

* پـس از گـذشـت تنـهـا ۱۴ هـفـتـه از لـقـاح جـنـین قادر به شـنـیدن است اما از هفته ۲۶ م به بعد جنین قادر است به صـدا واکـنـش نشـان دهـد. جـالــب است بدانید جنین درون
رحـم تـمام صداهای محیط اطراف را همچون شما میشنود  امـا ۱۰ دسی بـل ضعـیـف تـر. هرگاه جنین  در معرض صدای بـلنـد قـرار گیـرد دست خود را مقابل گوشهایش قرار خواهد داد! جنین اصوات بم را بهتر از اصوات زیر می شـنـود. الـبته ایـن پـایان مـاجـرا نیست چرا که جنین درون رحم در معرض انواع سرو صدا قرار دارد:صدای قلب مادر،سیستم گوارشی  مادر و تنفس مادر نیز توسط جنین باید تحمل گردد. تــصویر روبرو واکنـش جنـیـن را هنـگام شنـیـدن صـدای بـلند نشان میدهد:

* جنین انسان از ۶ ماهگی به بعد به یک انسان احساسی بدل خواهد گشت.

* از ۴ ماهگی به بعد  چنانچه شکم مادر مقابل نور شدیدی قرار گیرد جنین دستانش را مقابل صورتش خواهد گرفت تا مسیر نور را سد کند!

* جنین انسان از هفته ۲۰ م به بعد قادر است مانند یک انسان بالغ درد را حس کند. اما یک جنین ۸ هفته ای نیز قادر به احساس درد است. چنانچه کف دست یک جنین را با یک شیء نوک تیز فشار دهیم، جنین دهانش را باز کرده و دستش را نیز میکشد!

* جنین ۹ هفته ای میتواند سکسکه کند!

* جنین ۹۰ درصد وقت خود را در رحم در خواب سپری میکند.

* از هفته ۱۱ م به بعد جنین قادر است اشیاء را  با دستانش بگیرد!

* از هفته ۱۷ م جنین قادر است خواب ببیند!

* از هفته ۱۸ م تارهای صوتی جنین شکل گرفته و میتواند گریه کند!

* در هفته ۱۶ م اندامهای تناسلی جنین کاملا تمایز یافته و کودک میتواند لگد بزند، شنا کند، بچرخد و یا معلق بزند!

* در ماه ۴ و ۵ برای نخستین بار مادر حکت جنین را درون شکمش احساس میکند.

* در هفته ۲۰ م جنین در سر مو داشته ،۴۵۰ گرم وزن و ۳۰ سانتی متر قد دارد.

* جنین درون رحم میتواند بخندد و یا خمیازه بکشد!

کاربرد سلولهای بنیادی

کاربردهای سلولهای بنیادی
کاربردهای سلولهای بنیادی


سلول‌هاي بنيادي چه كاربردهايي مي‌تواند داشته باشد؟

بيش‌تر سلول‌هاي تخصص يافته‌ي انسان اگر آسيب سختي ببينند يا بيمار شوند، نمي‌توانند با فرايندهاي طبيعي جايگزين بشوند. از سلول‌هاي بنيادي براي پديد آوردن سلول‌هاي تخصص يافته‌ي سالم و كارآمد مي‌توان بهره گرفت و اين سلول‌ها را جايگزين سلول‌هاي آسيب ديده يا بيمار كرد.
جايگزين كردن سلول‌هاي بيمار با سلول‌هاي سالم را سلول‌درماني مي‌نامند و مانند فرايند جايگزين كردن اندام است؛ البته، در اين‌جا به جاي اندام تنها از سلول‌ها بهره مي‌گيرند. برخي بيماري‌ها و آسيب‌ها را مي‌توان با جايگزين اندام سالمي درمان كرد، اما اندوخته‌ي اندام‌ها اهدايي بسيار اندك است. سلول‌هاي بنيادي مي‌توانند سرچشمه‌ي جايگزين و نوشدني از سلول‌هاي تخصص‌يافته باشند. به‌تازگي، پژوهشگران بهره‌گيري از سلول‌هاي بنيادي جنيني و بالغ را به عنوان خاستگاه گونه‌هاي سلولي تخصص‌يافته، مانند سلول‌هاي عصبي، سلول‌هاي ماهيچه‌اي، سلول‌هاي خون و سلول‌هاي پوست، برسي مي‌كنند تا آن‌ها را براي درمان بيماري‌هاي گوناگون به كار برند.
براي مثال، در بيماري پاركينسون، سلول‌هاي بنيادي ممكن است براي پديدآوردن گونه‌ي ويژه‌اي از سلول‌ها عصبي، سلول‌هايي كه دوپامين آزاد مي‌كنند، به كار آيند. اكنون در ميدان نظر، اين سلول‌هاي عصبي را مي‌توان در بدن بيمار كار گذاشت و آن‌ها در آن‌جا شبكه‌ي عصبي را در بخش آسيب‌ديده از نو سيم‌كشي خواهند كرد و كاركرد آن بخش را به آن بازمي‌گردانند و بنابراين، بيمار را درمان مي‌كنند. برخی از این کاربردها شامل موارد زیر می شود:

1)سلول‌هاي بنيادي، قدرت شنوايي و بينايي را در حيوانات برمي‌گردانند

محققان مي‌گويند سلول‌هاي بنيادي حاصل از جنين‌هاي کوچک مي‌تواند قدرت شنوايي و بينايي را در حيواناتي که توانايي ديدن و شنيدن را از دست داده‌اند، بازگرداند. به نقل از رويترز، يک گروه تحقيقاتي، با استفاده از سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان انسان، شنوايي را در خوکچه‌هاي هندي ترميم کردند و يک گروه ديگر از پژوهشگران با استفاده از سلول‌هاي بنيادي قورباغه، نوزادان نابيناي قورباغه را صاحب چشم‌هاي سالم کردند. هرچند اين يافته‌ها هنوز در انسان آزمايش نشده است اما مي‌تواند به روشن شدن برخي از مهم‌ترين فرآيندهاي زيست شناختي در رشد و نمو شنوايي و بينايي کمک کند و در ايجاد حوزه جديد پزشکي باززايي مفيد واقع شود...
آناند اسواروپ، محقق سلول بنيادي در موسسه ملي چشم و يکي از اعضاي موسسه‌هاي ملي سلامت آمريکا گفت: «اين کشف نشانگر قابليت فوق‌العاده تحقيقات سلول‌هاي بنيادي در درمان گستره وسيعي از بيماري‌هاي مرگبار و ناتوان کننده است که ميليون‌ها انسان را مبتلا کرده است.»
محققان در آزمايشگاه، سلول‌هاي بنيادي را به سلول‌هاي شبه نرون تبديل کردند و سپس آنها را به گوش داخلي خوکچه‌هاي هندي پيوند زدند. سه ماه بعد اين خوکچه‌ها بخشي از شنوايي خود را به دست آوردند. هدف از انجام اين مطالعه، رشد مجدد سلول‌هاي حساس شنوايي اعلام شده است. اين سلول‌ها نقش حياتي در قدرت شنوايي پستانداران دارند. با اين وجود محققان هنوز نمي‌دانند چگونه اين فرآيند اتفاق مي‌افتد. محققان در يک کنفرانس مطبوعاتي، هدف نهايي از انجام اين تحقيقات را، مطالعات مشابه روي انسان اعلام کردند. هنگامي‌که سلول‌هاي حساس شنوايي در گوش داخلي انسان و ساير پستانداران در اثر صداي بلند، بيماري‌هاي خودايمني، داروهاي سمي‌ و يا پيري مي‌ميرند، آسيب دايمي‌ به شنوايي وارد مي‌شود. در اين ميان پرندگان و خزندگان خوش شانس‌ترند. سلول‌هاي شنوايي آسيب ديده در اين حيوانات، باززايي کردند و قدرت شنوايي حيوان را بازگرداندند. در يک مطالعه ديگر، مايکل زوبر و همکارانش در دانشگاه پزشکي ساني در نيويورک با استفاده از سلول‌هاي بنيادي، در جنين نابيناي قورباغه، چشم‌هاي سالم توليد کردند. معمولا سلول‌هاي بنيادي قورباغه در محيط آزمايشگاه فقط به پوست تبديل مي‌شوند اما گروه زوبر هفت عامل ژنتيکي مختلف را که موجب فعال شدن ژن‌هاي تشکيل دهنده چشم مي‌شوند، به ظرف آزمايش خود اضافه کردند.
زوبر گفت: «هنگامي‌که سلول‌هاي تغيير يافته به جنين قورباغه پيوند زده شد، نوزادان قورباغه، مي‌توانستند ببينند. آزمايش‌هاي ژنتيکي نشان داده است سلول‌هاي بنيادي به انواع بسيار متفاوت سلول‌ها تبديل مي‌شوند.» با اين وجود وي تاکيد کرد که نتيجه اين مطالعه هنوز روي انسان کاربردي ندارد. وي افزود: «هدف پزشکي باززايي، توليد مجدد انواع مختلف سلول‌ها است.»

2)درمان نابینایی با سلول‌هاي بنيادي

نابينايي يكي از كابوس‌هاي بزرگ انسان است؛ چرا که در بسياري از موارد درماني براي آن وجود ندارد، اما انسان هم موجودي نيست كه به‌راحتي در مقابل سختي‌ها و بيماري‌ها كوتاه بيايد.
اخيراً دانشمندان انگليسي، توانسته‌اند به کمک سلول‌هاي بنيادي، حس بينايي را به موش‌هاي نابينا برگردانند.
اين موفقيت گامي به سوي درمان بسياري از افراد نابينا محسوب مي‌شود؛ هرچند كه از درمان موش‌هاي كور تا درمان انسان‌هاي نابينا هنوز فاصله زيادي وجود دارد.
دانشمندان انگليسي موفق شده‌اند حيواناتي را که چشم آنها در اثر بيماري‌هاي مشابه آنچه در انسان ديده مي‌شود آسيب ديده، معالجه کنند. آنها با پيوند زدن سلول‌هاي بنيادي شبکيه به چشم اين حيوانات نابينا موفق به اين کار شده‌اند.
محققان مي‌گويند اگر از نتايج اين دستاورد بتوان براي معالجه بيماري‌هاي چشم انسان استفاده کرد، ميليون‌ها نفر که مبتلا به انواع مختلف بيماري‌هاي شبکيه چشم هستند - از مشکلات ناشي از سالمندي گرفته تا ديابت - از آن بهره خواهند برد، چرا که پيش از اين ترميم سلول‌هاي شبکيه چشم امکان نداشت.
شبکيه چشم، لايه‌اي از سلول‌هاي عصبي و حساس به نور مخروطي و استوانه‌اي است که تصاوير را به پيام‌هاي عصبي تبديل مي‌کند و به دليل داشتن ماهيت عصبي، در صورت آسيب ديدگي ترميم نمي‌شود.
اصولاً ترميم سلول‌هاي عصبي بطور طبيعي در بدن انسان به‌صورت بسيار محدود انجام مي‌شود. مي‌توان ‌گفت سلول‌هاي عصبي يا همان «نورون»‌ها تقريباً غير قابل ترميم تلقي مي‌شوند و ازهمين ‌روست كه مثلاً يك بيمار دچار ضايعه نخاعي را نمي‌توان به‌آساني درمان كرد.
به اين دلايل است كه گامي، هرچند كوچك، در ترميم سلول‌هاي عصبي، مي‌تواند موفقيت بزرگي تلقي شود. در مطالعه اخير، که با بودجه شوراي تحقيقات پزشکي انگلستان انجام شده، دانشمندان موسسه تحقيقات چشم و بهداشت کودک وابسته به دانشگاه لندن و بيمارستان چشم مورفيلدز، سلول‌هايي را که از رشد بيشتري برخوردار بودند و از قبل براي تبديل شدن به دريافت کننده‌هاي نوري برنامه‌ريزي شده بودند را به چشم موش‌هاي نابينا پيوند زدند.
تيم پزشکان، سلول‌هاي بنيادي مورد نياز در اين پيوند را از موش‌هاي پنج روزه، يعني زماني که شبکيه شکل مي‌گيرد، برداشتند. اين سلول‌ها سپس به چشم حيواناتي که از لحاظ ژنتيکي طوري طراحي شده بودند که مبتلا به بيماري چشمي شوند و به تدريج بينايي خود را از دست بدهند، پيوند زده شد.
پيوند موفق بود. سلول‌هاي بنيادي به سلول‌هاي شبکيه تبديل شده و سلول‌هاي تازه شبکيه به ساير سلول هاي عصبي شبکيه پيوند خوردند و به اين ترتيب حس بينايي دوباره به موش‌هاي نابينا شده بازگشت.
آزمايش‌ها نشان داد که مردمک چشم موش به نور واکنش نشان داد و عصب چشم فعال بود و ثابت مي‌‌كرد علائم به مغز ارسال مي‌شود.
دانشمندان مي‌گويند شايد شبکيه يکي از بهترين نقاط براي امتحان کردن پيوند سلولي باشد، زيرا نابودي دريافت کننده‌هاي نوري در ابتدا به باقي بخش‌هاي عصبي ميان چشم و مغز آسيب نمي‌رساند.
تلاش‌هاي قبلي براي پيوند زدن سلول‌هاي بنيادي، به اين اميد که به دريافت کننده‌هاي نوري تبديل شوند، شکست خورده بود، چرا که سلول‌ها از رشد کافي برخوردار نبودند.
با وجودي که نتايج اين کار در موش‌ها خيلي خوب جواب داده ولي تکرار کاري مشابه آن در انسان کمي مشکل است و البته اين مشکل، بيشتر اخلاقي است، چرا که براي اينکه بتوان از سلول‌هاي بنيادي انسان در مرحله‌اي كه در حال تبديل به سلول‌هاي شبکيه است، استفاده کرد، بايد سلول‌هاي بنيادي از جنين در سه ماه دوم بارداري برداشته شود.
به همين خاطر، گروه تحقيقاتي دانشگاه لندن و بيمارستان چشم پزشکي مورفيلدز قصد ندارد در اين مسير حرکت کند.
دکتر رابرت مک لارن، متخصص در بيمارستان چشم مورفيلدز که در اين تحقيقات شرکت داشته در اين باره مي‌گويد: «اکنون، هدف مطالعه سلول‌هاي بنيادي بزرگسالان است تا معلوم شود آيا امکان تغيير ژنتيکي آنها به طوري که مانند سلول‌هاي شبکيه موش رفتار کنند وجود دارد يا نه؟»
سلول‌هايي در حاشيه شبکيه چشم افراد بزرگسال وجود دارد که تصور مي‌شود داراي خواص سلول‌هاي بنيادي باشد و به گفته تيم متخصصان اين پروژه تحقيقاتي، مي‌تواند براي عمل پيوند مفيد باشد.

4)درمان ناباروري با سلول‌هاي بنيادي

ناباروري دغدغه 10 تا 15 درصد مردم دنياست. آماري كه كم و بيش، با همين رقم خودش را در مرزهاي كشور هم نشان مي دهد.
طبق اعلام سازمان جهانى بهداشت (WHO) تعداد زوج هاي نابارور دنيا به 510 ميليون زوج مي رسد. با اين حال، ايران در سال هاي اخير در درمان ناباروري حرف هاي زيادي براي گفتن داشته است.
باز شدن پاي تحقيقات مربوط به سلول هاي بنيادي هم در اين ميان، دريچه تازه اي است كه شايد به زودي به روي جماعت در انتظار فرزند گشوده شود. محققان ايراني اميدوارند با پيوند سلول هاي بنيادي به افراد نابارور قابليت به وجود آمدن نطفه در آن ها را به وجود مي آورند.
محمدرضا نوروزي رئيس انجمن ناباروري ايران، مي‌گويد: "‌يكي از روش‌هاي جديد درمان ناباروري استفاده از سلول‌هاي بنيادي براي مردان و زناني است كه توانايي توليد نطفه ندارند. آزمايش‌هاي مطالعات حيواني اين روش در ايران بر روي موش انجام شده و موفقيت‌آميز بوده است. فاز انساني مطالعه اين روش هم شروع شده كه اگر به جواب نهايي برسد، تحول مهمي در درمان ناباروري محسوب مي‌شود."
بر اساس مطالعات انجام شده، 90 درصد زوج‌هاي نابارور مي‌توانند با استفاده از يكي از روش‌هاي درماني موجود صاحب فرزند شوند. استفاده از سلول‌هاي بنيادي مي‌تواند مشكل 10 درصد باقيمانده را حل كند."
شيوع ناباروري
در حال حاضر، روش‌هاي درماني مختلفي براي درمان ناباروري در ايران و جهان وجود دارد. لقاح مصنوعي، IVF و ميترواينجكشن از جمله اين روش ها هستند كه به گفته درمانگران به طور معمول تا حدود 35درصد در درمان ناباروري مؤثر‌ند.
روش تخمك‌گذاري و لقاح مصنوعي معمولا به تولد چند جنين منتهي مي‌شود. در حالي كه زوج‌هاي نابارور معمولا خواهان يك فرزند هستند و اين يكي از عوارض اين نوع درمان‌ها است كه در برخي كشورها مانند چين با توجه به سياست كشورشان محدوديت‌هايي براي اين روش قائل شده اند. البته اين مسئله در كشور ما هنوز بلاتكليف است.
به گفته رئيس انجمن ناباروري ايران، در دنياي امروز عوامل مختلفي موجب ناباروري در مردان و زنان مي شود كه علاوه بر عوامل ژنتيك عوامل اجتماعي، زندگي شهري، برخورد با اشعه‌ها، بيماري هاي عفوني شايع جوامع، در اين زمينه دخيل هستند.
تئوري‌هايي كه مبني بر تأثير آلودگي هوا و امواج موبايل در اين زمينه مطرح است كه هنوز اثبات نشده است.
عوامل روحي رواني هم موجب ناتواني جنسي و كم شدن ارتباط جنسي مي‌شود كه در اين زمينه دخيل هستند. علاوه بر اين بالا رفتن سن ازدواج موجب شده است كه شانس ناباروري در زوج هاي جوان افزايش يابد.

5)کاربرد سلولهای بنیادی در بیماری پارکینسون

بیماری پاركینسون از جمله بیماریهای سیستم اعصاب مركزی است كه بیش از ۲درصد جمعیت بالای ۶۵ سال را دربرمی گیرد. این بیماری از دیدگاه آسیب شناسی با از بین رفتن گروه خاصی از نورون ها در ناحیه مغز میانی به نام نورون های دوپامینرژیك مشخص می شود. لرزش، سختی و كم حركتی كه از بارزترین نشانه های این بیماری است، در اثر از بین رفتن این نورون ها ایجاد می شود. از دیگر نورون هایی كه در این بیماری دچار آسیب می شوند، نورون های نورآدرنرژیك و سروتونرژیك نواحی خاصی از مغز میانی است كه در ایجاد افسردگی و زوال عقلی یا دمانس (Dementia) كه غالباً با این بیماری همراه هستند، دخیل است.
علت از بین رفتن گروه خاصی از نورون ها در بیماری پاركینسون نامشخص است لیكن گمان می رود تنش ناشی از حضور اكسیژن (oxidative stress)، عملكرد نادرست میتوكندری و excytotoxic damage در فیزیوپاتولوژی این بیماری مؤثر باشند؛ در ضمن به دلیل اینكه این بیماری در اغلب موارد به صورت انفرادی (sporadic) است، گمان می رود فاكتورهای ژنتیكی همراه با فاكتورهای محیطی نظیر ویروسها در بروز این بیماری نقش ایفا می كنند. در عین حال موارد نادری از این بیماری به صورت خانوادگی وجود دارد. در این موارد جهش در ژن های خاصی كه عمدتاً در تجزیه پروتیین ها نقش دارند، عامل اصلی بروز بیماری است. رایج ترین روش درمانی این بیماری استفاده از داروهای L-Dopa و Carbidopa است. این دو ماده سبب افزایش سنتز و رهاسازی دوپامین می شوند در رفع كم تحركی و سختی، به ویژه در مراحل اولیه درمان مؤثر هستند.
اما با پیشرفت بیماری به دلیل از بین رفتن نورون های دوپامینرژیك سنتز دوپامین، نتیجتاً كارآیی درمان كاهش می یابد. به تازگی روش جدید سلول درمانی برای درمان این بیماران مورد توجه قرار گرفته است. در این روش، درمان با پیوند سلولهای مناسب به ناحیه آسیب دیده صورت می گیرد. بدین منظور می توان انواع مختلی از سلول ها از جمله بافت مغزی جنین را به كار برد. لیكن به دلیل مشكلات اخلاقی و تكنیكی موجود به دلیل نیاز به تعداد زیاد جنین و نیز رد پیوند استفاده از این روش با محدودیت های زیاد روبرو است.گزینه دیگر برای سلول درمانی استفاده از سلولهای بنیادی (stem cell) است. به منظور كاربرد این سلولها در پیوند و درمان بیماری پاركینسون لازم است این سلولها ابتدا به نورون های دوپامینرژیك تمایز یابند. با دو روش كلی می توان به این هدف نایل شد: ۱) دستكاری ژنتیكی سلولهای بنیادی ۲)تغییر شرایط محیط كشت سلولهای بنیادی. در روش اول با واردكردن ژنی كه نقش اساسی در تكوین نورون های دوپامینرژیك دارد ( نظیر فاكتور رونویسی Nurrl) به سلولهای بنیادی، تمایز این سلولها را به نورون های دوپامینرژیك موجب می شویم.
در روش دوم با اضافه كردن فاكتورهای القاكننده خاص به محیط كشت و از طریق كشت همراه (coculture) سلولهای بنیادی با گروه خاصی از سلولها كه توانایی القای سلول بنیادی به سلولهای عصبی را دارند نورون های دوپامینرژیك حاصل می شود. فاكتورهایی كه جهت القا استفاده می شوند عمدتاً برگرفته از مسیرهای تكوینی طبیعی تولید این نورون ها در بدن است و از آن جمله می توان فاكتورهای Shh و FGF۸ را نام برد. شناسایی نورون های دوپامینرژیك براساس داشتن آنزیم (TH) Tyrosine Hydroxylase صورت می گیرد. TH آنزیم اصلی در مسیر تولید دوپامین از اسید آمینه Tyrosine است. پس از تولید سلولهای بیان كننده این آنزیم، این سلولها به موش مدل پاركینسونی تزریق می شوند. چنین موشی با وارد كردن آسیب بافتی به ناحیه خاصی از مغز میانی (midstriaTum) به وسیله تزریق ماده (۶-OHD hyroxydopamine) حاصل می شود. گروه دیگری ازمحققان از سلولهای بنیادی تمایز نیافته جهت پیوند استفاده كرده اند. این سلولها پس از پیوند به ناحیه آسیب دیده، به نورون های دوپامینرژیك تمایز می یابند. با این حال در هر دو نوع آزمایش مشكلاتی در زمینه تعیین تعداد دقیق سولهای پیوند شده و احتمال تشكیل تومور و مرگ سلولهای پیوند شده وجود دارد. لذا با وجود تحقیقات صورت گرفته، هنوز مطالعات بیشتری به منظور ارزیابی كارایی و ایمنی پیوند سلولهای بنیادی جهت درمان بیماران پاركینسونی نیاز است
6)روش جديدي براي پيوند سلول‌هاي بنيادي به بيماران قلبي با استفاده از نانوتكنولوژي
استفاده از سلول‌هاي بنيادي براي درمان بيماري‌هاي صعب‌العلاج، يكي از اميدهاي در حال تحقق بشر در حوزة‌ علوم پزشكي است كه روزبه‌روز، افق‌هاي تازه‌اي از آن نمايان مي‌شود. در مطلب حاضر كه گزيده‌اي از سخنان دكتر عليرضا قدسي‌زاد، رزيدنت سال پنجم جراحي قلب در دانشگاه دوسلدورف آلمان است، به روش‌ جديدي از پيوند سلول‌هاي بنيادي بالغ به بيماران قلبي اشاره شده است كه در آن از نانوتكنولوژي هم استفاده مي‌شود. وي اين روش را به‌عنوان پروژة تحقيقاتي براي اتمام دورة تخصصي جراحي قلب انجام داده است:
استفاده از سلول‌هاي بنيادي براي درمان بيماري‌هاي صعب‌العلاج، يكي از اميدهاي در حال تحقق بشر در حوزة‌ علوم پزشكي است كه روزبه‌روز، افق‌هاي تازه‌اي از آن نمايان مي‌شود. در مطلب حاضر كه گزيده‌اي از سخنان دكتر عليرضا قدسي‌زاد، رزيدنت سال پنجم جراحي قلب در دانشگاه دوسلدورف آلمان است، به روش‌ جديدي از پيوند سلول‌هاي بنيادي بالغ به بيماران قلبي اشاره شده است كه در آن از نانوتكنولوژي هم استفاده مي‌شود. وي اين روش را به‌عنوان پروژة تحقيقاتي براي اتمام دورة تخصصي جراحي قلب انجام داده است:

هدف از پيوند‌

هدف از انجام اين عمل، تهيه و پيوند نوع خاصي از سلول‌هاي بنيادي بالغ ( Adult stem cells ) به بيماران قلبي بود. بيماراني كه در اين روش مورد مطالعه و آزمايش قرار گرفتند، دچار ايسكمي عضلات قلبي (از بين رفتن سلول‌هاي ميوكارد در نتيجة قطع جريان خون يا Myocardial-ischemia ) بودند و انجام عمل پيوند عروق ميان‌بُر كرونري يا باي‌پس ( Bypass ) براي آنان كارساز نبود.
در اين روش جديد كه نوعي Stem cell therapy (درمان با استفاده از سلول‌هاي بنيادي) است و نيازمند انجام عمل قلب باز است، ابتدا با استفاده از نور ليزر، بافت عضلاني قلب بيمار در ناحية دچار ايسكمي تحريك مي‌شوند. سپس، سلول‌هاي بنيادي اخذشده از خود فرد به اطراف ناحية دچار آسيب تزريق مي‌شوند تا ضمن تمايز به سلول‌هاي عضلة قلب، منطقة آسيب‌ديده را ترميم نمايند.

سلول‌هاي بنيادي مورد استفاده و شيوة عمل

مطالعات باليني ما براي بررسي كارايي روش يادشده در ترميم ضايعات عضلة قلب،‌ تاكنون بر روي هشت بيمار دچار ايسكمي عضلة قلب انجام شده است. در اين روش كه در نوع خود شيوه جديدي از پيوند سلول‌هاي بنيادي به بيماران محسوب مي‌شود، از سلول‌هاي بنيادي بالغ ردة ACC133 + كه از مغز استخوان ( Bone marrow ) خود بيمار جداسازي مي‌شود، استفاده مي‌گردد. در شيوة مذكور، كل مراحل نمونه‌گيري (آسپيراسيون) از مغز استخوان بيمار، جداسازي سلول‌هاي بنيادي ACC133 + و تزريق آن‌ها به ناحية ايسكميك عضلة قلب، در مدت زماني حدود 3 ساعت قابل انجام است.
لازم به ذكر است كه در اين روش، نمونه مغز استخوان، پس از بيهوشي بيمار در اتاق عمل و از استخوان‌هاي لگن تهيه مي‌شود. حجم نمونة مغز استخوان گرفته‌شده در اين مرحله فاكتور مهمي است كه تعداد نهايي سلول‌هاي بنيادي ACC133 + را تعيين مي‌كند. گروه جراحي ما تاكنون بيشترين مقدار گزارش‌شدة مغز استخوان (حدود 330 ميلي‌ليتر) در دنيا را از بيمار اخذ كرده است. پس از اين مرحله، سلول‌هاي بنيادي مورد نظر با استفاده از كيت خاصي از نمونة آسپيرة مغز استخوان جداسازي مي‌شود و به روش ترانس اپي‌كارديال (از بيرون عضلة قلبي) به نقاط متعدد اطراف ناحية ايسكميك تزريق مي‌شود.

استفاده از ليزر به‌عنوان عامل تقويت‌كننده

استفاده از ليزر در اين عمل به‌ علت توان آن در ايجاد واكنش التهابي ( Inflammation ) موقت در بافت و افزايش خون‌رساني به ناحية دچار آسيب است. در واقع قبل از تزريق سلول‌هاي بنيادي به ناحية ايسكميك، جهت تحريك خون‌رساني به آن ناحيه و زنده ‌نگهداشتن سلول‌هاي بنيادي تزريق‌شده، از خاصيت التهاب‌زايي موقت ليزر به ‌عنوان يك عامل كمكي در ترميم سريع‌تر ناحيه استفاده مي‌شود. در اين عمل، ابتدا به كمك ليزر حدود 15 تا 20 حفره در عضلة قلب ايجاد شده و سپس سلول‌ها به اطراف ناحية دچار ايسكمي تزريق مي‌شوند. بنابراين، ليزر در اين عمل فقط به ‌عنوان يك عامل تقويت‌كننده ( Booster ) براي افزايش جريان خون استفاده مي‌شود.

مزاياي اين روش پيوند

روش مورد استفاده در اين نوع عمل پيوند، در مقايسه با شيوه‌هاي ديگر پيوند سلول‌هاي بنيادي به بيماران قلبي، از ويژگي‌ها و مزاياي زيادي برخوردار است كه مهم‌ترين آن‌ها به اين شرح است:
1- با توجه به اين‌كه كلية مراحل استخراج و پيوند سلول‌هاي بنيادي در مدت زمان حدود 3 ساعت قابل انجام است، بنابراين مدت ماندن بيمار در اتاق عمل به‌طور قابل ملاحظه‌اي كوتاه‌تر است.
2- استفاده از كيت ويژة جداسازي سلول‌هاي بنيادي در يك سيستم بسته و استريل، عملاً نياز به آزمايشگاه‌هاي مجهز و پيشرفته با استانداردهاي خاص ( GMP Lab ) را مرتفع مي‌كند. اين كار با بالابردن ضريب ايمني كار، احتمال انتقال آلودگي و عفونت به بيمار را منتفي مي‌سازد.
3- تمام مراحل تهية نمونه مغز استخوان، جداسازي سلول‌ها و پيوند آن‌ها، در اتاق عمل و صرفاً توسط خود جراح قلب صورت مي‌گيرد. بنابراين، با استفاده از اين شيوه نيازي به همكاري گروه ديگري از متخصصان مانند هماتولوژيست‌ها و غيره نيست.
4- با توجه به اين‌كه در اين روش علاوه بر تزريق سلول‌هاي بنيادي به اطراف عضلة دچار عارضه، از خاصيت هم‌افزايي نور ليزر نيز استفاده مي‌شود، در نتيجة التهاب موقت ايجادشدة ناشي از تابش نور ليزر، خون‌رساني به ناحية ايسكميك و تزريق‌شده، افزايش مي‌يابد و با اين كار، احتمال موفقيت در پيوند سلول‌هاي بنيادي و زنده ماندن سلول‌هاي پيوندي افزايش مي‌يابد.

اين روش پيوند براي كدام گروه از بيماران قلبي مناسب است؟

گروهي از بيماران قلبي براي درمان مشكلات و نارسايي‌هاي قلبي،‌ نياز به عمل جراحي قلب باز و پيوند عروق ميان‌بُر كرونري يا باي‌پس دارند. اما گاهي اوقات پس از اين‌كه بيماري براي انجام عمل باي‌پس عروق كرونري، تحت عمل قلب باز قرار مي‌گيرد، به علت برخي مشكلات از جمله كوچك ‌بودن رگ بسته‌شده يا سفت شدن بافت‌هاي پيراموني، امكان چنين عملي براي بهبودي وي وجود ندارد. در اين شرايط، يكي از بهترين گزينه‌ها انجام عمل پيوند سلول‌هاي بنيادي به ناحيه دچار آسيب قلب است. بنابراين، در روش مذكور جراح قلب قادر است پس از مواجهه با چنين بيماراني، فقط در مدت زمان 3 ساعت، ضمن تهية سلول‌هاي بنيادي، آن‌ها را به قلب بيمار پيوند بزند. به‌ عبارت بهتر، يكي از قابليت‌هاي ارزشمند و در خور توجه اين روش آن است كه نه‌تنها پيش از عمل جراحي، بلكه پس از بازكردن قفسة‌ سينة بيمار نيز، جراح اين امكان و فرصت را خواهد داشت تا از روش سلول‌درماني استفاده كند.
شايان ذكر است كه در بيش از 50 درصد بيماران قلبي، قبل از اقدام به عمل جراحي معيارهاي لازم براي پيوند سلول‌هاي بنيادي وجود دارد. اما با اين روش، در مورد بيماران ديگري كه در حالت اورژانس به بيمارستان منتقل شده و اين تشخيص قبلاً براي آن‌ها داده نشده باشد، مي‌توان پس از اقدام به عمل جراحي و در حين كار چنين تصميمي را اتخاذ كرد. براي مثال، اگر بيماراني كه در مرحلة نهايي نارسايي قلبي ( End stage heart failure ) قرار داشته و به علت سخت‌شدن ديواره عروق كرونري، رگ‌هاي درگير به‌طور كامل بسته‌شده و به موقع تحت درمان باي‌پس قرار نگيرند، جراح تنها پس از باز كردن قفسة سينه بيمار متوجه عدم كارايي روش باي‌پس براي درمان فرد مي‌شود. در چنين موارد اورژانسي، مي‌توان با پيوند سريع سلول‌هاي بنيادي به قلب بيمار، جان او را نجات داد.

هزينه پيوند سلول‌هاي بنيادي با روش مذكور

همان‌طور كه قبلاً‌ ذكر شد، در روش يادشده، براي تهية سلول‌ها از كيت ويژه‌اي براي جداسازي سلول‌هاي بنيادي ACC133 + از نمونة مغز استخوان بيمار استفاده مي‌شود. هزينة استفاده از اين كيت براي هر بيمار در حدود سه تا هفت‌ هزار يورو است. علت گران بودن اين كيت آن است كه كل لوازم آن يكبار مصرف بوده و براي هر عمل بايد مجموعة تازه‌اي استفاده شود. اما عليرغم گران بودن كيت، استفاده از اين ابزار به دليل استريل بودن و داشتن سيستم كاملاً‌ بستة آن، نياز به سرمايه‌گذاري‌هاي كلان جهت تجهيز آزمايشگاه‌هاي پيشرفته با شرايط GMP Lab براي تهية سلول‌هاي بنيادي عاري از آلودگي را كاملاً مرتفع مي‌كند. لازم به ذكر است كه كيت مورد استفاده در اين عمل ويژة كارهاي باليني است و با انواع آزمايشگاهي آن كه ارزان‌تر بوده و مجوزهاي استفاده براي انسان را ندارد، كاملاً متفاوت است.

خصوصيات سلول‌هاي بنيادي مورد استفاده

همان‌طور كه ذكر شد، از سلول‌هاي بنيادي ردة ACC133 + كه از مغز استخوان خود فرد جداسازي مي‌شود، براي سلول‌درماني در اين روش استفاده مي‌شود. در حال حاضر و بر اساس يافته‌هاي محققان، سلول‌هاي بنيادي ACC133 + به‌عنوان سلول‌هاي بنيادي اوليه ( Primitive stem cells ) شناخته مي‌شوند. به عبارت ديگر، اين سلول‌ها توانايي تمايز به اغلب سلول‌هاي ديگر از جمله سلول‌هاي عصبي، ماهيچه‌اي قلبي و استخواني (استئوكلاست) را دارا هستند. بنابراين در مقايسه با ديگر رده‌هاي سلولي اخذشده از مغز استخوان، بهترين شرايط را براي پيوند دارند.

جداسازي سلول‌هاي ACC133 + با استفاده از نانوتكنولوژي

در كيت ويژه‌اي كه براي جداسازي سلول‌هاي بنيادي ACC133 + از نمونة مغز استخوان استفاده مي‌شود، جداسازي سلول‌ها بر مبناي اتصال رسپتورهاي ( Receptors ) سلولي به گيرندة اختصاصي آنها استوار است. به عبارت ديگر، سلول‌هاي بنيادي ACC133 + در سطح خود داراي رسپتوري به‌نام ACC133 هستند كه قادر است به گيرندة اختصاصي خود اتصال يابد. گيرندة مذكور كه آنتي‌بادي اختصاصي (منوكلونال) بر عليه ACC133 است، به يك قطعة 50 نانومتري با خاصيت آهن‌ربايي (مگنت) متصل مي‌شود كه اصطلاحاً آنتي‌بادي منوكلونال كونژوگه ناميده مي‌شود. پس از تهية خون مغز استخوان، نمونه را از ستوني كه حاوي آنتي‌‌بادي‌هاي كونژوگة تثبيت شده است، عبور مي‌دهند. در نتيجه، سلول‌هاي بنيادي با گيرندة سطحي ACC133 به آنتي‌بادي‌ها چسبيده و به‌راحتي قابل جمع‌آوري هستند،‌ در حالي‌كه رده‌هاي ديگر سلولي موجود در نمونه از ستون خارج و حذف مي‌شوند. كل اين روند در داخل كيت استريل انجام مي‌شود و سلول‌هاي مورد نياز براي پيوند با خلوص بالا، بدون آلودگي و در كمترين زمان ممكن در اختيار جراح قلب قرار مي‌گيرند.
لازم به ذكر است كه در داخل نمونة اخذ‌شدة مغز استخوان، كمتر از 5/1 درصد سلول‌ها از نوع ACC133 + هستند و بقيه شامل رده‌هاي ديگر سلولي هستند. براي مثال، كمتر از 10 درصد سلول‌ها از نوع CD34 + و حدود 25-20 درصد سلول‌ها CD117 + هستند.

7)كاربردهاي سلول‌هاي بنيادي در پزشكي

متن زير به بيان كاربردهاي عملي، قريب‌الوقوع و قابل‌انتظار سلول‌هاي بنيادي مي‌پردازد. اين متن، ديدگاه آقاي مسعود سليماني، دانشجوي دكتري تخصصي گروه هماتولوژي دانشكده پزشكي دانشگاه تربيت مدرس در اين زمينه مي‌باشد:
توليد اينترفرون‌ها در زمان خود، انقلاب در پزشكي محسوب شد و اين اميدواري را پيش آورد كه بتواند به‌عنوان درمان قطعي سرطان مورد استفاده قرار گيرد؛ اما گذشت زمان برخي محدوديت‌هاي آن را نمايان ساخت.
پس از آن، ژن‌درماني به عنوان راهي براي درمان سرطان مطرح شد كه سر و صداي زيادي در مجامع علمي و پزشكي به راه انداخت؛ در اين تكنولوژي، معمولاً از ويروس‌ها به عنوان ناقلين ژن‌ها استفاده مي‌شود كه مشكلاتي همچون تومورزايي، بيماري‌زايي و غيره را به همراه دارد و لذا اين روش نيز با محدوديت‌هاي جدي روبرو شد.
امروزه يكي از كاربردهاي سلول‌هاي بنيادي كه توجه زيادي را به خود معطوف داشته است، همين درمان سرطان است؛ چرا كه از سلول‌هاي بنيادي انساني و معمولاً بدون تغيير ژنتيكي، مي‌توان براي ترميم بافت‌هاي آسيب ديده استفاده كرد.
هر چند استفاده از سلول‌هاي بنيادي، در مراحل اوليه خود به سر مي‌برد، اما متخصصين معتقدند در آينده‌اي نه‌چندان دور، كاربردهاي وسيعي در علم پزشكي خواهد داشت. با اين اعتقاد، هم‌اكنون در اقصي نقاط جهان تحقيقات وسيعي در خصوص استفاده از سلول‌هاي بنيادي در جهت تأمين سلامت انسان در حال انجام است. در ذيل به چند نمونه از كاربردهاي نزديك به حصول سلول‌هاي بنيادي اشاره مي‌شود:
1- ترميم بافت‌هاي آسيب‌ديده قلب
امروزه شمار زيادي از مردم دنيا از بيماري‌هاي قلبي ناشي از آ?سيب‌ديدگي بافت‌هاي آن رنج مي‌برند كه بعضاً منجر به مرگ نيز مي‌شود. ترميم بافت‌هاي آسيب‌ديده، همواره يكي از دغدغه‌هاي پزشكان و متخصصين علوم پزشكي بوده و بهره‌گيري از سلول‌هاي بنيادي، اميد تازه‌اي در اين عرصه به وجود آورده است. متخصصين اميدوارند سلول‌هاي بنيادي را از مغز استخوان افراد بيمار (يا جنين نوظهور) استخراج و آنها را در محيط آزمايشگاه به سلول‌هاي قلبي تبديل نمايند و نهايتاً با تزريق اين سلول‌هاي تمايزيافته به بدن، امكان ترميم بافت‌هاي آسيب‌ديده قلب را فراهم آورند.
البته اين تكنيك هنوز در مرحله آزمايشگاهي است، اما موفقيت‌هاي به‌دست آمده در حيوانات آزمايشگاهي، احتمال بهره‌گيري از آن را در انسان قوت بخشيده است.
2- ترميم بافت‌هاي استخواني
در افرادي كه شكستگي وسيع استخوان دارند و يا كساني كه مورد عمل جراحي مغزي قرار گرفته و كاسه سر آنها برداشته شده و همچنين اشخاصي كه استخوان‌هاي آنها به‌كندي جوش مي‌خورد، از سلول‌هاي بنيادي براي جوش‌خوردگي سريع و جلوگيري از عفونت‌هاي بعدي استفاده مي‌شود. در اين تكنيك، سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي از فرد گرفته شده و در محيط آزمايشگاه به سلول‌هاي استئوپلاست (استخواني) تبديل مي‌شوند، سپس اين سلول‌ها در كنار بافت‌هاي آسيب‌ديده استقرار مي‌يابند تا باعث جوش‌خوردگي سريع اين بافت‌ها گردند. در اين مورد، سلول‌ها از خود شخص جدا مي‌شوند؛ بنابراين مشكل پس‌زدگي و عوارض جانبي را نيز در برندارد.
تكنيك مذكور از مرحله آزمايشگاهي خارج شده و هم‌اكنون دركشورهاي پيشرفته دنيا از جمله آمريكا و ژاپن به طور عملي و كاربردي بر روي بيماران انجام مي‌شود.
3- درمان بيماري‌ها و ضايعات عصبي
پيشرفت‌هاي بشر در زمينه توليد، تكثير و تمايز سلول‌هاي بنيادي، اين اميد را به وجود آورده است كه بتوان از اين سلول‌ها در مداواي ضايعات عصبي مانند قطع نخاع و بيماري‌هاي عصبي همچون آلزايمر، پاركينسون، MS و غيره نيز بهره برد. در اين مورد نيز پس از تهيه سلول‌هاي بنيادي از شخص موردنظر، آن‌ها را به سلول عصبي تبديل نموده و براي ترميم يا مداوا مورد استفاده قرار مي‌دهند. البته بخش اعظم اين تكنولوژي، در مرحله آزمايشگاهي است؛ اما با پيشرفت‌هاي خوبي همراه بوده است. به‌عنوان مثال، طي گزارشي كه اخيراً منتشره شده، متخصصين فرانسوي موفق شدند با استفاده از سلول‌هاي مزانشيمي، موش قطع نخاع شده‌اي را تا حدي بهبود بخشند كه قادر به حركت باشد ( البته نه با تعادل صددرصد). اين موضوع در صورتي‌كه با موفقيت نهايي توأم شود، انقلاب بزرگي در پزشكي به شمار مي‌رود.
ضمن اينكه يك شركت آمريكايي بنام اورسي كه يك مركز تحقيقاتي خصوصي بوده و متخصصين ارشد جهان در زمينه سلول‌هاي بنيادي را گرد هم آورده، ادعا كرده است كه قادر به مداواي بيماري‌هايي مانند آلزايمر، پاركينسون، MS و غيره مي‌باشد كه اين عمل را با استفاده از سلول‌هاي بنيادي خود شخص انجام مي‌دهد؛ البته در قبال آن هزينه‌‌هاي بالايي تا حد 100 هزار دلار دريافت مي‌نمايند.
4- ترميم سوختگي‌ها و ضايعات پوستي
جراحات پوستي ناشي از سوختگي يا صدمات ديگر، بسياري از بيماران را به خود مبتلا نموده است. در روش معمول براي ترميم قسمت‌هاي صدمه‌ديده، از پوست بخش‌هاي سالم بدن استفاده مي‌شود كه مشكلاتي را براي بيمار به‌وجود مي‌آورد. اما با .استفاده از سلول‌هاي بنيادي مي‌توان سلول‌هاي پوستي را در محيط آزمايشگاه توليد نمود و درترميم بافت‌هاي صدمه‌ديده از آنها استفاده كرد. اين تكنولوژي در حال حاضر، كاربردي شده و توسط يكي از بيمارستان‌هاي انگلستان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
5- ترميم لوزالمعده (پانكراس) و ترشح انسولين
اخيراً در دانشگاه آلبرتا كانادا، متخصصين موفق شدند سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي را به سلول‌هاي پانكراس انساني تبديل نمايند و به بيماران ديابتي منتقل نمايند. اين آزمايش بر روي 23 نفر انجام شد كه 16 نفر از تزريق انسولين بي‌نياز شدند. يادآوري مي‌شود كه اين پيوند از نوع اتولوگ بود (براي مداواي هر شخص از سلول‌هاي بنيادي خود وي استفاده شد) و مشكلات جانبي در بر نداشت.
6- آزمون تأثير داروهاي جديد
داروهاي سنتتيك جديد ممكن است بر سلول‌ها يا بافت‌هاي انساني تأثيرات متفاوتي داشته باشند كه امكان تست آنها در انسان‌ها به دليل مسايل اخلاق پزشكي وجود ندارد. به‌عنوان مثال، يك داروي سنتتيك قلبي ممكن است بر سلول‌ها يا بافت‌هاي قلبي تأثير سويي داشته باشد. در اين موارد مي‌توان سلول‌هاي قلبي يا هر بافت ديگر را با استفاده از سلول‌هاي بنيادي توليد نمود و داروهاي جديد را بر روي آنها آزمايش كرد، بدون اينكه نياز به آزمايش در بدن انسان باشد (آزمايشات مقدماتي انساني). در اين خصوص سلول‌هاي بنيادي جنيني مي‌توانند كاربرد وسيعي داشته باشند.
7- ترميم ساير بافت‌هاي آسيب‌ديده
مواردي كه اشاره شد كاربردهايي از سلول‌هاي بنيادي بود كه به صورت كاربردي درآمده بودند و يا نزديك به كاربردي شدن هستند، اما از كاربردهاي بالقوه اين سلول‌ها مي‌توان به ترميم بافت‌هاي آسيب ديده ديگر بدن از جمله غضروف، كبد، ماهيچه و غيره اشاره كرد كه مي‌تواند دامنه كاربرد سلول‌هاي بنيادي را در آينده افزايش دهد.
يك نكته مهم
در اطلاع‌رساني عمومي كاربرد سلول‌هاي بنيادي، بايد به اين نكته توجه شود كه انتظارات بيش از حد توانايي اين تكنولوژي در مردم به وجود نيايد. ساخت اندام، يكي از اميدهايي است كه ممكن است در برخي از مردم ايجاد گردد؛ بايد خاطر نشان كرد. كه با دانش كنوني بشر، امكان توليد عضو يا اندام توسط اين تكنولوژي وجود ندارد و به نظر نمي‌رسد در آينده‌اي نزديك نيز اين امر محقق شود. به‌عنوان مثال، اگر قلب را در نظر بگيريم علاوه بر شكل آن كه در كاركردش بسيار حايز اهميت است، از سلول‌ها و بافت‌هاي مختلفي از جمله بافت ماهيچه‌اي، خوني، اپيدرمي، رگ و غيره درست شده است. اگر بخواهيم سلول‌هاي بنيادي را به هر يك از اين بافت‌ها تبديل نماييم، نيازمند اعمال شرايط و تيمارهاي ويژه‌اي هستيم كه فراهم كردن همه آنها به طور همزمان در يك بيورآكتور غيرممكن است. شايد در آينده بشر بتواند اين اعضاء را دربدن انسان يا حيوان توليد نمايد كه به‌ويژه در مورد دوم علاوه بر مشكلات تكنيكي با محدوديت‌هاي اخلاقي نيز مواجه است.
با اين تفاسير، كاربرد قابل انتظار بهره‌گيري از سلول‌هاي بنيادي در شرايط فعلي و آينده نزديك، ترميم بافت‌هاي آسيب‌ديده است كه در موارد فوق به آنها اشاره شد. هر چند همين كاربردها نيز در صورت فراگيرشدن، انقلابي در پزشكي محسوب مي‌شوند.

منابع:

همشهری امارات
خبرگزارى فارس
http://www.salamatiran.com
http://www.hamshahrionline.ir
http://www.irshafa.ir
http://bio.itan.ir
http://www.jazirehdanesh.com
http://www.bazyab.ir

پیوند سلول های بنیادی انسان می تواند تولید انسولین را در بدن افراد مبتلا به دیابت احیا کند

پژوهشگران علوم پزشکی می گویند درمان دیابت با سلول های بنیادی امکان پذیر شد . آنان عنوان کردند که با انجام تحقیقاتی بر روی موش ها، برای نخستین بار نشان دادند، پیوند سلول های بنیادی انسان می تواند به طور موفقیت آمیزی تولید انسولین را در بدن احیا و دیابت را در این جانوران درمان کند.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  این مطالعه که توسط دانشمندان دانشگاه بریتیش کلمبیا و واحد تحقیق وتوسعه ‘جانسن’ در نیوجرسی انجام شده است می تواند راه را برای ارائه درمان نوینی برای دیابت هموار سازد.

در این شیوه محققان مشاهده کردند پس از پیوند سلول های بنیادی، موش های مبتلا به دیابت شروع به تولید انسولین کردند .

سه تا چهار ماه بعد، این موش ها حتی زمانی که میزان زیادی قند به آنها داده شد توانستند میزان قند خون را حفظ کنند.

دکتر ‘تیموتی کفر’ یکی از ۱۳ محقق این پروژه با ابراز شگفتی از نتایج به دست آمده اظهار داشت: باید پیش از آزمایش بالینی این شیوه بر روی انسان، تحقیقات بیشتری صورت گیرد.

کفر افزود: این بررسی ها بر روی موش ها مبتلا به دیابت انجام شد که از سیستم ایمنی با عملکرد مناسب بی بهره بودند؛این در حالی است که اگر سیستم ایمنی این جوندگان وضعیت مطلوبی داشت ممکن بود سلول های بنیادی انسانی را پس بزنند.

وی ادامه داد: اکنون باید شیوه مناسبی برای حفاظت از سلول های بنیادی در برابر حمله سیستم ایمنی یافت تا پیوند این سلول ها هیچگونه واکنش ایمنی در بر نداشته باشد.

نتایح این تحقیقات درنشریه دیابت منتشر شده است

ivf(لقاح مصنویی)

لقاح آزمایشگاهی (IVF) شیوه‌ای پزشکی است که در آن سلول تخمک بالغ از زن گرفته می‌شود و با اسپرم مرد در خارج از بدن لقاح می‌یابد و رویان حاصل برای ادامه بارداری طبیعی در رحم همان زن یا زن دیگری کاشته می‌شود.

،   (IVF)  مخفف لغت های انگلیسی “باروری در درون بدن انسان” است. اولین بار با این روش در سال ۱۹۷۸ نوزادی را در یک زوج نابارور به دنیا بیاورند. چه کسانی برای انجام این روش انتخاب می شوند؟در ابتدا این روش برای زنانی به کار می رفت که لوله های تخمدانی شان دارای کارآیی لازم برای انتقال تخمک نبود.

ولی امروزه از این روش برای موارد زیادی استفاده می شود. به طور مثال مردانی که دارای اسپرم های کافی برای باروری هستندبا این روش دارای فرزند می شوند.فواید روش IVF: این روش توانسته نوزادان زیادی را چه از زنان نابارور و چه از مردان نابارور به دنیا آورد.

گرچه لقاح مصنوعی با کاشتن تخمک‌های باورشده (تخم‌ها) برای مدت درازی در پرورش حیوانات مورد استفاده بوده است، ‌اولین مورد موفقیت آمیز لقاح آزمایشگاهی در انسان که به تولد یک نوزاد انجامید، بوسیله پاتریک استپتو و آر جی ادوادز در انگلیس در سال ۱۹۷۸ به انجام رسید.

IVF به عنوان یک روش درمان ناباروری تنها هنگامی که مورد نظر قرار می‌گیرد، که ارزیابی دفیق در مورد علت ناباروری در زوج به عمل آمده باشد.

یک گروه از افراد مناسب برای IVF رنانی هستند که دچار انسداد یا فقدان لوله‌های رحم هستند که تخمک را از تخمدان به رحم منتقل می‌کند؛ از گروه‌های دیگر می‌توان به مردانی اشاره کرد که شمار اسپرم آنها پایین است یا زوج‌هایی که ناباوری غیرقابل‌توضیح دارند.

عملیات IVF شامل دریافت تخمک بالغ (که معمولا با مکش با سوزن با هدایت سونوگرافی انجام می‌شود) و قرار دادن تخمک‌ها در محیط کشت در گرمخانه در آزمایشگاه، جمع‌آوری و آماده‌سازی اسپرم و اضافه کردن آن به این محیط کشت است.

لقاح تخمک و اسپرم در آزمایشگاه معمولا در فاصله ۱۲ تا ۴۸ ساعت صورت می‌گیرد. رویا‌ن‌ بالقوه تولید شده در یک محیط رشد قرار داده می‌شود و به طور دوره‌ای زیر نظر قرار می‌گیرد تا مراحل تقسیم به دو سلول، چهار سلول و هشت سلول را بگذراند.

در طول این دوره، مادر هورمون پروژسترون دریافت می‌کند تا پوشش داخلی رحم او برای کاشتن رویان آماده شود. رویان که در این مرحله به آن “بلاستوسییست” می‌گویند، از طریق دهانه رحم به درون رحم آزاد می‌شود. در طی یک دوره سه و نیم‌روزه این بلاستوسیست درون محیط داخلی رحم شناور به نظر می‌ر‌سد. اگر عمل موفقیت آمیز باشد، رویان بالاخره در دیواره رحم کاشته می‌شود و بارداری رخ می‌دهد.

هر مرحله IVF ممکن است دچار مشکلاتی شود، اما حساس‌ترین و مشکل‌‌سازترین مرحله، مرحله کاشته‌شدن موفقیت‌آمیز رویان وارد شده به رحم است.

یک توضیح ممکن است این باشد سلول تخم در آزمایشگاه با سرعت کمتری نسبت به سلول تخم درون بدن رشد می‌کند، و همچنین رشد تخم در آزمایشگاه و رشد بافت پوششی رحم مانند باروری طبیعی به طور دقیق هماهنگ‌شده نیست.

فرآیند لقاح

در وضعیت طبیعی، از بین چند صد اسپرم مرد که به تخمک زن می رسند فقط یکی از آنها می تواند بطور موفقیت امیز تخمک را بارور کند. از ترکیب تخمک بالغ و اسپرم زنده یک موجود جدید به نام تخم بوجود می آید.

اسپرم باید دارای تحرک و انرژی کافی باشد تا بتواند خود را از ناحیه واژن به لوله رحم و در نهایت به تخمک زن برساند. سپس از لایه های اطراف تخمک عبور کرده و به داخل تخمک نفوذ نموده تا عمل لقاح یا باروری صورت گیرد. در نهایت ، جنین تشکیل میشود که به دو سلول تقسیم میگردد و سریعا این سلولها به طرف رحم حرکت می کنند که حدود ۳-۵ روز طول می کشد و معمولا روز ششم لانه گزینی انجام و پس از گذشت ۹ ماه نوزاد متولد می شود.

مشکل ناباروری

قبل از اینکه نگران ناباروری خود باشید، باید بدانید که در یک سیکل طبیعی احتمال حاملگی موفق حتی با وجود فعالیت جنسی روزانه فقط ۲۵/۰ می باشد که به آن میزان باروری گویند و بیانگر قدرت باروری یک زوج است.

تعریف ناباروری

هر گاه یک زوج با وجود تلاش برای حاملگی با داشتن مقاربت کافی در عرض یکسال ( بدون استفاده از روش جلوگیری) حامله نشوند ، به آنها زوج نابارور گویند.

شانس حاملگی

شانس حاملگی به عوامل متعدد بستگی دارد از جمله:

- سن زن، دفعات مقاربت ( نزدیکی) و زمان آن ( حوالی دوره تخمک گذاری زن)
-با افزایش سن زن ، تعداد تخمک و کیفیت آن کاهش می یابد.
-هر چه تعداد دفعات مقاربت در زمان تخمک گذاری بیشتر باشد شانس حاملگی افزایش می یابد هر چه طول دوره نازایی افراد بیشتر باشد شانس موفقیت درمان کمتر است . به همین دلیل بیماران نابارور باید هر چه سریعتر به پزشک متخصص جهت درمان مراجعه کنند.

چنانچه نازایی بیش از سه سال به طول بیانجامد از نوع طولانی خوانده می شود.

مراحل انجام IVF:

1 – مرحله جلوگیری از تخمک گذاری:

۲- زن در روز دوم یا سوم پریود خود مصرف قرص  ضد بارداری را شروع می کند. بعد از ۲ تا ۳ هفته, پزشک متخصص یک سونوگرافی از تخمدان های زن به عمل آورد. در صورتی که تخمدان ها حالت طبیعی داشته باشند, دارویی (Lupron) به زن تجویز می شود. این دارو از آزاد سازی تخمک توسط تخمدان ها جلوگیری می کند.

داروی Luopron به صورت زیر جلدی هر روز تزریق می شود. شایعترین عوارض این دارو سر درد, حالت برافروختگی چهره و خشکی واژن است. در برخی موارد از داروهای Antagon (آنتاگون) و یا Cetrotide (ستروتاید) به جای Lupron استفاده می کنند.

۲-  مرحله تحریک فولیکول:

۳-  یک هفته پس از شروع مصرف داروی Lupron یک سونوگرافی دیگر انجام می شود. اگر کیست تخمدانی مشاهده نشد (از عوارض داروی Lupron, داروی دیگری به نام گونال- اف (Gonal- F یا Follistim (فولیستیم) تجویز شده و کم کم از میزان مصرف داروی Lupron کاسته خواهد شد.

۴- دارو های گونال- اف و یا فولیستیم می تواند تخمدان ها را برای تولید تخمک های زیادی تحریک نمایند. این موضوع خیلی مهم است چون که ما برای افزایش میزان موفقیت نیاز به این دارو داریم که به جای یک تخمک بارور شده چندین تخمک بارور شده را در رحم زن قرار دهیم ( به همین دلیل است که در بعضی موارد ممکن است بیشتر از یک نوزاد در یک نوبت به دنیا بیاید) و ما به این حالت چند قلویی می گوییم.

در روز پنجم یا ششم مصرف گونال اف یا فولیستیم, در ساعات ۷ الی ۹ صبح آزمایشات اندازه گیری هورمون های استروژن انجام می شوند و یک سونوگرافی دیگر از طریق واژن انجام خواهد شد. بر اساس این نتایج, پزشک میزان داروهای فوق را تنظیم می کند. این کار تا زمان بالغ شدن فولیکول های تخمدانی ادامه خواهد یافت.

۳- مرحله بالغ کردن فولیکول ها:

در این مرحله داروی hCG برای بلوغ نهایی تخمک ها تزریق می شود.

۴- مرحله جمع آوری تخمک ها:

در این زمان زن را وارد اتاق عمل می کنند. یک متخصص بیهوشی داروی بیهوشی را به صورت آرامش بخش وریدی تزریق می کند. سپس متخصص مربوطه یک لوله متصل به دستگاه سونوگرافی را همراه با یک سوزن به نزدیکی محل تخمدان ها می رساند و با کمک سونوگرافی محل دقیق فولیکول ها را در تخمدان ها پیدا می کند. سپس توسط سوزن مخصوص مایع فولیکول را همراه با تخمک های درون آن را به درون سوزن می کشد. این کار حدوداً ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول می کشد.

۵- مرحله باروری:

در این مرحله اسپرم مرد تهیه می شود و این مقدار اسپرم را همراه با مایع فولیکول تخمدانی زن به آزمایشگاه IVF می برند.

برخی از مردان نمی توانند اسپرم کافی را از خود تخلیه نمایند. بنابراین با استفاده از روش های خاصی مقدار اسپرم مورد نظر را از داخل بیضه مرد توسط سوزن تخلیه می کنند.

اگر اسپرم مرد کافی بوده و مشکل ناباروری مربوط به زن باشد , مایع اسپرم مرد را با مایع فولیکول زن مخلوط می کنند و پدیده لقاح خود به خود رخ می دهد. یعنی اسپرم ها در تخمک ها نفوذ کرده و تخمک ها را بارور می کنند. ولی اگر اسپرم مرد ضعیف بوده و یا ناقص باشد, باید اسپرم های سالم را با سوزن های بسیار ریز زیر میکروسکوپ در درون تخمک تزریق نمود.

یک روز پس از انجام این کار, می توانیم بگوییم که چند تخمک را توانسته ایم بارور کنیم.

۶- مرحله ریکاوری:

پس از آنکه تخمک های زن را در مرحله جمع آوری تخمک در اتاق عمل جمع آوری کردیم, زن مرخص می شود و برای استراحت به خانه می رود. زن ممکن است دچار درد خفیف شکم و یا خونریزی خفیفی نیز بشود. برای تسکین درد از استامینوفن استفاده می کنند.

۷- مرحله تزریق پروژسترون:

در این مرحله پروژسترون (۱ سی سی در روز) به زن تزریق می شود. البته ژل واژینال Crinone نیز همین خاصیت پروژسترون را دارد. در هر صورت پروژسترون سبب می شود که در جدار داخل رحم سطح مناسب برای چسبیدن و لانه گزینی جنینها ایجاد شود .

۸- مرحله انتقال جنین:

حالا ما دارای جنین هایی هستیم که در محیط آزمایشگاهی با لقاح مصنوعی تولید کرده ایم. ما عموماً ۲ تا ۴ تا جنین را زیر میکروسکوپ انتخاب کرده و آنرا در درون رحم زن منتقل می کنیم.

پس از انجام این کار زن را به خانه منتقل نموده و پس از ۳۶ ساعت استراحت او می تواند فعالیت روزمره خود را ادامه دهد.

۹- مرحله تست بارداری:

دو هفته پس از انجام عمل یک تست بارداری قبل از ساعت ۹ صبح انجام می شود. و نتیجه موفق یا ناموفق به زوجین اعلام خواهد شد.

توصیه های خوب برای زوج های علاقه مند به بارداری:

۱- ترک سیگار, الکل, داروهای مضر و …

نکته ای که زوجین باید بدانند این است که بر اساس تحقیقات کنونی, حتی اسپرم های آسیب دیده هم قادر به بارداری تخم هستند.

بنابراین نا امیدی در باروری معنی ندارد.

از قول پزشکان متخصص, قبل از هر گونه عمل لقاح مصنوعی بهتر است به مدت ۳ ماه توصیه های فوق را اجرا کنید.

چون ممکن است بدون نیاز به روش های مصنوعی توانایی باروری خود را بازیابید.

انتخاب جنسیت فرزند:

از دیر باز تا کنون دانشمندان در اندیشه انتخاب جنسیت فرزندان بودند. در حال حاضراز روش موفقی (با موفقیت ۸۰%) که توسط دکتر دونالد اریکسون ابداع شده است, استفاده می کنند.

در این روش اسپرم های x و y را از هم جدا نموده و اسپرم های دارای جنسیت مورد نظر را وارد رحم می کنند.

طول مدت این عمل حدود ۴ ساعت است و میزان موفقیت آن (۸۰%) می باشد.

در حال حاضر هزاران نوزاد با این روش در دنیا متولد شده اند .

تخم مرغ

پنـج دلیـل خـوب برای مصـرف تـخم مـرغ


بر خلاف گذشته که تخم مرغ به عنوان یک ماده غذایی نامناسب تلقی می‌شد امروزه متخصصان معتقدند که این "بیضی خوشمزه" ارزش غذایی زیادی دارد و بطور کلی تخم مرغ برای سلامتی بدن بسیار مفید است. در مطلب پیش رو پنج دلیل خوب برای مصرف تخم مرغ را حضور شما دوستان پرشین استار ارائه می‌دهیم و تصمیم را به عهده‌ی خودتان می‌گذاریم که از این ماده‌ی غذایی مفید استفاده کنید یا نه. ولی در عین حال توصیه می کنیم تخم مرغ را به صورت کامل مصرف کنید زیرا 90 درصد کلسیم و آهن آن در زرده‌ی آن و نصف پروتئین‌های آن در سفیده می‌باشد.

اگر علاقه‌ی چندانی به تخم مرغ ندارید و این ماده‌ی غذایی را از برنامه‌ی غذایی‌تان حذف کرده‌اید این 5 دلیل تلنگری خواهد بود تا نظرتان راجع به آن عوض شود. پس لطفا با ما همراه باشید ...

1. تخم مرغ سرشار از ویتامین است


همین تخم مرغ کوچک حاوی ویتامین‌های ضروری متفاوتی است که برای سلامت بدن لازم هستند از قبیل:
ویتامین B2 که باعث می‌شود بدن مواد غذایی را به انرژی تبدیل کند.
ویتامین B12 که برای تولید گلبول‌های قرمز ضروری است.
ویتامین A یا همان رتینول که قوه‌ی بینایی را تقویت می‌کند.
ویتامین E که با رادیکال‌های آزاد مبارزه می‌کند. رادیکال‌های آزاد به سلول‌ها و بافت‌های بدن آسیب می‌زند که دلیل اصلی ابتلا به سرطان است. باید بدانید که ویتامین A و B2 همچنین برای رشد مفیدند. حتماً به کودکانتان تخم مرغ بدهید. مصرف تخم مرغ برای رشد آن‌ها بسیار مفید است.

2. تخم مرغ همیار لاغری است

حتماً تعجب کردید؟ تخم مرغ را چه به لاغری؟ بدون شک پیش از این بارها شنیده‌اید که تخم مرغ باعث چاقی می‌شود یا برای سلامتی مضر است. اما باید بدانید که نتایج پژوهشی که در Rochester Center for Obesity Research انجام شده نشان می‌دهد مصرف تخم مرغ برای صبحانه باعث می‌شود که 400 کالری کمتری دریافت کنید. این میزان کاهش کالری به این معنی است که در ماه 1.3 کیلو گرم وزن کم می‌کنید.
احتمالاً دلیل این مسئله این است که تخم مرغ احساس سیری طولانی مدتی تولید می‌کند و بعد از خوردن آن شما نیازی به مصرف میان وعده احساس نخواهید کرد. درست است که تخم مرغ حاوی کلسترول است اما هیچ دلیل قانع کننده‌ای وجود ندارد که تخم مرغ میزان کلسترول خون را افزایش می‌دهد.

3. تخم مرغ سرشار از مواد معدنی ضروری است


تخم مرغ سرشار از آهن، روی و فسفر است که بدن به آن‌ها نیاز فراوانی دارد. خانم‌ها بعد از عادت ماهیانه این مواد معدنی را از دست می‌دهند و باید آن را جبران کنند در غیر اینصورت کمبود این مواد باعث ایجاد احساس خستگی در آن‌ها شده و زود رنج و پرخاشگر می‌شوند. محققان دانشگاه Caroline du Nord فرانسه مشاهده کرده اند که یکی از ترکیبات زرده‌ی تخم مرغ به نام کولین choline احتمال ابتلا به سرطان سینه را به میزان 24 درصد کاهش می‌دهد. روی یا همان زینک یکی از عناصر ضروری است که سلامت سیستم ایمنی بدن را تضمین می‌کند و باعث می‌شود بدن مواد غذایی مصرفی را به انرژی تبدیل کند. فسفر یک نقش کلیدی در تأمین سلامت استخوان‌ها و دندان‌ها ایفا می‌کند. علاوه بر این تخم مرغ حاوی ید نیز هست که برای هورمون‌های تیروئید حیاتی محسوب می‌شود و سلنیوم موجود در آن، آنتی اکسیدانی است که در مقابله با سرطان موثر عمل می‌کند.

4. تخم مرغ کالری کم و پروتئین خوبی دارد


یک عدد تخم مرغ متوسط 70 تا 85 کالری و 6.5 گرم پروتئین دارد. سه عدد تخم مرغ (210 تا 225 کالری) حاوی 19.5 گرم پروتئین است. زنان به طور متوسط روزانه به 50 گرم پروتئین نیاز دارند. یعنی اینکه 3 عدد تخم مرغ نیمی از نیازهای روزانه‌ی آن‌ها را تأمین می‌کند. البته توجه داشته باشید که نیاز به پروتئین در افراد مختلف با توجه به وزن و میزان فعالیت‌های روزانه‌ی آن‌ها متفاوت است و لازم نیست همه نیازهای یک فرد به پروتئین فقط با یک ماده غذایی تامین شود. توصیه می‌کنیم برای شناخت میزان نیازتان با پزشک مشورت کنید. یک بشقاب املت با 3 عدد تخم مرغ به همراه نان کافی است تا چندین ساعت احساس سیری کرده و نیازی به خوردن غذا احساس نکنید.


5. تخم مرغ با سرطان سینه مقابله می‌کند


نتایج پژوهشی که در سال 2003 در دانشگاه هاروارد انگلیس انجام شد نشان می‌دهد نوجوانانی که روزانه 3 عدد تخم مرغ مصرف می‌کنند در سنین بزرگسالی کم‌تر به سرطان سینه مبتلا می‌شوند. در سال 2005 پژوهش‌های دیگری انجام شد و محققان ثابت کردند زنانی که در هفته 6 عدد تخم مرغ می‌خورند 44 درصد کمتر از زنانی که در هفته 2 عدد یا کمتر تخم مرغ می‌خورند به سرطان سینه مبتلا می‌شوند.
در آوریل سال 2008، محققان دانشگاه Caroline du Nord فرانسه مشاهده کردند که یکی از ترکیبات زرده‌ی تخم مرغ به نام کولین choline احتمال ابتلا به سرطان سینه را به میزان 24 درصد کاهش می‌دهد. مصرف دو عدد تخم مرغ برای صبحانه نصف نیاز روزانه‌ی بدن را به این ماده تأمین می‌کند.




و اما یک خاصیت درمانی معجزه آسا از تخم مرغ


روایت زیر را که مرور خواهید کرد یکی از دوستان در گروه اونو تهیه کردند و فرستادند که به نوعی آموزش استفاده از تخم مرغ برای درمان سوختگی هست. لطفا این نوشته رو از دست ندید :



در افغانستان سوختم و دو ماه جهنمی رو در تهران گذروندم. روزهایی که از زور درد و ناراحتی مرگ خودم رو آرزو می کردم.

درمان معجزه آمیز سوختگی
مرد جوانی مزرعه اش رو با سم آفت کش سمپاشی می کرد و می خواست بدونه که چقدر از سم در مخزن باقی مونده. درپوش رو برداشت و فندک رو روشن کرد. بخار بلند شده از سم آتش گرفت و سراسر بدن اونو در بر گرفت. اون از روی تراکتور پائین پرید و فریاد زد. زن همسایه با حدود 10 تخم مرغ از خونه بیرون دوید و در عین حال فریاد می کشید "تخم مرغ بیارید". او تخم مرغها رو شکست و سفیده رو از زرده جدا کرد". وقتی آمبولانس رسید و مسئولین کمک های اولیه مرد جوان رو دیدن پرسیدن "کی این کارو کرده؟" همه به اون زن اشاره کردن و مامورین به اون زن تبریک گفتن. "شما صورت اونو از نابود شدن نجات دادین". در انتهای تابستان مرد جوان دسته گلی به اون زن تقدیم و از اون تشکر کرد. صورتش مثل صورت یک بچه صاف شده بود.



در ذهن داشته باشین که این روش درمان شامل آموزشهای مامورین آتشنشانی هم هست. کمک های اولیه شامل پاشیدن آب سرد بر سطح صدمه دیده و کاهش درجه حرارت برای جلوگیری از سوختگن لایه های زیرین پوسته. بعد سفیده تخم مرغ رو روی اون نقطه پخش کنید.



زنی که قسمت زیادی از دستش رو با آب جوش سوزانده بود، با وجود درد زیاد، آب سرد روی دستش ریخت (که خیلی هم دردناکه. من کشیدم می دونم) دوتا تخم مرغ رو شکست و زرده رو از سفیده جدا کرد، کمی اونها رو هم زد، و دستش رو در سفیده فرو برد. سفیده روی دستش خشکید و لایه ای روی دستش کشیده شد. بعداً یاد گرفت که سفیده تخم مرغ یک کولاژن طبیعیه و در تمام بعد از ظهر هر یک ساعت لایه دیگری بر لایه های فبلی افزود. در بعد از ظهر دیگه دردی احساس نمی کرد و روز بعد بسختی میشد اثری از سوختگی دید. 10 روز بعد، هیچ اثری باقی نمونده و پوست رنگ طبیعی شو بدست آورده بود. نواحی سوخته شده به لطف کولاژن موجود در سفیده تخم مرغ که پر از ویتامینه کاملاً ترمیم شده بود.

منبع:پرشین استار